به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 131

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    [align=justify]سلام،

    ani عزیزم من عمیقا افتخار می کنم که امضاء شخصیتی مثل شما رو در پایین بعضی از پست هام دارم.

    فرشته مهربانم برای شاگرد چیزی زیباتر و آموزنده تر از این نیست که استادش نقدش کنه.

    * در مورد لحن کلام که فرمودید، قویا احتمال می دم که حق با شما باشه. اما نازنینم من مشاور یا روانشناس نیستم، نمی دونی با چه دقتی پست های شما، ani مدیر همدردی و نقاب و ... رو می خونم. و سعی می کنم یاد بگیرم. مثلا اخیرا از فرشته مهربان یاد گرفتم که اگه خواستم ببینم تشخیص فرد در مورد خونواده همسرش درست بوده یا نه، بپرسم که آیا داماد دیگری هم دارند؟ رفتارشون با اونها چطوره؟

    * اما من اصلا قصد قضاوت نداشتم! تعجب می کنم که همچین برداشتی شده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
    نکته 1 :: وقتی یک زندگی با شکست مواجه می شه قطعا هر دو طرف کم گذاشته اند. ...

    نکته 2 :: .... (منظورم سهم شما از اون شکسته)

    آنچه می دانم اینه که از اینجا نمی شه قضاوت کرد و حقیقت رو تشخیص داد.

    من در پی این بودم که بگم :: "سهمی" از اون طلاق بر عهده شما بوده. اون سهم رو پیدا و برطرفش کنید که اگر هم با فرد جدیدی ازدواج کردید خدای نکرده به همین نقطه نرسید.

    اما خودم اصلا امکاناتش رو ندارم که تشخیص بدم اون سهم چی بوده! و تشخیص من هم اهمیتی نداره، بلکه فقط تشخیص خود شخصه که راهش رو به سمت خوشبختی باز می کنه.

    *آنچه در بند 2 نوشتید حکایت از اختلاف نظر من و شما داره که طبیعیه در مواردی پیش بیاد.

    اعتقاد من اینه که یک "مادر" اگر بدترین همسر هم باشه، به هر حال "مادر" فرزندانشه.

    و بعلاوه توجه دارم که وقتی دختری زن یک مرد می شه خودش رو خواسته، و بچه ش رو از سر اجبار تحمل می کنه. از این گذشته هر کس مادر فرزند خودشه نه شخص دیگری. چون طی 9 ماه در خودش نپروردتش!

    من نسبت به زن پدر ها بدبین نیستم "بلکه درکشون می کنم". و بهشون حق می دم که نتونن مادر باشن و حداکثر یک دوست باشن.

    البته شما در جایی یافتن یک "مادر جدید" رو توصیه کرده بودید، که من موافق نیستم اما به عنوان نظر شما می پذیرمش و بهش احترام می گذارم. (مخصوصا در تاپیک شخص دیگری اصلا صلاح نمی بینم که اختلاف نظر هام رو برطرف کنم.)

    >>>به هرحال ازتون بی نهایت سپاسگزارم. توصیه هاتون رو در نظر دارم و سعیم بر اینه که بهشون عمل کنم. <<<


    اما آرش عزیز

    من وضعیتتون رو درک می کنم. برای همینه که وارد بحث مستقیم با شما نمی شم و فقط سوال و نکته طرح می کنم. علت اینه که کاملا واقفم که شما در این دوره، "عدم ثبات" فکری و احساسی رو تجربه می کنید.

    امروز یک حسی دارید فردا یک حس دیگه. امروز یک فکری دارید فردا یک فکر دیگه.

    فعلا بهترین کار استراحت روحیه. ولی برای این استراحت نیاز دارید که ذهنتون رو آروم کنید. من از طریق تالار با آقای سنگتراشان مشاوره کرده ام، عالی بود. مطمئنم که شما هم نتیجه می گیرید.

    و اگر لحن کلامم شما رو آزرد، لطفا ببخشید و بگذارید به حساب عدم مهارت، وقتی می نویسم صدای خودم توی ذهنم لحن تندی نداره، اما گاهی نوشتارم دیگران رو به اشتباه می اندازه. من هم مثل همه بچه های همدردی خوشبختیتون رو آرزو دارم.

    [/align]

  2. 5 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (دوشنبه 06 مهر 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.