افسون جان سلام
چند اشتباه داری که ترا متوجه آن ها می کنم
کسی به دنبال قاصر و مقصر نیست . تو دوست ما هستی و همگی سعی داریم تو را به کسب آرامش درونی دعوت کنیم . ما نه شوهر تو را می شناسیم و نه او در درجه اولویت قرار دارد . ما می خواهیم تو به ارزشها خود واقف باشی و بعد از کسب آرامش از حق انتخاب و اختیار خود استفاده کنی .
شکی نیست که یک فضای مسموم باعث الودگی و بیماری انسان می شود اما من و تو باید سعی کنیم واکسن های لازم را به خودمان تزریق کنیم تا دچار آلودگی نشویم و این آن چیزی است که ما سعی داریم به تو بگوئیم .
حال تو بیمار شده ای افسرده هستی و نقش کودک درون سازگارمنفی و والد مستبد و سازگار منفی تو پر رنگ شده است ما می خواهیم تو متوجه این مسئله بشوی و با کسب ارامش دیگر حالات نفسانی دیگر خو را تقویت کنی .
تو در اثر آزردگی اعتماد به نفس خود را تا حد بسیار زیادی از دست داده ای در حالی که تو دختر بسیار توانا و قابلی هستی که بسیار سازنده می تواند باشد و کافی است خود و توانایی های خود را باور کنی و ایمان بیاوری که هنوز هم حق انتخاب داری و حتی تا پایان راه زندگی حق انتخاب داری و....
اما همه ی این مسائل + مسائل دیگری که به آن اشاره نکرده ام زمانی اتفاق می افتد که تو ارامش داشته باشی و بعد از کسب آرامش و در نهایت آرامش ببینی که می خواهی با این زندگی ، با این مرد، با این خانواده و ....چه بکنی ؟!
راه حل تو اتاق خواب عوض کردن و اعمال و رفتار منفی کارانه و.... نیست و کمکی به تو و رابطه ات نمی کند . تو باید روحیه ای آرام سازنده و مفید داشته باشی و در درجه اول این حس سرخوردگی را از خود دور کنی و ریشه یابی کنی چرا نقش تو در زندگی به یک قربانی تبدیل شده است؟! واقعا چرا ؟!!
خودت را ریشه یابی کن . نقش خودت را به اختیار و در لحظه انتخاب کن .
چه اهمیتی دارد که من سلیقه ترا تائید کنم یا تکذیب ؟! تو باید این باور را داشته باشی که اگر مزخرف ترین چیز روی زمین را خریده باشی باز چون دلت می خواسته و خوشحال شده ای پس کار درستی کرده ای و به حرف و قضاوت و.....من فرو نریزی .
اگر باور داشته باشی که انسان ارزشمندی هستی من اگر صدایم را روی سرم رها کنم و تو را با الفاظ زشت صدا کنم تو نباید به ارزشهای خود شک کنی .
بلکه قاطع باید بگویی : آنی حالش خراب است . طفلک حالش خیلی بد است ( همین !) نه اینکه به هم بریزی که چرا آنی به من اینگونه گفت؟! فرض خود را بر این بگیر که من دیوانه ام . بی ادب هستم. شعور ندارم . آیا آنچه که من ندارم و نیستم باید باعث رنجش تو شود ؟!!
و هزاران نکته دیگر که در مجال نیست تا برای تو بگویم
و اما در آخر
خواهش می کنم دو کتابی که به تو معرفی کردم را بخوان . خواهش می کنم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)