دوستان تالاري تو رو خدا کمکم کنيد
ديگه نميدونم چيکار بکنم خيلي داغونم،ديشب نامه رو به همسرم دادم ولي خيلي ناراحت شد البته يه شام خوب و هديه و با سر و وضع مرتب ولي خيلي ناراحت شد خيلي که هر کاري کردم از دلش در نيومد،ميگفت " تو قبلا همچين فکر ميکردي که من دارم پولت رو بالا ميکشم؟چرا بايد اين فکر رو ميکردي؟ مگه مال من و تو داريم؟ يعني چون من برات حساب باز کردم شدم آدم خوبه؟يعني اگه اينکار رو نميکردم هنوز اون طرز فکر رو داشتي؟ مگه من از پولا برا خودم چيزي يواشکي خريدم؟مگه خواهراي من که نميدونن چقدر ميگيرن و همه حقوقشون رو شوهراشون ميگيره چرا اونها از اين فکرا ندارن؟خيلي خودخواهي،خيلي آدم گدايي هستي که فقط به فکر خودت هستي،خيلي نديد بديد هستي، بخدا به زور دارم خودم رو نگه ميدارم و گرنه،،،،مگه شوهراي مردم چيکار ميکنن که تو نامه ات نوشتي ؟ دم به دقيقه که ميگي اخلاقت اينجوريه و اونجوريه برا چي مينويسي با اين نامه مزخرفت؟خوب بود مثل بعضيها عابرت و پولهاتو ميگرفتمو و بعد اگه پولي ميخواستي بهت ميدادم؟ مگه حساب منو و تو داريم؟ فردا پس فردا هم اگه خونه رو خريديم ميخواي بگي نصفش به نام من ديگه؟اصلا به فکر زندگيت نيستي و فقط فکر خودتي"بعدش هم ازم خواست تا نامه رو پاره کنم و بعد قهر کرد منم فقط گريه کردم و بهش گفتم منظوري نداشتم و قصدم خوشحال کردنش بود و چون دير به خونه اومده بود خسته بود و خيلي حرفامون کش دار شد و حرفا و شوخيهاي من اثري نکرد هيچي نگفتم تا کار به دعوا و ... کشيده نشه ،نميدون ديگه چيکار کنم حس ميکنم با آدم خوخواهي طرفم که هيچ آزادي نبايد از خودم داشته باشم و فقط هر چي اون گفت بهش عمل کنم و معلوم نيست چي تو اينده سرم بياد![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)