سلام دوستهای عزیز راستش رو بخواهین من تازه دیروز اومدم چون واقعا احتیاج داشتم فکرم رو مشغول کنم با این که کلا خیلی مشغله فکری و کاری دارم ولی تو این چند وقت از نظر فکری بهم ریختم . نمیگم به همه دخترها شک دارم اصلا حق گفتن این حرف رو ندارم . ولی تجربه خوبی در رابطه با مسایل عاشقانه ندارم . به مو قعش تمام جریان رو تعریف می کنم ولی خیلی دوست دارم بدونم چطور می تونه یک آدم سه سال همزمان با دو نفر باشه و انقدر خوب رفتار کنه که هیچ کدوم شک نکنند . و اخرش هم که همه چیز لو رفته باز هم از رو نمیره و در کمال خونسردی نفرین میکنه و آخرش هم میگه چون تو به من تهمت زدی پس ما نمی تونیم با هم باشیم . نمیدونم ولی این با ذهن من با منطق من با مانیفست من جور در نمی اد . لطفا اگه شما نظری دارید بگید ؟