Baby گرامی میخواهید از الان براتون تعریف کنم؟ ما به هر طریق می رویم اونجا و پدر شوهرم در بدو ورود ما خودش را یا به خواب می زند یا تخته نرد بازی کردن را بهانه ای برای عدم اعتنا می کند(کاری که 99 درصد مواقع می کنه) یا سر کامپیوتر توی اتاق دیگری شجریان گوش میده.
نمیخام به گفته ها و نظرات شما و خانم آنی عزیز پشت کنم اما تجریبه این چند ساله اینها رو برام اثبات کرده یکبار که بعد از 4-5 ماه به خانه شان رفتیم صبح ساعت 11 رسیدیم می دونید چکار کرد؟ مثلا خواب بود وقتی دید من با خواهرشوهرم داریم میگیمو میخندیم سرشو از زیر لحاف بیرون کرد گفت بسه دیگه میبینید خابم ساکت شید!!!!!!!!!!!!!!این مثلا استقبال گرم از ما بود تازه اونموقع قهر هم نبودیم
اون یک آدم عجیبه من اصلا دلم نمیخاد دیگه باهاش روبرو بشم.
این سعه صبر و بلند نظری در مورد کسی باید بخرج بدی که ارزششو داشته باشه اون حتی برای زن خودش هم ارزش قائل نیست جلوی همه اونقدر قربون صدقه اش میره که تعجب می کنی اونوقت به 2 دقیقه نرسیده فحش و ناسزاست که بهش میده حرمت غریب و اشنا را هم نگه نمی داره
در ضمن اونها با برادر و خواهراشون (مادر شوهرم و پدر شوهرم) قهرند فقط 2تا از عمه هاش باهاشون خوبند به همین دلیل عیدها هم فقط 2 روز مهمانی میروند و می آیند بقیه را در خانه تنها هستند







این مثلا استقبال گرم از ما بود تازه اونموقع قهر هم نبودیم


علاقه مندی ها (Bookmarks)