سلام به میترای عزیزم.
ببخشید من نمیدونم شما خطاب به مدیران سلام کردی من هم میتونم تظهار نظر کنم یا نه. اما خوب حقیقتش چون شرایط شما رو یک جورائی مثل خودم دیدم خواستم یک مقدار کنجکاوی کنم.
من هم 26 سال سن دارم.مدرک کارشناسی گرفتم و از 18 سالگی کار میکنم. 2 بار کارم رو عوض کردم به خاطر اینکه کار دومی که انتخاب کردم با رشته تحصیلی من همراه بود. اوایل خودم رو خیلی با بقیه مقایسه میکردم با اینکه من زودتر شاغل شدم ولی بقیه از لحاظ مالی خیلی سریعتر تز من پیشرفت کرده بودن ولی من همچنان در جا میزدم و اعتماد به نفس نداشتم تا اینکه سعی کردم یکم با افرادی که خودم رو اینطور با اونها مقایسه میکردم همراه کنم و بعد دیدم درسته اونها از لحاظ مادی خیلی پیشرفت کردن اما خوب به هیچ عنوام از لحاظ فکری و تجربه قابل مقایسه با من نیستن این بود که از این فکر خلاص شدم.
من فکر میکنم تو اتفاقا خیلی دختر کوشا و توانمندی هستی چرا که قبول ترجمه و نگارش یک کتاب تخصصی کار هر کسی نیست و اعتماد به نفس زیادی رو میطلبه.
به نظر من تو اعتماد به نفس خوبی داری ولی مسیاله اینجاست که خودت زیاد مقایسه میکنی در صورتیکه شرایط هر کسی در زندگی کاملا منحصر به فرد استومهم اینه که تو با توجه به شرایط و موقغیت خودت در شرایط اکنون بهترین وضعیت ممکن رو داری و سعی کنی بهترین رو برای خودت کسب کنی. راجع به اوقات بطالت نمیتونی وقت روی ترجمه و نگارش کتابت بگذاری؟؟
یا اصلا بهتره یک سری مقالات و یا کتبی که مربوط به شناخت خود و یا حتی اعتماد به نفس هست بخونی..
به نظر من میتونه مفید باشه.
موفق باشی







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)