
نوشته اصلی توسط
طاهره
گذشته ، از اون جهت اهمیت داره که من و تو ضمن اینکه سعی کنیم در چمبره ی نتایج بعضا تلخ و ناخوشایندش گرفتار نشیم ، بتونیم از ورای اون به ظرف خوشبختیمون نگاه کنیم و رفتارها ، افکار ، احساسات و تصمیمات خودمون رو در قالب کلیت و در تعامل با اثرات و نتایجی که در جای جای زندگیمون داشته تحلیل و جمع بندی کنیم ...و از مجموع اونها آگاهانه یاد بگیریم که چطور بهتر زندگی کنیم ... و این پروسه ای ادامه دار و همیشگی ست که حتی در صورت بی توجهی ما به شکلی ناخوداگاه اتفاق می افتد ... پس چه بهتر که حواسمون باشه و با ظرافت و تیزبینی تشخیص بدیم که اگر امروز از چیزی می ترسیم یا پرهیز می کنیم یا دوستش نداریم یا ازش خوشمون میاد یا بی اثر می دونیمش و ... نتیجه ی تجربیاتی ست که در دراز مدت و در شرایط مختلف کسب کرده ایم و ان را اندوخته ایم ...
از طرفی روشنه که ما همیشه به همه چیز آگاه نیستیم و چون محدود به دو بعد زمان و مکان هستیم بروز اشتباه امری طبیعی به حساب میاد اما این محدودیت به هیچ وجه نافی و ناقض عملکرد طبیعی خرد و عقل ما نیست ... و اتفاقا اون چیزی که مکمل و یاری دهنده عقل ماست تجربه ناشی از پشت سر گذاشتن بحرانها و سختیهای مختلف است. بهای کسب تجربه هم چیزی جز تحمل رنج و روبرو شدن با آنچه گاهی طاقت فرسا به نظر می رسد ، نیست .
رمز موفقیت و بهره مندی از آرامش و رضایت در زندگی ، حفظ تعادل در همه چیز است .
مثلا :
- مهربون باشیم و عاشق دیگران اما نه به گونه ای که کسی ما رو نبینه و احساسمون رو وظیفه ای در قبال خودش بدونه.
- قاطع باشیم و در تصمیم گیری نافذ اما نه به گونه ای که باعث رنجش دیگران بشیم .
- بدونیم که کلمات و واژه ها قدرت جادویی دارند مشروط بر اینکه به موقع و بجا از اونها استفاده کنیم .
- اجازه ندیم کسی تحقیرمون کنه و یا حقوقمون رو نادیده بگیره اما ادب رو فراموش نکنیم .
- ببخشیم اما نه اونقدر که خودمون زیر پا له بشیم .
- مسئول احساسات و افکار خودمون باشیم . و کسی را مسئول اشتباهاتمون ندانیم .
- قیمتی که برای خوشحالی و خوشبختی دیگران می پردازیم به قیمت تباه شدن خودمون و زندگیمون نباشه یا به عکس.
- ....
شعار انسانهای بزرگ :
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت .
علاقه مندی ها (Bookmarks)