سلام khoda
اگر بخواهی راه خودت را بروی و انتظار داشته باشی، دیگران را نیز با خودت به همان راه بیاوری ، این اسمش مشاوره نیست.
شما خودتون ، مشکلتون می گوئید و خودتون هم نسخه خودتون را پیشنهاد می دهید.
نقل قول نوشته اصلی توسط khoda
فقط نگید که باید منتظر بمونم به من بگید که چه طور بهش بگم تا مشکلی پیش نیاد ومن به بعد از این هم فکر کردم که هیچ مشکلی پیش نیاد مشکل من قدم اول است.تورو خدا کمکم کنید دیگه هیچ امیدی جز خدا وشما ندارم.
اصلا مشکل شما به خاطر همین طرز نگرش فوق العاده احساسی شماست. و البته صرف داشتن احساسات نوجوانی به یک فرد مورد انتقاد نمی باشد. اما اگر بر اساس این احساسات بخواهید عمل کنید باید تبعات آنرا بپذیرید.
همین اولین قدم که شما قید کرده اید، یعنی اینکه قدمهای بعدی هم در کار است، اما مسیری که شما انتخاب کرده اید ( یعنی مسیر هیزم ریختن در تنور احساسات) ، موجب می شود که همه انرژیهای سازنده شما برای تشکیل زندگی هرز بره. ما باید یاد بگیریم که در زندگی چگونه در هر مرحله حداکثر استفاده را بکنیم. و برای این کار باید مسیر درست را انتخاب کنیم.
اما نکته دیگر:
اگر شما فرد مذهبی هستی( با توجه به انتخاب نام کاربری، امضاء مذهبی، و امید به خدایی که در سئوالتون قرار داده اید) پس یک راه بسیار کمک کننده اینست که اگر می خواهی به خدا امید داشته باشی، باید بدانی که خدا در این مورد از شما چه می خواهد. خدا مخالف یک احساس پاک نیست. اما از نظر مذهبی یا باید شما امکانات ازدواج را داشته باشی، و اقدام عملی جهت ازدواج با آن دختر را انجام دهی. یا باید از طریق واسطه مسائل را با آن دختر خانم در میان بگذاری ، تا در زمان مقرر اگر همه چیز درست پیش رفت ازدواج کنید، و اما در هیچ کدام از راهها شما اجازه دل و قلوه گرفتن و مسائل عاطفی با یک دختر را ندارید. (امیدوارم بدانید که اسلام در این موارد بسیار سخت گیرانه عمل می کند. چون خدا می داند چه آتشی در اینگونه مسائل در دل دختران و پسران هست، و شعله ور شدن آن یعنی چه....)
اما اگر مسائل مذهبی بیشتر برای شما یک صحبت هست و عملی را برای شما واجب نمی کند، باید از نظر منطقی وارد شوید و آن اینست که عشق را در سینه ات داشته باش، اما آنقدر به احساساتت پروبال نده که نتوانی کنترلش کنی....