سلامی دیگر..
"چشم بارانی" عزیز شما از یک طرف دوست دارید "مستقل" شوید و از طرفی دیگر نمی توانید این حس استقلال را بدون حمایت و تایید خانواده کسب نمایید.
همین می شود که از طرفی از پدرومادر خود دل خوشی ندارید و از دخالت های انان سرخورده اید و از طرفی بدون یاری انان نمی توانید خود واقعی را نشان ....مثلا همان طور که خود اشاره می فرمایید بدون مادر برایتان بسیار سخت هست تا در جمعی حاضر شوید.
شاید از کودکی یاد گرفته اید که در مقابل دیگران و در برخورد با انان بسیار محتاط عمل کنید...و این شیوه تربیتی خانواده شما بوده(البته شاید)
مشکل اساسی شما در این است که خود نمی توانید برای اینده و حالتان تصمیم بگیرید.
از قبول مسئولیت کمی ابا دارید بخصوص مسئولیت هایی که به نوعی به خانواده و اطرافیان مربوط می شود.
حتی این حس عدم استقلال چنان در شما رخنه کرده است که رضایت و تصمیم خانواده را رضایت خود و ناراحتی انها را ناراحتی خود می پندارید.(نمونش خرید زمین)
این رفتار می تواند حتی در "ازدواج" شما نیز تاثیرگذار باشد زیرا قطعا کسی را انتخاب خواهید کرد که ابتدا و در وهله اول مورد قبول خانواده باشد...حتی اگر شما نیز نپسندید مهم نیست.(نمونش در خرید لباس)(واگذاری تمام مطلق نظر به مادر)
اما چگونه این رفتار را اصلاح کنیم...
اولین قدم اثبات خویشتن است....مهم نشان دادن وجود خویش و متقابلا نظر خویش.
""چشم بارانی"" عزیز قطعا شما از کسانی هستید که بر فرض اگر در جمع دوستان قرار گیرید و آنان بخواهند تصمیم بگیرند و نظر شما را جویا باشند می گویید من تابع نظر جمع هستم هر گونه شما صلاح می دانید..شاید تنها در جمع دوستان بسیار صمیمی نظر حود را بگویید.
پس اولین قدم....ارزش گذاری به نظر خویشتن است....و مهم نگاه داشتن نظر شما بر تصمیم گروه و دیگران.
همواره نظر خود را بیان نمایید حتی اگر در جمعی باشید که با عقایدتان مخالف باشند.
از تایید نشدن ترسی نداشته باشید.....
دوست عزیزم خودتان را عاشقانه دوست بدارید و قبول کنید....هرگز خود را با دیگری مقایسه نفرمایید.
پس اولین قدم ابراز نظر خویشتن است ....شاید بگویید من بسیار راحت و بدون تنش در کلاسها کنفراس می دهم و نظرم را بیان می نمایم......این هم برمی گردد به نوع نگاه شما نسبت به کلاس و استاد مربوطه..و به اینکه چقدر با استاد و دانشجوها طی روند کلاس صمیمی شده اید و انها را قبول دارید...
بنابراین نه تنها در جمع هایی را ان را قبول دارید بلکه در سایر جمع ها و میان خانواده و اطرافیان "نظر خود را بیان نمایید""
یک راه حل هم سراغ دارم اگر واقعا برایتان دشوار است نظر خود را مطرح کنید...می توانید نظر و اعتقاد خود را با لحنی خوش و شوخی مانند بیان نمایید تا زیاد استرس بر شما حکم فرما نشود...
پس اولین قدم را فهمیدیم.....ایا تا بحال گفته هایی که اشاره کردم را انجام داده اید یا نه؟؟موفقیت امیز بود یا نه؟؟؟
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)