سلام به همگی اول تشکر میکنم که وقت میزارین و جواب میدین دوم یه سوال اینکه من تازیه اینجا وارد شدم و میخوام بدونم این نظرها نظرهای شخصی شما ادمای مهربونه یا اینجه همه مشاور و رووانشناسان قصد توهین ندارم فقط میخوام رو حرفاتون تصمیم بگیرم و این برام مهمه بدونم ادمای عادی نظر میدن یا مشاورا
جواب سوالاتون : اینکه من رابطه خوبی با خانوادم دارم فرزند سوم هستم و دو خواهر بزرگترمم ازدواج کردن . خواستگارامم از ادمایی که تو مبل سازی کار میکنه یا ادمی که پرده فروشی داره در حد دیپلم هستن تا ادمی که اینجا دندون پزشک هست یا تو امریکا داره پدارو سازی میخونه البته من برا رد کردن اینا دلیل دارم برا هر کدوم نه اینکه بگم چون بی افم هست رد میکنم شاید یک دلیل این باشه اما دلیل قانع کنننده برا هرکدوم دارم
همونطور ghsana گفت من تو همه موارد شک و تردید دارم از خرید یه کفش تا انتخاب رشته زمان کنکور و الانم برا ازدواج دقیقا باهاتون موافقم خوب منو شناختین دیروزم وقتی شماها نظراتونو گفتین خیلی فکر کردم دیدم من مشکل دارم نمیتونم تصمیم بگیرم
راستش من دیروز به دوستم زنگ زدم و تمام حرفهای شماهارو گفتم اونم گفت به نظرم فایده نداره و باید تموم کنیم گفت 5سال به من یه بار میگی اره یه بار میگی نه زندگی شوخی بردار نیست دلم نمیخواد بعدا پشیمون بشی گفت با اینکه خیلی دوست دارم قضیمون درست بشه اما بیا بهم بزنیم من قبول کردم و اما تا ساعت 7شب بیشتر دووم نیوردم و زنگ زدم بهش همونطور که گفتم ما تو یه شهر نیستیم من تهرانم و اون یه جای دیگه قرار شد هر هفته بیاد تهران من بیشتر بببینمش جاهای مختلف تو جمع دوستان و غیره بریم تا اون چیزایی که شک دارم برطرف بشه حقیقتش من میگم چهرش دوست ندارم این ندارم نداشتم اول خوب چون ندیده بودمش یه چیز دیگه تو ذهنم بود وقتی برا اولین بار دیدمش جا خوردم اما الان که حدود 4سال از اولین دیدارمون میگزره انقدر که روز اول جا خوردم بدم نمیاد ازش اصلا دفعه اخر که دیدمش داشتم میگفتم چه خول بودم انقدر از چهرش ایراد گرفتم چهرش معمولیه این حالت که میگم از چهرش بدم میاد مال زمانی هست که دو سه ماه نمیبینمش بعد یهو قاطی میکنم اما وقتی میاد دوباره خوب میشم برا همین تصمیم گرفتیم بیشتر باهم باشیم تا من مشکلمو حل کنم حقیقتش برا من درسته پولدار بودن و مدرک طرف برام مهمه اما بودن ادمایی که دکتر بودن اما چون پول بود ردش کردم احساس کردم خیلی از بالاتر هم ادمی که دکتر بود و احساس کردم هر روز تنم میلرزه چون شیطون بود و اصلا بهش اعتماد نبود برا من بیشتر اون اخالاقه و اینکه اعتماد داشته باشم بهش مهمه که این دومورد 100 درصد در مورد دوستم هست
و بنابراین میمونه ظاهر که شاید برا من جا نیافتاده و شاید یه سری اخلاقا به قول شماها که از پشت تلفن و یا در دیدارای سه چهار ماه یه بار نشه فهمید که من تصمی گرفتم با دیدن بیشترش کشف کنم
خوشحال میشک اگه نظراتونو دوباره بگین
راستی ببخشید من یه چیزی هم بگم اینکه عنوان رو گذاشتین شک و تردید پس از 5سال رابطه اینترنتی فقط 1سال اول رابطه ما اینترنتی بوده شایدم کمتر ، فکر نمیکنین بهتر هست عنوان عوض بشه؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)