سلام
ببخشید ها وقتی خوندم نتونستم جواب ندم
فکر میکنی بهت توهین داره میشه ؟
اره به خدا ، آدم روانی میشه ، میگه اون همه شور و شوق من رو چرا درک نمیکنه ؟ میگه اون همه حرف رو که یه عمر نگه داشته بودم به یکی بزنم حالا که هستم و میزنم چرا نمیفهمه ؟
ولی اینا ضعف درون خود ماست ، گروهی از ما آدم ها شروع میکنیم از بچگی خودمون رو سربه زیر و درست بار میاریم
خلاف های گنده گنده نمیکنیم وقتی هم کوچیکش رو میکنیم توبه میکنیم و هزارتا نذر و نیاز که خدا ما رو ببخشه و خلاصه پاک نگه میداریم خودمون رو
غافل از اینکه انقدر خودمون رو به حالت مایع نگه میداریم تا بتونیم وقتی که شریکمون رو پیدا کردیم جامد بشیم
حالا نمیدونم شایدم اینطوری نباشه حس و حالت
اما اینو بدون اگه جوابت رو نمیده و شب و روز داری بهش فکر میکنی و باز کوتاه میای و زنگ میزنی التماسش رو میکنی در واقع اون نیست که داره به تو توهین میکنه ! خود تو هستی که داری به خودت توهین میکنی
بذار همه دنیا بگن تو مغروری ، اما وقتی تو خودت خبر داری که چقدر خوبی و محبت کردی و او نفهمیده ! حالا هر چقدر هم بیای به این و اون اثبات کنی که خوبی کردی و حالا زندگیت در خطره کسی اونطور که خودت درک میکنی نمیتونه درک کنه
اول یه نگاه به خودت بنداز
ببین واقعا اگه خوبی کردی و الان هیچی نشده اینقدر بی مزه و بی معنی داره طی میشه
فردا که توی زندگی اسیر شدی و گرفتار شدی چقدر باید تحمل کنی
یه چیز میگم یه چیز میشنوی ها
خیلی باید جلوتر رو ببینی
بشین نگاه کن ببین اصلا برای چی داری غصه میخوری
بخاطر دل خودت ؟ یا بخاطر ارزش های طرفت -- بخاطر احساسات خودت ؟ یا بخاطر احساسات طرفت
بخاطر نگاه خودت به زندگیت ؟ یا بخاطر نگاه مردم به زندگیت --- ببین میترسی که چه اتفاقی بیفته ؟
اما اینو مطمئن باش که تو خطائی نکردی بلکه تصمیم گرفتی زندگی مشترکی شروع کنی و شروع کردی و حالا باید شخصی رو که انتخاب کردی بسنجی !
اصلا نامزدی رو گذاشتن واسه شناختن نه وابسته شدن
یه خورده زیادی وابسته شدی ، شاید یه دلیلش این باشه که توی زندگیت اولین نفری بوده که خودت رو آزاد دیدی تا بهش وابسته بشی و حالا اسیر احساسات خودتی نه اون بنده خدا
یاعلی








علاقه مندی ها (Bookmarks)