ارزو چیزی که می خواهم بهت یاد آوری کنم شاید خیلی خوش آیند نباشد اما مطمئن هستم که قابل تعمق خواهد بود .
1- شرایط طلاق نداری یعنی چه ؟!
2- صفاتی را به همسرت از سر لجوج بودن ( که کاملا درک می کنم ) نسبت می دهی و خودت را خیلی خوب معرفی می کنی
بیا خوب بودن های خودت را مرور کن .یک زن خوب یعنی چه ؟! کاملا رام و اهلی و دست آموز ؟! !!!یا یک زن تلاشگر و ساعی که قدرت تفکر مستقل و تصمیم گیری و مدیریت دارد ؟!
فرض بگیر ترا تشویق به طلاق کردیم اوضاع زندگی ات چگونه خواهد شد ؟! برای بچه ها چه فکری در سر داری ؟! هنر و یا حرفه و یا تحصیلاتی که از آنها به پول برسی و نیازهای خودت را مرتفع کنی .
احساسات تو نسبت به همسرت چگونه است ؟! وابسته اش هستی ؟دلبسته اش هستی ؟ هیچکدام .
اوضاع خانوادگی خودت چگونه است آیا امیدی به حمایت آنها هست یا نه ؟
همسرت در دوست و فامیل از کسی حرف شنوی دارد ؟
فرشته ی مهربان عزیز
شاید بعد از گذشت این دوران بتوان تصمیم دیگری گرفت اما امروز من کاملا منافع بچه ها و زایمان آرزو را در نظر گرفته ام .
اگر آرزو شرایط طلاق داشت و تازه فارق نشده بود و....قطعا به وی پیشنهاد طلاق می دادم ولی آرزو با یک بچه ی 4 ساله و یک نوزاد شرایط جدایی ندارد . فرزند او شیر خوار است و نمی تواند مستقل از مادر زندگی کند . ضمن اینکه شیری که آرزو به وی می دهد (اگر شیر خشکی نباشد ) از زهر بدتر است .
تنش برای یک زن تازه فارق شده و یک بچه ی نوزاد شرایط درستی نیست . او در این شرایط به مراتب آسیب پذیر تر است .
در شرایط فعلی او باید مراقب سلامت خودش وبچه اش باشد .
هیجانی برخورد کردن در این شرایط به نفع این سه نفر نیست و از قضا این آقا ابدا آسیب نمی خورد و تازه شیر ژیان به ادامه خیانت خود می پردازد . اما زمان + صبوری مشگل گشا خواهد بود .
ما باید دست آرزو را بگیریم تا شرایط برایش مهیا شود تا اگر کار به طلاق کشید او به دردسر های بیشتر نیفتد .
باید تجربه زایمان و شرایط زن در بعد از حملگی و فارق شدن و مادری داشت تا بتوان بهترین فاکتورها را نسبت به شرایط پیشنهاد داد. برخوردهای هیجانی نتیجه درست ندارد .









علاقه مندی ها (Bookmarks)