سلام
من زنی 25 ساله ام و یه دختر خوشگل11 ماهه دارم و نمایندگی بیمه دارم و2 ساله ازدواج کردیم و عاشق شوهرم و زندگی ام هستم اما من از شوهرم انتظار دارم بهم اجازه بده برم باشگاه یا پیاده روی با دخترم(توکالسکه اش) اما اون دوست نداره حتی خونه مامانم که همسایه ایم و دو قدم راهه بازم با ماشین میبره ضمناً من قبل از ازدواج تو دانشگاه دوستای دختر زیادی داشتم که هر وقت دلم میگرفت یا مشکلی داشتم باهاشون حرف میزدم خالی میشدم اما حالا خیلی احساس تنهایی میکنم دوست دارم یه دوست داشته باشم تا بعضی وقتا درد و دل زنانه کنیم راستش من شغلم جوریه که اونجام تنهام تو بیمه منو بابامیم و بعضی وقتا واسه کاری میرم شعبه مون که اونجام خانومای همکارم انقد کار دارن که نمیشه باب دوستی رو باز کرد.لازم به ذکره که شوهرم بهم اعتماد داره و قبلاً همسایه بودیم و منو میشناسه و اهل دوست پسر بازی و این حرفا نبودم.میدونم اون خوبی منو میخواد اما آخه منم دلم میگیره ... بچه ها کمکم کنین تا این انتظارو از شوهرم نداشته باشم یه مدته بدجور فکرمو مشغول کرده.ممنون میشم نظر بدین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)