به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 58

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 اردیبهشت 90 [ 08:54]
    تاریخ عضویت
    1387-1-24
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    3,785
    سطح
    38
    Points: 3,785, Level: 38
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شمارو بخدا بگید چه خاکی بریزم تو سرم؟

    از همتون متشکرم که جوابمو دادین.
    تقریبا همه راهنماییشون یک کلمه بود طلاق
    نمیتونم اخه.باورم نمیشه زندگیم به اینجا کشیده.میدونم اشتباه کردم.ولی خونه گرفتم. چیدم.مهمونا دعوت شدن.درسته هنوز 20 روزی وقت هست ولی نمیدونم چه بهانه ای برا این همه مهمون بیاریم؟حتی الان که تو اداره ام جلو همه نمیتونم جلوی گریه مو بگیرم.طلاق بگیرم؟؟خونه چی میشه؟لوازم و جهیزیه ای که اینهمه پول و زحمت پاش رفته؟مراسمو بزنیم بهم ابروریزی نمیشه؟دلم میخواد بزارم در برم.هیچکس رو نبینم.میدونم با اون زیر یک سقف رفتن غلطه میدونم حالا حالا ها چیزی عوض نمیشه ولی قدرتشو ندارم
    تازه دوبار حرف طلاق رو اوردم،حتی قطع ارتباط کردم،نذاشته،نمیذاره،با خانوادم حرف زده هی اینو اونو مثال اورده که همه اول زندگیشون سخته چیزی ندارن فرصت بدین به من،اینا هم راضی شدن بعد از فردا روز از نو روزی از نو
    نمیذاره برم پیش مشاور یعنی همه جا پیشمه چطوری برم که نفهمه؟میگه ما مشکلی نداریم بریم پیش مشاور
    مشکل ما کاره پوله اونم صبر کنی حل میشه میگه یکم صبر داشته باش عوض همه اینارو در میارم همش میکه اروم باش
    ولی هیچی عوض نمیشه تو این 13 ماه که عوض نشد
    من حتی شماره تلفنمو بی اجازش به کسی بدم دعوامون میشه چه برسه بخوام برم پیش مشاور
    ضمنا در جوابه یکی از دوستان اون 24 سالشه من 25.5 سالمه و درسته پیشم بوده همیشه و هر لحظه ولی به حریم هایی که قائل بودم و عرف هست احترام میذاشت و میذاره و تو این موارد همیشه اولویت من و باورها افکار و خواسته هام بوده و هست. و تو خلوتمون انقدر احترام ارزش قائله برام که یکی از دلایل تحملم تا این لحظه دقیقا همینه
    ولی خودمم میدونم این کافی نیست.اصلا دلم نمیخواد مسئولیت زندگی همش رو دوش من تنها باشه.نه دلم میخواد نه توانشو دارم.طاقت طلاقم ندارم.اخرین راه حل طلاقه برام.یعنی هیچ کاری نمیتونم بکنم که مسئولیت پذیر بشه؟خرفایی که میزنه رو عمل کنه؟؟
    خودم همیشه به زنایی که همه ایرادات یک مرد رو که مرد زندگی نبود رو تحمل میکرد زهرخند میزدم،رد میکردم،حتی تشویقشون میکردم کمک میکردم که تا حد تحقیر کوتاه نیان.حالا خودم شدم یکی از همونا....از خودم بدم میاد....دوسش دارم اخه....تنها راه حل طلاقه؟تمومش کنم؟به هر قیمتی؟

  2. 2 کاربر از پست مفید coyote_coquetry تشکرکرده اند .

    coyote_coquetry (پنجشنبه 07 آبان 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مادرم مریضیمو تو فامیل و غریبه جار میزنه چیکار کنم جرات خودکشی هم ندارم
    توسط golii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 29 اسفند 93, 04:46
  2. من خیلی بی اراده و بی انگیزه شدم تو زندگی....
    توسط abi.bikaran در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 مهر 93, 20:44
  3. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  4. شوق مرگ تو وجودم بال بال میزنه , چیکار کنم بش برسم؟
    توسط jonube-sorkh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: جمعه 03 آبان 92, 14:34
  5. بدبینی تو تالار موج میزنه
    توسط who در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: جمعه 18 بهمن 87, 08:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.