[/color]در شهر شما دلم هوایی شده است
هر لحظه به دنبال صدایی شده است
هر روز کسی عاشق من می گردد
شاید که دلم حاتم طایی شده است
حتی اگر چراغ راهنما هم سبز باشد
عبور نکن
چراغ های سبز دیگری در حاشیه خیابان اند
که تماشا می طلبند
و زیر افتاب سایه روشنی دارند.
درخت..درخت است.
حتی اگر.
حریر سیاهی از دوده های چهارراه را
بر تن داشته باشد
در دلش گرچه جز درد و غم نیست
بازهم می شود زندگی کرد
بازهم جای پرواز کم نیست
می شود در دل تیره خاک
بازهم بذر شادی بپاشیم
می شود با کمال صداقت
با همه صاف و روراست باشیم
می شود باغ را مثل نارنج
در دل سرد پاییز خنداند
سنگ را می توان قلقلک داد
می توان کوه را نیز خنداند
گر چه دنیای ما غصه دار است
بازهم می شود زندگی کرد
در جهانی که نامش زمین است
می توان عاشقی...بندگی کرد.
بهناز جعفری....امیر معینی...سونیا حمله خوان








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)