به نام خداوند سبحان
با سلام من مطالب شما رو خوندم و با بیان اینکه برخی از دوستان شفاف صحبت از جدایی آوردند....
من با توجه به این که شما در شرایط سختی قرار دارید ..ببینید اجازه بدین باهاتون راحت صحبت کنم :
آدمها همیشه اشتباهاتی میکنند و شاید تا وقتی ک خود طرف متوجه نشه نمیشه بهش کمک کرد ..فکر کنید اگر به کسی بگید برق خطرناکه و نباید بهش دست زد و اگر متوجه بشه که خوب دست نمیزنه ولی اگه دست زد متاسفانه هر کسه دیگه بهش دست بزنه آسیب خواهد دید .( مشابه شما و شوهرتون) پس ببینید الان شما باید نه تنها شرایط کمک به ایشونو ندارید بلکه خود شما نیز نیاز به کمک دارید .
پس اول به آرامش برسید ...شما باید با توجه به اتفاقی که برای شوهرتون افتاده فکر کنید ببینید ایشون وارد یک راه اشتباه شده اند اما اگر واقعا ایشون رو دوست دارید باید بهش کمک کنید نه اینکه اگه یه نفر اشتباهی کرد حتما مقصره ...
ببینید خیلی از ماها اشتباه میکنیم اما تا وقتی خودمون حس نکنیم کارمون اشتباهه افراده مختلف هم اگر بیان نمیتونند بهمون کمک کنند چون از اشتباهمون دفاع خواهیم کرد چون نیروی دافعه ما در اون لحظه فعال است بنابراین شما ابتدا باید چند وقتی (نه 1 روز و 2 هفته بلکه خود شما میزان رو تعیین میکنید چون یک نفر در 1 روز آروم میشه و یک نفر در 1 سال) خودتونو آروم کنید و ذهن و روان خود را از انتقام و رسوا کردن بشویید سپس با استفاده از ترفند های زنانه و البته مهم تر با استفاده از منطق به شوهر گمراه خود کمک کنید ( منظور من از گمراهی جسارت به شوهر محترمتان نیست بلکه ایشون گمراه شدند ولی مقصر نیستند چون نمیدانند اشتباه میکنند چون بار دوم ایشون این عمل رو انجام می دهند)
ببینید کمک به ایشون کمک به خود شماست نه اینکه بگید ببینم آیا ارزش داره کمک و گذشت کنم ؟ ما انسانها باید ابتدا خودمونو ببخشیم بعد دیگران رو ... متاسفانه همه میگن ما رو باید دیگران ببخشند ....
کل صحبتامو جمع میکنم ...
شما باید یکم استراحت جسمی و روانی انجام بدین ... اگه چیزی تو ذهنتون اومد روی کاغذ بنویسید اما نزارید در ذهنتون باقی بمونه و یه جا نگهشون دارید اما بعد (عجله نکنید) با توجه به موارد گفته شده دوستان و بنده با ایشون رابطه بهتری داشته باشید (ما انسانها همیشه رفتاری رو دریافت خواهیم کرد که با ما رفتار شده است .پس سعی کنید رفتار به گونه ای باشه که شوک به ایشون وارد نشه چون با تغییر رفتار ناگهانی و مهربانانه شما ایشون هم متوجه خواهند شود پس آرام آرام این عمل رفتار را بهبود بخشید اما اصلا عجله نکنید چون اجازه بدید ایشون خودشونو پیدا کنند شما باید تغییر کنید تا ایشون تغییر رویه بدهند و ایشون رو (یعنی زندگیتونو) نجات بدین ... حس حسادت به این خانوم رو خواهش میکنم بزارید کنار ..چون مثل یک لایه همیشه آزارتون میده ...به طور نامحسوس به قضیه نگاه کنید و از این به بعد شما شاید چیزهای بدتر و ناراحت کننده تری از شوهرتون بشنوید و یا حس کنید اما حالا دیگه شما آماده شدید برای یک کمک بزرگ پس شما باید سنجیده تر و محکم تر ( اگر واقعا تصمیم گرفتین به شوهر وخودتون برای زنده نگهداشتن زندگی فکر کنید ) عمل کنید و ایشونو با رفتار و صحبتهای منطقی و غیر مستقیم خود متوجه این گمراهی کنید .
باز هم در آخر حرفامو تکرار میکنم :
اول استراحت کامل ذهن و روان خود و تصمیم برای ادامه یا قطع رابطه
بعد تغییر در رفتار خود آرام آرام و بهبودی روحیه خود و محکم بودن در برابر چیزهایی که میبینید و میشنوید .
بعد شروع یک مرحله که من بهش میگم گذشتن از خود برای خود ( شما باید محکم باشید و مثل دریا که اگه با چند هزار لیتر آب آلوده آلوده نمیشه نه مثل یه رودخونه که با این مقدار آب آلوده از بین میره)
پس خودتونو پاک کنید و به ایشون کمک کنید چون شما الان فکر انتقام رو توسرتون دارید اینو فراموش کنید و منتظره شرایط نباشید شما باید شرایط رو تغییر بدین نه ایشون ...
پس یا علی
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یاریم کن![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)