من 12 ساله که ازدواج کردم
مشکل من اول با خانواده همسرم بود ولی چند سال بعد به واسطه فشارهای اونها روی همسرم من و همسرم هم با هم مشکل پیدا گردیم
از نظر همسرم همیشه حق با خانواده اش است
از نظر خانواده همسرم من عروس ام و اونها مادر شوهر و خواهر شوهر پس بنا بر عرف جامعه اونها باید به من زور بگن و من باید خم به ابرو نیارم اگه اعتراضی کنم حسابم با کرام الکاتبین است
اگه همسرم من می دانست که خانواده اش جایگاه خاص خودش را دارد و من به عنوان همسر و مادر بچه ها جایگاه خاص خودم را دارم و حق را به حق دار می داد مشکل من اینقد بزرگ نمی شد
حتی اگه می اومد به من می گفت عزیزم من زورم به اونها نمی رسه من از تو عذر می خوام من به خاطر همسرم تمام ناملایمات رو تحمل می کردم ولی افسوس و صد افسوس ....
این قسمتی از مشکلات من بود
من نتونستم این قسمت رو حل کنم و یاد گرفتم که باید سازگار باشم
شما راه حلی جز این دارید ؟؟؟؟
اگر راه حلی پیدا شد من باقی مشکلاتم را روی گود می ریزم









علاقه مندی ها (Bookmarks)