با سلام
بی دل گرامی یکی از مشکلاتشون شاید این باشه که هرگز زندگی مستقلی نداشته اند چون پدربزرگ و مادربزرگ پدری من همیشه با ما زندگی میکنند و پدرم نظر اونها را بر خانواده خودش مقدم میدونه و حتی توی کارهای خصوصی ما هم دخالت میکنند و ما بچه ها هم از این کار پدرم ناراحت هستیم و اذیت میشیم چه برسه به مادرم.
مادرم هم از اونطرف آدم ساده ای و خشکه مذهبی هست که فقط غر میزنه و کار دیگه ای انجام نمیده.
ما بچه ها هم که نمیتونیم این شرایط را عوض کنیم مجبوریم با این شرایط بسازیم. پدرم کمتر توجهی به خانواده خودش داره و بیشتر به پدر و مادرش میرسه.مثلا پدرم موقعی که ما مدرسه میرفتیم نمیدونست هر کدام از ما کلاس چندم هستیم. برای ما روز تعطیل معنایی نداره. اگر از خونه بیرون بریم بعد از یک ساعت مدام پدر و مادرم زنگ میزنند و میگن زود بیا. مادرم حتی از پدرم پول برای خرج خونه نمیگیره. و... بعدا بقیه ش را میفرستم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)