سلام دوستان
با کمک و راهنمائی شما دوستان راه حل هایی رو که گفته بودید انجام دادم.
در صحبتی با پدر ومادرم از اونها تقاضا کردم احترام همسرم رو نگه دارن و اینکه برادرم نباید به همسرم بی احترامی کنه و همچنین اقوام پدرم.کل حرف ها رو صادقانه زدم .
همچنین از مادرم به خاطر رفتارشون گله کردم.مادرم پشیمون شدند ولی رفتارشون از نظر خودشون بی احترامی نبود.
با این حال رفتار مادرم بهتر شده اما دیکه به همسرم زنگ نمی زنند تا احوالش رو بپرسن.همسرم هم از حرفهای مادرم ناراحت هست و فکر نکنم بخواد زنگ بزنه.
اما پدرم هنوز بر حرفهای خودشون پافشاری کرده و بعد از صحبتهای من همسرم رو از خانواده ای پائین نامیدند و اون رو باعث تحقیر کل خانواده دونستند.
من در جواب اوشون گفتم فقط احترام می خوام حتی ساختگی .اما پدرم می گویند باید همسرم رفتارش را تغییر دهد و مثل ما شود.حرفی پوچ....
با این حال فکری برای بهتر شدن اوضاع ندارم.چون از آن روز پدرم به من هم بی محلی می کند.البته اشکالی ندارد چون این بار می دانم که حق با همسرم است و این بی محلی ها هیچ فایده ای ندارد چون همسرم دیگر عروس خانواده ماست








علاقه مندی ها (Bookmarks)