مامفرد عزیز سلام
با توجه با تاپیک هایی که تا حالا باز کردید و با توجه به توضیحات خودتون من اینطوری تحلیل میکنم که همسر شما منطق همسر شما یه منطق دودویی هست که شغلش و واکنش های شما این منطق رو تقویت کرده. همه چیز در دید همسر شما به شکل صفر و یک هست 0.5 وجود ندارد. ایشون یا تلویزیون تماشا میکنند یا نمیکنند . یا با شما ارتباط دارند یا کاملا این ارتباط صفره.یا همسر خوبی هستند یا اصلا همسر نیستند . در همه حالاتی که ایشون یک هستند کارشون رو به بهترین نحو انجام میدند . وقتی رنگ موهاتون رو تغییر میدید یا آرایشون رو متفاوت میکنید و ایشون میگن که اصلا تغییری نکردید ناشی از همین دیدگاهشون چون شما تغییر کردید و ایشون هم درک میکنند ولی این تغییر به نیم نزدیکه نه یک پس نتیجه از دیدگاه ایشون میشه صفر ومیگن هیچ تغییری نکردید و خیلی موارد دیگه ای که خودتون ذکر کردید و میشه به این شیوه تحلیلش کرد. روانشناسی میگه آقایون معمولا single taskهستند و درآن واحد فقط میتونند رو یه موضوع تمرکز کنند این ویژگی در همسر شما به شدت تقویت شده است که چشب های شما در موارد مختلف بر این مساله صحه گذاشته.
مامفرد جان شما واکنش شما در برخورد با رفتارهای نادرست باران چگونه هست؟ آیا همیشه با ناز و نوازش و عزیزم و قربونت برم سعی در اصلاح رفتارهای نادرستش دارید ؟ تا حالا شده که باران رو دعوا کنید یا حتی تو شرایط خطرناک پشت دستش بزنید ؟ همسر و دوست و پدر و مادر هم گاهی اوقات نیاز دارند که یکی پشت دستشون بزنه .
هیچوقت پدر و مادری که همه چیز رو واسه فرزندشون محیا میکنند و نمیگذارند که آب تو دلش تکون بخوره (در واقع اونو لوس بار میارند) والدین نمونه و موفقی نیستند. این فرزند زمانی که وارد جامعه میشه و بالاجبار کمتر از حمایت پدر و مادرش برخورداره در شرایط سختی قرار میگیره ، خیلی شکست ها ممکنه بخوره و خیلی بلاها به دلیل نازپروردگی و بی مهارتی به سرش میاد این فرزند میدونه که پدر و مادرش اونو دوست دارند ولی در صورتیکه ذاتش هم به تن پروری خو نگرفته باشه قطعا به والدینش اعتراض خواهد کرد و به کرات دیدیم که پرچم استقلال بدست میگیره و سعی میکنه از اونا جدا بشه تا خودش نقش اول زندگیش باشه. حال آقا احسان شما هم همین وضعیت رو داره اون تبدیل شده به کودکی که هیچوقت از سمت شما نه نشینده همیشه حرف و خواسته ایشون در اولویت بوده هر جا مشکل داشته شما بودید چه مالی چه عاطفی چه فکری . ولی ذات ایشون اون کودک نازپرورده نیست تمایل به استقلال داره الان هم علم استقلاله که توسط ایشون بلند شده ولی چون همیشه از حمایت شما برخوردار بوده حتی دقیقا نمیدونه از کجا و چطوری باید شروع کنه.
اول از همه سعی کنید با ایشون صادقانه و صریح صحبت کنید وازش بخواهید که در منطقش و دیدگاهش حتما و حتما تغییر ایجاد کنه بهش بگید که خیلی موارد بوده که ناراحتتون کرده و باید جبران کنه دیگه خواسته ایشون اولویت نداره بگید که حاضرید کمکش کنید ولی نه اونجوری که ایشون میخواد حتما حتما از یه مشاوره حضوری باید کمک بگیرید . تو این مدت هم خودتون رو مهارت نه گفتن خودتون کار کنید از اینکه همسرتون ناراحت بشه نترسید گاهی اوقات رنجش ، بحث وجدل مقطعی نتیجه بهتری از سکوت و دعوت به آرامش میده.
خیالتون هم راحت باشه فرزند نازپروده همیشه مطمئنه که هر وقت برگرده والدینش اونو با آغوش باز میپذیرند پس بازگشت رو آخرین تیر ترکش خودش میدونه.
موفق و شاد باشید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)