با سلام
میخوام ترکش کنم اما نمیدونم چطوری ؟؟؟ بهم کمک کنید .....
ببینید من نمیتونم آروم باشم ... یه شک بد همیشه همراهمه میدونید چیه ؟؟؟؟ اون معنیه عشق رو نمیدونه !!!!!
فکر کنم اون بیماره و من نمیتونم خوبش کنم و میترسم ......
ببینید ترکش هم برام سخته هم یه حس کمک به ایشون داره اذیتم میکنه از طرفی هم نمیخوام زنم به قول بعضیا دست دوم باشه چون مزه هرزه گی و با یه مرد زن دار رابطه داشتن زیر زبونشه و با این حال که ابراز پشیمونی میکنه اما ته دلم راضی نیست چون به هر حال ناپخته گی کرده و عفت و آبروشو زیر سوال برده و همینطور من که یه مردم نمیتونم به راحتی پیش یه مرد دیگه لخت شم چه برسه به این که اون یه دختره و شرم و حیای دخترها زیادتره ....
در ضمن آدمیه که اسیر هوسهای خودش شده چه ضمانتی وجود داره که بعدا نشه اما بزرگترین چیزی که برام امیدوار کننده است با قدرت داره با خودش مقابله میکنه شکی توش ندارم امتحانشم کردم اما اینکه بتونم ببخشمش هنوز توش شک دارم و میترسم .... اون اونو دوست داشته و بخاطره هوس خودش و اون وارد این رابطه شده با این حال که میدونست بده اما با یه روانشناس صحبت کردم اون گفت دوران نوجوانی دوران هیجان و افروختگی جنسیه و ممکنه اگه هر کسی خطا کنه و وارد کارهایی بشه حتی کسایی که بعدها هم وقتی به یاد اون روزها می افتن به از کار خودشون تعجب کنن ... اما میدونید چیه اولش گفتم میتونم ببخشمش اما حدود 6-7 ماهی از افهمیدن این قضیه میگذره و من هنوز نتونستم به خودم بقبولونم که چرا اون این کارو کرده؟روانشناس از آسیبی که اون طرف بهش زده گفت و اشاره کرد که ایشون آسیب دیدن نه اینکه ایشون تنها مقصر اصلی هستن .بله ایشون خطا کردن و اسیر احساسات و هوسهای نوجوانی شدند اما این یه مورد و مورد دوم این که باید با چشمانی باز به قضیه نگاه کرد و دید که ایشون آیا ترک این مورد بعد از حدود 6-7 سال اقدامی کردند ؟. آیا همچنان اسیر احساساتن ؟ آیا ایشون خودشونو میتونن مدیریت کنن ؟
اینها صحبتهای روانشناس محترم بود ....
من به خودم گفتم آیا ایشون ارزش این بخشش رو دارن ؟؟من خیلی دوسش دارم چون میدونه که اشتباه میکنه و اشتباه کرده و همیشه برای کارهاش بی منطقی رو اشاره میکنه ومن بارها با برگشت به گذشته و یادآوری این موضوع ناراحتش کردم و خیلی وقتها گریه کرده و ازم خواهش کرده یادش نیارم اما من باید بدونم چه بلایی سرش اومده و حالا در چه وضعیتیه ....
ایشون با توجه به مسائلی که گفتم دچار احساسات شدید عاطفی دوران نوجوانی دست به کاری زدن که خودشون هم پشیمونن و از انجام دادنش شرم میکنه ولی میگه من به بدن اون احتیاج داشتم و فقط برای این اونو دوست داشتم و به راحتی گذاشتمش کنار و قضیه رو به مشاوره مدرسه گفتم و به مادرم ... چون اگه میخواستم ادامه بدم هیچ وقت قضیه رو خودم نمیگفتم تا اینکه لو بره ...
اما نمیدونم چرا با این حال میخوام ترکش کنم چون نمیدومنم بتونم ترکش کنم یا نه اما فعلا دودلم ... بارها اومدم اینجا اینو بگم اما نتونستم بگم
میخوام ترکش کنم بهم بگین چطوری ؟؟؟؟
ما به هم وابسته شدیم اونم به کمک من وابسته شده چطور ترکش کنم ؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)