سلام به همه دوستای عزیزم، بالاخره من به اطمینان رسیدم که نفر دومی واقعا ازدواج کرده بوده و درس خوبی هم بهش دادم که دیگه این کار رو با دختر دیگه ای تکرار نکنه البته فکر می کنم آدمای این شکلی که این روزها کم هم نیستند علیرغم بی معنی بودن کارشون انگیزه بالایی دارند که بلند شن دنبال دخترای دیگه راه بیفتن و دل زناشون رو خون کنن!!نمی دونم مشکل شخصیتی خودشونه یا مشکل زندگی مشترکشون اما امیدوارم خدا همچین مردای مصیبتی رو نصیب هیچ دختر بینوایی نکنه

نفر اولی هم همچنان به زنگ زدن ادامه میده و دست از سرم بر نمی داره یکی به من بگه به این چی بگم که خدا رو خوش بیاد؟!!!!