راستی صبا جان
یک مورد به ذهنم رسید که بد نیست آن را هم برایت بگویم .
بعضی از انسانها کمک گرفتن از دیگران را نشانه ی ضعف خود می دانند که در اکثریت مواقع این افراد از روحیه ی قوی باش و کامل باش برخوردار هستند . این افراد در اصل مهارت ارتباطی کمک گرفتن را بلد نیستند .
در گذشته ای دور من هم اینگونه بودم و این مرحله را به نوعی تجربه کرده ام و برای خودم تابوهایی می ساختم از آلودگی .
مثلا اگر به فلانی بگویم مشکل دارم او در مورد من چه فکری می کند !!!
آبرویم می رود !!!!!
چه فایده که مشکلم را به دیگران بگویم اگر به دوست بگویم دوست را آزرده ام و اگر به دشمن بگویم او را شاد کرده ام !!!و...
خلاصه اینکه با این حرفها از طرح مشکل و کمک گرفتن اجتناب می کردم .
اما به هر ترتیب مسائل و مواردی در زندگی ام باعث شد که یاد بگیرم کمک گرفتن در پاره ای از موارد نه تنها نشانه ی ضعف نیست بلکه نشانه ی تمدن و بلوغ است و من را می تواند به مرحله ی " اتکا متقابل " ( کار گروهی ) نزدیک و یا وارد کند و این عین رشد است .
مثلا سابق بر این من به هیچ عنوان حاضر نبودم مثلا برای کار های خانه ام به غیر از کارگر از کسی کمک بگیرم اما چند سال پیش برحسب شرایط خاص روحی و جسمی که داشتم مشگل خودم را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم و مثلا گفتم به هیچ عنوان حوصله ی خالی کردن بوفه ها و شستن ظرفهای درون بوفه و ...ندارم ( کاری که به کارگر نمی دهم تا انجام دهد ) نتیجه این بود که دوستان دوران مدرسه ام در همان روز به خانه ام آمدند و همه باهم کارهایی را که اعلام کرده بودم که از سر بی حوصلگی و بیماری انجام نخواهم داد را با هم انجام دادیم و یک روز خوب و عالی را به اتفاق دوستانم در کنار کارگر گذراندیم و این کار در خانه های آنها هم به جبران محبت و همکاری هایشان انجام شد و من واقعا فهمیدم که چه لذتی را از خودم و سایرین دریغ می کردم . پس در درجه ی اول خود فرد باید به این مرحله برسد و تابوها و آلودگی های خودش را زیر پا له کند .
به همین دلیل فکر می کنم شناسایی روحیه افرادی که فکر می کنی مشکل دارند ولی آن را کتمان می کنند خیلی مهم است .
اگر این فرد یا افراد با کمک گرفتن از دیگران مشکل ندارند نباید در امورشان به هیچ عنوان وارد شد .
اما اگر در زمینه ی کمک گرفتن مهارت لازم را ندارند و مشگل هم دارند باید شرایط درک کمک خواستن را برای آنها فراهم کرد و تابوهای ذهنی آنها را شکست و .......تا به این باور برسند که کمک خواستن یک امر ساده زیستی است و انسان بنا بر ذات خلقتش موجودی اجتماعی است و...و در نهایت بعد از باور و رسیدن به این مرحله به آنها اجازه بدهیم که خودشان تصمیم بگیرند که دوست دارند و یا دلشان می خواهد که ما در کنار آنها باشیم و به آنها کمک کنیم .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)