به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #1
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    کاروان بلا ( اهل قلم )





    کاروانی در راه است ،
    مقصد : سرزمین عراق شهر کوفه ،
    قصد سفر ؟ لبیک به دعوتنامه 18 هزار نفر
    سرکاروان ؟ حسین بن علی علیه السلام

    حجت این سفر :
    عذری برای تعلل در پاسخ به این دعوت نیست ، باید رفت اگر چه آنان نامردمان روزگار باشند.
    باید رفت حتی اگر کوفیان به عافیت اندیشی و قدرت طلبی در رقابت با شام او را خواسته باشند که به بهانه او قدرت و جبروت بیابند ، حتی اگر سالار و سردار این کاروان این همه را بداند .
    تکلیف رفتن و اجابت دعوت از وی ساقط نخواهد شد ، نمی تواند پیش از جنایت قصاص کند . نمی تواند رسالتش را به کناری نهد و عافیت اندیشی کند ، که وجودش برای ادای رسالت است ، اگر غیر از این راه را در پیش بگیرد ، می خواهد چه کند ؟!
    زندگی با چه معنایی می تواند او را نگه دارد ؟!
    بدون رسالت ، بدون تکلیف؟!
    بدون رسالت برای اویی که معصوم از هر روز مره گی و سطحی نگری ... است ، این زندگی چه لذتی خواهد داشت ، جز دلت ؟! و او از این است که می گوید هیهات من الذله .
    اوج رسالت او در همین است ، اهدای جان!
    مگر بالاتر از سیاهی رنگی هست ؟
    مگر فراتر از مرگ راه دیگری می ماند ؟
    وقتی جانمایه او رسالتش باشد، مگر مرگ او را باز می دارد ؟!
    آری باید رفت ، باید رفت تا کوفیان هیچ عذر و بهانه ای نداشته باشند . اگر نرود می گویند ما او را خوانده ایم ، او نیامد ، می گویند اگر او می آمد چنان می شد و چنین می کردیم .

    دو انتخاب بیشتر ندارد :

    یا خدا ، وتکلیف ورسالتی که افتخارش را به او داد را انتخاب کند ، یا خود را وجان و زندگی چند صباح دنیا را ... ( که عاقبت روزی به مرگ ستانده می شود)


    ماکدام را انتخاب شایسته می دانیم ؟!

    انتخاب حسین بن علی (ع) خدا و رسالت و تکلیفش می شود .
    و اینگونه او راهی می شود ، زمزمه های اطرافیان حتی برادرش محمد حنیفه هم بر او اثر ندارد .
    می رود تا هم خانه خدا حرمتش محفوظ بماند ( که از سوی یزید کمر به قتل او در این خانه بسته اند ، خانه ای که قتل و خونریزی درحریم آن حرام شده ) ، هم ادای رسالت کرده باشد، می رود تا اسماعیل دین حق گردد بی معاوض ، او خود باید قربانی گردد. تقدیر آنروز آن بود که بجای اسماعیل قوچ ذبح شود تا اسماعیل وتاریخ بگذرد و ازتبار ونسلش، اسماعیلی دیگر ، خود قربانی دین شود و زینبش ابراهیم وار رو به درگاه حق بگوید" تَقَبَل مِنّاهذا القُربان " .

    کاروان در راه است ........
    اما چرا زنان و کودکان در این راه پر خطر با اویند ؟
    حکایت چیست؟
    آیامی خواهد حرامیان به شرم آیند ؟!
    هر چه هست اسرار درآن نهفته است.
    برما همین راز آشکار شده بس که زن حافظ دستاوردهاست .
    زنها همراه می شوند تاهم حجتی برفقدان انسانیت در دنیا طلبان جبهه یزیدی باشند ، هم خیال این رادمرد ویارانش را راحت کنند که پیامشان بر زمین نخواهد ماند ، وبه رساترین گونه به گوش همگان خواهند رساند.
    جلودار خیل زنان عاشورایی شیر زنی است که خون اسدالله علی (ع) در اوجاریست ، زنی که در پاسخ طعنه یزید که می خواهد بگوید شکنندگیتان را ببینید ، کلام بیدارگر و کوبنده " ما رأیتُ اِلّا جمیلا " (من جز زیبایی چیزی ندیدم ! ) را بی مهابا دارد ، وبراستی اگر ما هم این زیباییها را نبینم ! نمی شود گفت کوردل شده ایم ؟؟ زینب در این سیر وآنچه پیش آمد زیبایی می بیند ، ما چه می بینیم ؟، و آیا همین به ما نمی گوید " باید زیبایی را در فرهنگنامه عاشورا تعبیر وتفسیر کرد " ؟!
    زنان این کاروان پیامداران دشت بلایند ، مگر نمی گویند " کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود " واگر زینبهانباشند " کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا " کجا معنا می یابد ؟


    واما.....

    " کرب وبلا " یعنی سرزمین بلا ، وبلا یعنی :

    نازپرورده تنعم نبرد راه به دوست
    عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد

    یعنی :

    در حریم عشقبازی امن وآسایش بلاست
    ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی


    اهل وِلا اهل بلایند ، پس آن کس که بی بلا باشد بهتر است بارش را بربندد وکربلا را ترک کند .
    کربلا جای اهل بلاست ، و زینب اسطوره بلا جویان سبک بال .
    ونشکستن زنان کربلا ، دشمن را شکست . زنان حاضر در کربلا به تأسی از بانوی خود نشان دادند که بلای جان دشمنان حقند ، به آشکار نمودن حقیقت ، با افشاگری وپیام رسانی .
    زنان باید در این کاروان باشند ،
    باید این راه را بروند ،
    باید به کربلا برسند،
    آخر آنها قرار است کربلایی تربیت کنند ، پس باید دوره کربلایی بودن را بگذرانند و بمانند و استوار و محکم پشت دشمن را بخاک بمالند.


    براستی ما کجائیم ؟!

    در خیمه حسین ، نزد زینب ودر کربلا ، یا پشت خاکریز دنیا طلبان ، و رو در روی حسین (ع) و زینبش ؟!
    بنگریم ،
    ببینیم ،
    خود را کاووش کنیم ،
    اهل کجائیم ؟
    به کجا می رویم ؟
    در این کاروان ، و به سوی کربلا ؟ یا.......... ؟
    ما از تبار زینبیم ، مگر نه ؟؟
    دست در دست او می نهیم ؟
    با او همراه می شویم ؟
    در کاروان بلا ؟!
    همراهیم ، تا آخر ، مگر نه ؟؟
    غیر از این مباد مارا...


    2/12/83 دهه محرم الحرام 1426

  2. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 05 دی 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.