این روزها حال من دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر زمین ذل میزنم
گاه بر حافظ تفال میزنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)