نوشته اصلی توسط نقاب
نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
سلام:
عجب بحث زیبایی شده است و من خوشحالم که دوباره فعال شد و گویا دارد به جاهای زیبایی می رسد.....
دقیقا به همان نقطه ای که اینجانب از ابتدای بحث منتظر ان بودم و به وقوع نپیوسته بود تا الان.....
درست به نقطه ای از تفاوت دیدگاه ها که در هر جامعه ای وجود دارد و به قولی هیچ گاه با چند سخن کوتاه در تالار نمی توان نظر احاد مردم را تغییر داد..
در این مقوله چیزی که بسیار اهمیت داد این است که هیچ کدام از ما از بحث خود نباید در جهت راضی کردن طرف مقابل استفاده کنیم..منظورم را شاید نتوانم درست بگویم ولی دقیقا همین نقطه نقطه این است که
آیا مراسم عروسی بگیریم یا خیر؟
اگر بگیریمن سنتی بگیریم یا خیر؟
چه مقدار تجملات کافی است؟
خب اینها به همراه هزاران سوال دیگر همیشه وجود داشته است ولی من تصورم در این بحث یک چیز است....
به نظر من نباید حواشی یک مراسم همان طور که همه دوستان هم این نظر را داشتند انقدر مهم و پر رنگ باشد که اصل قضیه فراموش شود ....
بسیاری از دختران هستند که حتما در این تالار هم هستند که نظری کاملا مخالف نظر فرشته مهربان عزیز دارند یعنی انان زیبایی یک جشن را در لباس آنچنانی و سفره های عقد چند متری ..ماشین های لوکس ..کیک 10 طبقه می دانند و نقاب گرامی حتی با طیب خاطر تمام ان توضیحات علمی شما هم تالاری محترم را در رابطه با خستگی ها و افسردگی ها نمی پذیرند..چون حقیقتا بسیاری از دختران در مقایسه با پسران این مراسم را می پسندند...
نمی دانم توانستم منظور خود را بگویم:؟
شما تصور کن فردی را برای ادامه زندگی خود در نظر گرفته ای همه چیز زیبا و قشنگ است و ناگاه شمادر مقابل خواست ان خانم که دوستش هم دارید برای برپایی جشن عروسی با فلان لباس و فلان ماشین مواجه می شوی..یا حتی با مراسمی سنتی که دوستمان گفتند و شما در مقابل ان همه ارزوی ایشان و تصور زیبای او در قرار گرفتن در لباس عروسی در کنار شما با پیشنهاد شما برای برپایی جشن در مثلا پرورشگاه مواجه می شود....
هستند کسانی با این دیدگاه و من هم دیدم ولی باید بپذیریم انگشت شمارند دوست من....
حالا شما چه می کنید ...با این دید راسخ خود که جشن نمی گیرم راسخ می مانید؟پس ارزوهای ان دختر خانم که به خاطر شما همه چیز را می خواهد کوتاه می ایید یا مصرانه بر دید خود می مانید؟
آیا تصور نمی کنید برای برپایی یک مراسم از همان ابتدا در حقیقت باید هر دو طرف به یک نقطه با تفاهم برسید..یعنی عدم اصرار به کاری خلاف میل هردو شما.....
هر خانواده با فرهنگ خود مراسمی می گیرد...من روزی مصاحبه ای خواندم دختر خانمی می گفت وقتی پدر شوهر من با یک تلفن 100 ملیون پول وارد حسابش می شود چرا من لباس 10 ملیونی با جواهر نپوشم؟؟؟؟؟؟
اینان هم حقایقی از جامعه اند..هم صحبت های فرشته مهربان ..هم شما ..هم امثال من که می گوییم باشد و حتی تا حدودی شلوغ هم باشد ولی زیبا و خاطره انگیز....
به نظر من این گونه مراسم را نمی شود با نظرات کارشناسانه یا مثلا توضیحات افسردگی در حقیقت جلو برد دوست من..چون اولین جواب شما این خواهد بود که من لباس عروس نپوشم با دوستانم نرقصم چون چند مدت بعد افسرده می شوم؟
پس چرا دیگران نشدند؟
پس چرا دوستم هنوز با دیدن عکس هایش لذت می برد؟
چرا پشیمان نیست؟
............
دوست من و سایر دوستان..من از این بیانات در حقیقت می خواهم شما تصور کنید مثلا من که نه X مقابل شماست و این سوالات را از شما دارد آن هم نه خشک و رسمی با عشق و علاقه محبت....
تصور کنید ایا ان روز هم می شود این پاسخ ها را بیان کرد...
در هیچ کاری افراط و تفریط صلاح نیست به نظر من..نه انقدر سنتی که اگر سنت خوب بود امروز هم تا حدی زیاد بود..نه نبود چیزی که منشا شادی ها هم هست......
همه چیز بر پایه فرهنگ ان جامعه است..شما جواب ان خانم با لباس 10 ملیونی را هیچ گاه با توجیه سیره اهل بیت و یا بیان افسردگی و.... نمی توانید بدهید....
البته اینان نظر من است و اینکه صریح نوشتم حمل بر رد یا قبول نظر کسی نیست خواستم تا حقایق را ملموس بنویسم..همین......
فعلا
خسته نباشید....








:
....

علاقه مندی ها (Bookmarks)