به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: جشن (مراسم عروسی) آری یا خیر؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
    ما وقتی می توانیم فرهنگ سازی کنیم که یک موضوع و هدف را قبول داشته باشیم....در صورتی که بنده مخالف سرسخت "جشن عروسی" هستم.

    فرشته مهربان می گویند بهتر نام تاپیک را""، مراسم عروسی چگونه باشد ؟"" می گذاشتیم ...ولی فرشته مهربان عزیز بهتر است "واقعیات" جامعه را پذیرفت.... امروزه و در کشور مراسمی که با عنوان جشن عروسی برگزار می شود حتی در کم هزینه ترین و اصولی ترین آنان .....یک اصل رعایت نمی شود و آنهم اصل "تغییر" است.

    کمی دیدمان را تازه کنیم تا کی در مراسم کهنه قدیمی در حا خواهیم زد.... چه کسی گفته است گرفتن مراسم عروسی....موجب مستحکم شدن پایه های زندگیست.

    اری متاسفانه اغلب ما "خودخواهیم".....حاضریم تنها بخاطر یک روز شادی و فخر... ارزشمندترین اصول را زیر پا گذاریم.
    مگر تنها با گرفتن مراسم عروسی می توان دیگران در "شادی" زندگی سهیم کرد....
    مگر نمی شود تنها با یک سوم مخارج و تلاش های بیهوده این چنین مراسمی .... دل چند کودک پروشگاهی را شاد کرد.

    اری می شود.....در یک پرورشگاه یا خانه سالمندان ...مراسم ساده ای برگزار کرد و زندگی را با دعای خیر کسانی اغاز نمود که هیچ پشت و پناه و فردی را در زندگی ندارند.

    مگر این "شادی" نیست؟
    یا حتما باید مراسم جشنی گرفت و اطرافیان را که هیچ نیازی(عاطفی..روحی) ندارند در شادی خود سهیم کرد.

    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    [align=justify] لازم به یادآوری است که وجوبی بر آن نیست و آنچه هست سلیقه است ، و آنچه وجوب نیافته و سلیقه

    و عرف رایج کرده را هم نمی توان نظر به نفی وجوبی کرد و بایسته و شایسته اینه که ترویج شکل مقابل

    آن را داشت ، با برجسته کردن نمونه های تحقق یافته و آثار و برکات آن و تحلیل بی محتوا بودن و اثرات

    مخرب و ضد آرامش و نشاط ، برنامه و مراسم های عرف آفرین غیر ضرور (در تمام مراحل ازدواج ، نه

    فقط مراسم عروسی ) ، می توان فرهنگ سازی نمود .

    وقتی این گونه بخواهیم در جهت نفی چیزی که وجوبی بر آن مترتب نیست قدم بر داریم ، ممکن است

    نهایتاً بشود این سخن از سوی بعضی که :

    " جناب نقاب کسی شما را مجبور نمی کند ، مراسم عروسی نگیر "
    [/align]

    [align=justify]یعنی ، به ما کاری نداشته باش ( منظورم احاد جامعه است ) )[/align]


    ***

    سلام:

    عجب بحث زیبایی شده است و من خوشحالم که دوباره فعال شد و گویا دارد به جاهای زیبایی می رسد.....
    دقیقا به همان نقطه ای که اینجانب از ابتدای بحث منتظر ان بودم و به وقوع نپیوسته بود تا الان.....

