سلام افسون جان.من فكر ميكنم تا حدودي حريم بينتان شكسته شده و اون احترام و عشقي كه ميبايست باشد به خاطره حالا رفتارهاي دو طرف از بين رفته.سعي كن جلوي اين پرخاشگري را بگيري.پرخاشگري كردن وبگو ومگو ودادو بيداد هيچ وقت نتيجه نميده.من خودم به تجربه كسب كردم در يك بحثي اوني كه دادو بيداد ميكنه رفتار خشني داره هميشه محكوم به نظر مياد حتي اگه حق با اون باشه .پس اينگونه رفتار كا را ازين خرابتر ميكنه.
حتي اگه حريم شكسته تو ادامه نده در مقابله بي احتراميه او سكوت كن.برو به اتاق وبه يك موسيقي گوش كن.
من امروز مطالب شما را از 1 تا 20 خواندم و دقيقا ضعيف شدنت را احساس كردم شايد شوهرت مي خواهد همين را ببيند.
خودت دا قوي نگهدار.يه مدت خود را آرام و بي خيال جلوه بده ببين علت وريشه كارهاي شوهرت چيست؟
وقتيكه روابطتان آرام هست با او صحبت كن.
با هوش و ذكاوتي كه تو داري با او از چيز هايي كه او دوست دارد صحبت كن كم كم صحبت هايت را به جايي برسان كه بتوني ريشه خشم وتغيير رفتارش را كشف كني؟
شايد او از چيزي ناراحت است كه تا به حال با تو در ميان نذاشته...
يه سري حالتها بين زن وشوهرها هست كه از وقتي وارده اين تالار شدم ميبينم مشترك است.از جمله اين مورد شما كه تحمله قهر كم محلي شوهرت را نداري و خوابت نميبره.
من هم دچار چنين حالت هايي ميشدم.هنوز هم گاهي اوقات بعد از 3سال برايم پيش مي ايد اما الان برايم ديگه مهم نيست قبلا برايم خيلي مهم بوئ وعلتش را هم كشف كردم.
من تازه اون اوايلي كه ازدواج كرده بودم شوهرم اينجوري ميكرد از يه چيزي كه ناراحت ميشد ميرفت يه جايه ديگه مي خوابيد(كه من اجازه نميدادام و حتي اگه حق با من بود بهش ميگقتم من دوست ندارم حتي اگه قهر باشيم جدا بخوابيم...هرچند باز هم تكرار ميكرد ومن غصه مي خوردم...)گاهي صداي گريه كردنم را ميشنيد اما رويش را بر نميگرداند وراحت مي خوابيد بعدا كه ازش مي پرسيدم وميگفتم من تمام شب بيدار بودم نبايد باهام همدردي كني؟مگه دوستم نداري؟؟؟و اون اظهار بي اطلاعي ميكرد.البته الان اصلا پيش تمياد مخصوصا از وقتي بچه دار شدم.چون عشق و حواسم تقسيم بچه هم شده واز اون وابستگي احساسي كه پيدا كرده بودم كم شده اون مشكلات هم كم رنگ شده.شايد شوهرت بچه مي خواد.البته من به هيچ عنوان تو را به بچه دار شدن پيشنهاد نميكنم.چون تو از لحاظ روحي آمادگي نداري وشايد اوضاعت را هم بدتر كند.
اما اگر احساس رضايت از زندگي خارج از خانه داشته باشي كم محلي وبد اخلاقي شوهرت برايت بي اهميت جلوه كند.
شايد چون از شغلت راضي نيستي اين احساس نارضايتي در زندگيت هم اثر كرده.
بايد سعي كني ريشه اصلي خشم درونيت را پيدا كني.
به نظرم اگه كلاس مديتيشن بري برات خيلي مفيد باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)