گفتار نیک عزیز
ایا شما تمیل داری شوهرت مانند رفتارها و طرز تفکر خانواده ات باشد؟
شما دو نفر در دو خانواده مجزا بزرگ شده اید این تصور غلط است که همانند شما فکر کنند یا شما همانند او فکر کنید
من احساس می کنم خیلی یاس و ناامیدی در وجودت موج میزنه ولی سعی در شاد و با نشاط نشان دادن خودت هستی
چه اشکالی داری از غصه هایت بگی تا خالی بشی
من پرسیدم ایا می خواهی شوهرت را به زندگی برگردانی نه اینکه شما او را بیرون کرده اید و قصد بازگرداندن ایشان را داری
نمی دونم اصلا دلت می خواد زندگیت با این آقا ادامه پیدا کنه یانه
چند وقت هست این آقا رفته؟
چقدر اختلاف سن داری؟
فکر می کنی اگر ثروت و مالی نداشتی با این آقا ازدواج می کردی یا نه واگر ازدواج می کردی ایا در این قضیه رهایش می کردی و یا در کنارش می ماندی؟
چه مدت است که ازدواج کرده ای ؟
من احساس می کنم انچه که در درونت هست با ظاهرت متفاوت هست انطور که دیگران از شما انتظار دارند و در مورد شما قضاوت می کنند با هویت و شخصیت اصلیت خیلی فرق داره و الان دچار یک دوگانگی شده ای؟
از شوهرت خیلی بد می گویی ؟ چرا ؟ دوستش نداری؟
نمی توانی ببخشیش؟
دیدن یک خانم کنار همسرت سخت هست ولی ایا چون توی روز 5 ختم پدرت بوده سخت ترش کرده؟
به فرض شوهرت این خانم را در اغوش داشته و می بوسیده ؟
واکنش شما به شدت مقابله می کنی بعد از بدست آوردن ارامشت با عذرخواهی او و قبول خودت که دیگ خطایش را تکرار نمی کند به او یک فرصت دیگه میدهی
ویا
شما صبر کرده سکوت کرده پرخاش کرده و در نهایت به هیچ وجه حاضر به بخشیدن او نیستی و قصد به جدایی داری؟
کدامیک درست هست؟چرا؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)