rsrsعزیز سلام و خسته نباشید....
بله آنان مردمان نه مقاله می خوانند و نه .............
فکر می کنی پس چرا این گونه هستند ؟؟؟سرشار از عشق
چون در وجودشان بانک اطلاعاتی و منبع مهمی وجود دارد که منشاء تمام مقالات جهان است و آن ........عشق است و دوست داشتن است اما از نوع خالص...
حال می گویید ""خالص"" یعنی چه؟؟؟ خالص یعنی فقط خود شدن.....خالص یعنی در هر موقعیت و در هر مقام و در هر ........خود بودن...
خالص بودن یعنی اینکه من نقاب که همینک در حال پاسخ دادن به شما هستم ::: بدانم که فرقی ندارد چه کسی مقابلم ایستاده و فرقی نمی کند من در چه محیطی هستم چه مجازی و چه واقعی ""خود"" باشم...
آن مردمانی که شما می گویید ..... با ما """اختلاف"" ندارند بلکه ""مختلفن""...
آنان از همان لحجه شیرین خود در هر موقعیتی استفاده می کنند مهم نیست برایش چقدر دشوار باشد و یا با تمسخر عده ای روبه رو شوند ....فقط خود را گم نمی کنند..
من جوان امروزی (خودم را می گوییم به کسی برنخورد) شده ایم تابع آب و رنگ......اما در عین حال از مدنیت و برابری صحبت می کنیم...مگر می شود؟؟؟؟
آن زن روستایی هم شاید تابع رنگ باشد ولی هرگز ""تابعیت"" خود را تغییر نمی دهد... تازه سخنی از عدالت و برابری هم نمی گویید چون برابری و لذت را در خالص بودن می بیند.. خالص بودن او اینگونه است که در انتخابش شک نمی کند ..می داند باید پایبند به اصول باشد.. می داند همه کاستی دارند و می داند همه ...یار پاک او نمی شوند... زیرا می پذیرد و پذیرفته و دانسته """عشق"" در وجود خودش است و این عشق پاک را هدیه می دهد به هم نوع خود و یارش...
من جوان امروزی ..اهدافم را بر شی یا شخص متمرکز کرده ام تا خود و خویشتن...
می گوییم در این دنیا اگر زرنگ نباشی و دیگران را مات نکنی قطعا در معرض کیش شدن خواهی بود.
بخدا همیشه در حال مبارزه کردن هستیم...در یک درون با خود و در بیرون با دیگران...
خب دیگر انرژِی باقی نمی ماند تا عشق ورزیم چون یاد گرفته ایم عشق باید متقابل باشد.
چون یادمان رفته باید در راه خدا کاری را انجام دهیم....
ان روستایان به خود و دیگری عشق می ورزند بخدا قسم در راه خدا....نه بخاطر خود و دیگری
نمی گوییم باید متعصب باشیم نه پیشرفت همسو با جامعه هم ضروریست ولی در درون با او باش.
فقط یک کلام..........خود را دوست بدار و ارزشت را حفظ کن ...هم رنگ باش اما تابعیتت را گم نکن.....خود دوست باش...ولی مغرور نشو......به یاد او باش.....اما از دنیا غافل مشو...
عاشق باش....اما تغییر مکن..........
در ضمن آغاز خود شناسی.....همراه با دیگرزادیست.....در این راه مشکلات زیاد است و موانع بسیار....
هیچ انسانی کامل نیست....هیچ کاملی هم انسان نیست ...پس انسان در طی مراحل زندگی باید به سوالاتی پاسخ دهد....خودش را به چالش کشد و این چالش همواره با عدم رضایت همراه خواهد بود. عدم رضایت انسان ها در گروه مطرح کردن مشکلات و ناراحتی ها آغاز می شود و رفته رفته انسان می پذیرد چگونه زندگی کردن را.....
بنابراین اگر من ناراضی هستم در حال طی مراحل دشو.ارم.......ولی وای به حالی که ""درجا زنم""".
می شود خوب بود و راضی.......اما اطمینان می دهم راضی بودن از زندگی مفد بدست نمی آید ...فردی می خواهد که سپری کرده باش ناراحتی ها را و پیشرفت کرده باشد...
طعم رضایت.....تنها در ناراضی بودن می چسبد. طعمی که شیرینیش تلخی عدم رضایت را خنثی خواهد کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)