    درست به نقطه ای از تفاوت دیدگاه ها که در هر جامعه ای وجود دارد و به قولی هیچ گاه با چند سخن کوتاه در تالار نمی توان نظر احاد مردم را تغییر داد..
    در این مقوله چیزی که بسیار اهمیت داد این است که هیچ کدام از ما از بحث خود نباید در جهت راضی کردن طرف مقابل استفاده کنیم..منظورم را شاید نتوانم درست بگویم ولی دقیقا همین نقطه نقطه این است که
    آیا مراسم عروسی بگیریم یا خیر؟
    اگر بگیریمن سنتی بگیریم یا خیر؟
    چه مقدار تجملات کافی است؟
    خب اینها به همراه هزاران سوال دیگر همیشه وجود داشته است ولی من تصورم در این بحث یک چیز است....
    به نظر من نباید حواشی یک مراسم همان طور که همه دوستان هم این نظر را داشتند انقدر مهم و پر رنگ باشد که اصل قضیه فراموش شود ....
    بسیاری از دختران هستند که حتما در این تالار هم هستند که نظری کاملا مخالف نظر فرشته مهربان عزیز دارند یعنی انان زیبایی یک جشن را در لباس آنچنانی و سفره های عقد چند متری ..ماشین های لوکس ..کیک 10 طبقه می دانند و نقاب گرامی حتی با طیب خاطر تمام ان توضیحات علمی شما هم تالاری محترم را در رابطه با خستگی ها و افسردگی ها نمی پذیرند..چون حقیقتا بسیاری از دختران در مقایسه با پسران این مراسم را می پسندند...
    نمی دانم توانستم منظور خود را بگویم:؟
    شما تصور کن فردی را برای ادامه زندگی خود در نظر گرفته ای همه چیز زیبا و قشنگ است و ناگاه شمادر مقابل خواست ان خانم که دوستش هم دارید برای برپایی جشن عروسی با فلان لباس و فلان ماشین مواجه می شوی..یا حتی با مراسمی سنتی که دوستمان گفتند و شما در مقابل ان همه ارزوی ایشان و تصور زیبای او در قرار گرفتن در لباس عروسی در کنار شما با پیشنهاد شما برای برپایی جشن در مثلا پرورشگاه مواجه می شود....
    هستند کسانی با این دیدگاه و من هم دیدم ولی باید بپذیریم انگشت شمارند دوست من....
    حالا شما چه می کنید ...با این دید راسخ خود که جشن نمی گیرم راسخ می مانید؟پس ارزوهای ان دختر خانم که به خاطر شما همه چیز را می خواهد کوتاه می ایید یا مصرانه بر دید خود می مانید؟
    آیا تصور نمی کنید برای برپایی یک مراسم از همان ابتدا در حقیقت باید هر دو طرف به یک نقطه با تفاهم برسید..یعنی عدم اصرار به کاری خلاف میل هردو شما.....
    هر خانواده با فرهنگ خود مراسمی می گیرد...من روزی مصاحبه ای خواندم دختر خانمی می گفت وقتی پدر شوهر من با یک تلفن 100 ملیون پول وارد حسابش می شود چرا من لباس 10 ملیونی با جواهر نپوشم؟؟؟؟؟؟
    اینان هم حقایقی از جامعه اند..هم صحبت های فرشته مهربان ..هم شما ..هم امثال من که می گوییم باشد و حتی تا حدودی شلوغ هم باشد ولی زیبا و خاطره انگیز....
    به نظر من این گونه مراسم را نمی شود با نظرات کارشناسانه یا مثلا توضیحات افسردگی در حقیقت جلو برد دوست من..چون اولین جواب شما این خواهد بود که من لباس عروس نپوشم با دوستانم نرقصم چون چند مدت بعد افسرده می شوم؟
    پس چرا دیگران نشدند؟
    پس چرا دوستم هنوز با دیدن عکس هایش لذت می برد؟
    چرا پشیمان نیست؟


    ............
    دوست من و سایر دوستان..من از این بیانات در حقیقت می خواهم شما تصور کنید مثلا من که نه X مقابل شماست و این سوالات را از شما دارد آن هم نه خشک و رسمی با عشق و علاقه محبت....
    تصور کنید ایا ان روز هم می شود این پاسخ ها را بیان کرد...
    در هیچ کاری افراط و تفریط صلاح نیست به نظر من..نه انقدر سنتی که اگر سنت خوب بود امروز هم تا حدی زیاد بود..نه نبود چیزی که منشا شادی ها هم هست......
    همه چیز بر پایه فرهنگ ان جامعه است..شما جواب ان خانم با لباس 10 ملیونی را هیچ گاه با توجیه سیره اهل بیت و یا بیان افسردگی و.... نمی توانید بدهید....
    البته اینان نظر من است و اینکه صریح نوشتم حمل بر رد یا قبول نظر کسی نیست خواستم تا حقایق را ملموس بنویسم..همین......

    فعلا
    خسته نباشید....

  2. 6 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (شنبه 17 مرداد 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قهر خانواده همسرم قبل عروسی و اکنون سعی در برقراری رابطه و آشتی بعد عروسی
    توسط نازگل71 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 22 اسفند 94, 12:20
  2. ادامه عجیبه مشکلات من بعداز عروسی
    توسط reza_000 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 16 مرداد 94, 15:16
  3. برخورد با مشکلات هنگام جشن عروسی
    توسط رفتگر در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 10 مرداد 94, 00:53
  4. عروسی یا سفر خارج از کشور؟
    توسط asal-v در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 20 مهر 92, 21:40
  5. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.