سلام یک مادر![]()
لطفا آرامش و خونسردی خود را حفظ کنید.
در این موقعیت سعی نکنید درست و غلط را بهش گوشزد کنی....
سعی کنید صفات مثبتش را تکرار کنید و از بابت آنها تحویلش بگیرید
غیر مسقتیم بهش بگوئید که چقدر از وجود او خوشحالید.
در واقع شما باید با او هم حسی کنید... .یعنی اینکه بفهمید چه حسی داره، مثلا غمگینه؟! نا امیده؟! و ....، حالا همان حسها را در او به یک زبانی به خودش بگوئید
مثلا:
پسرم متوجه شدم خیلی غمگینی....
شاید اگر من هم جای تو بودم همین طور غمگین بودم....
سخته .... ولی درکت می کنم....
ای کاش می دونستی چقدر دوست دارم.....
چقدر با خودم می گویم از داشتن چنین فرزندی خوشبختم....
خیلی دوست دارم که با من راحتی و حرفاتو می زنی....
تو خیلی رنجها دیدی، خیلی برات این وضع سخته..... می دونم.....
همه دنیا فدای سرت....
نمی خواهد به خودت فشار بیاوری....
مگر اینهمه آدم که درس نخوندن ، خوشبخت نشدن....
نمی خوام دنیا باشه اگر یک لحظه غم توی دلت باشه....
عزیزم نباشم که چشمات تر باشه یا بغض توی گلوت بشینه....
حتی بعضی قسمتهای این متن را می تونی بنویسی با یک گل و یا یک هدیه ای بهش بدی....
بگی که چقدر دوستش داری ولی سخته برات که حرفاتو بهش بزنی....
به همه اینها می گویند هم احساسی وهم حسی
یعنی واقعا هم ، همین طور هست. این حرف دلت هست... اما متاسفانه ما بیشتر جوانهای خود را راهنمایی و نصیحت می کنیم....
باید به اونها احترام بگذاریم....
دوست داشتن خود را ابراز کنیم.
تائید کنیم.
یعنی به طور مستقیما و زبانی
به آنها امر نکنیم.
درکشون کنیم.
امر و نهی نکنیم
توصیه نکنیم.
راهنمایی نکنیم
تحقیر نکنیم
مقایسه نکنیم
فقط مشکلات را به آنها گوشزد نکنیم.
امید بدهیم
حمایت کنیم
ببخشیم
مهرورزی کنیم.
نقات مثبت آنها را برجسته کنیم.
توی جمع به آنها افتخار کنیم.
از آنها در برابر دیگران دفاع کنیم.
از درس و کار و ... برای آنها غول نسازیم.
از اشتباهاتشون راحت بگذریم.
در مورد مسائل اساسی نظراتشون را بخواهیم.
در حیطه خصوصی آنها مداخله نکنیم....
پلیس بازی در نیاوریم...
کاری کنیم که آنها خطاهایشان را به ما بگویند.
و اگر خواستیم راهنمایی کنیم ، غیر مستقیم باشه و اول نقاط مثبت را به آنها بگوئیم...
همچنین توصیه می کنم پست خودکشی را بخوانید. که اعضاء سایت چگونه با دوست عزیزمون همراهی و همدلی و همدردی کردند. یعنی صمیمانه....
حالا شما که مادر هستید راحت تر می توانید ابراز احساسات کنید. باید با همه خلوص از ته دل محبت خود را در گوشش نجوا کنید...
بگذارید از این بحران خارج شود.
نخواهید در این وضعیت او را هدایت کنید....
همچنین ، شما باید سریعا به ملاقات یک روانشناس بالینی بروید و از او برای این مسئله کمک بگیرید. نیاز نیست در جلسه اول با فرزندتون بروید، بهتر است خودتون مراجعه کنید، تا مهارتهای شما در این زمینه بالا برود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)