با سلام خدمت شما.
ماهیت رابطه ی شما از سر دلسوزی و رابطه ی ایشون بیشتر برای تفریح و لذت بردن و داشتن اوقات خوب با شما بوده پس می تونیم بگیم که هر دوتای شما به علت نیازهای روان شناختی خودتون که خیلی هم مهم بود با هم ارتباط برقرار کردید. مساله ای که معمولا بهش فکر نمی کنیم همین هدف از ارتباط یا عاقبت اندیشی در ارتباط هست که به جای کنترل و اداره ی یک ارتباط کمک کننده اون رو برامون دردسر ساز می کنه. من فکر می کنم راه سختی در پیش نداری چون با انتخاب وارد شدی و با انتخاب می تونی کنار بکشی اما با احتیاط...
برخی از تماس های دوست ایشون برای کنترل کردن رفتارهاتون و سوق دادن رفتارتون در جهت میل و خواسته ی ایشون بوده . در حقیقت ایشون خواستند که با این کار شما رو تحت تاثیر قرار بدن و به دوستتون وابسته کنند که شما هم خیلی جدی گرفتید. به این وضعین می گن " افتادن و یا گیر کردن در رابطه " که قدرت تصمیم گیری فرد پایین می یاد. به نظر من شما از قرارها و تماس ها شروع کنید و اون رو کنترل کنید تا از میزان وابستگی و متعاقب اون نگرانی شما کاسته بشه و بعد اینکه توی این جریان شما مسئولیتی در قبال مریضی اعصاب و دیوونه بازی ایشون نداری بلکه فقط در قبال تک تک انتخاب هایی که از طلوع صبح تا غروب خورشید می کنی مسئول هستی .....
پس یادتون باشه که بعضی ها از شما نقطه ی ضعفتون که همون دلسوزی بیش از اندازه هست رو گرفتن و فعلا با پیدا کردن پاشنه ی آشیل سعی در ادامه دادن رابطه و عمیق کردن تعلقات کاذب هستند. ازین جهت کاذب که فعلا شما راغب به ادامه نیستید و تحت فشار هستید و دارید خود کاذب خودتون که همون خود نگران و وابسته هست رو معرفی می کنید که هر چه زودتر باید جلوی اون گرفته بشه ......
موفق باشید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)