آنی عزیز سلام
باز هم از راهنماییهای خیلی خوبت ممنونم.از اینکه اینهمه برام وقت می گذاری خیلی خیلی ممنونم و امیدوارم بتونم لطفت رو جبران کنم.از صمیم قلب دوستتون دارم
در مورد بچه ها باید بگم دارم سعی می کنم که ساعت خواب بچه ها رو تنظیم کنم.اما هنوز موفقیت خاصی نداشتم.می دونم که زمانبره.البته همین مسافرتهای هر هفته ای کلی برنامه های من و بچه ها رو به هم میریزه.
آنی عزیز بین من و خانواده شوهرم اختلاف فرهنگی زیاده که توی این چند سال هم منو خیلی اذیت کرده.ولی من دیگه با شناختشون کمی با این مسایل کنار اومدم و خیلی سعی کردم از حساسیتهام کم کنم.
من نسبت به توهین و بی احترامی خیلی حساسم.به هیچ کس بی احترامی نمی کنم و این مساله خیلی برام مهمه.حالا می بینید از بی احترامی های شوهرم نسبت به خانواده ام چقدر رنجیده شدم.
تا قبل از این هم به دلیل مسایل مختلف از دست خانواده شوهرم به خصوص مادرش اصلا دل خوشی نداشتم.به دلیل همون اختلاف فرهنگی اصلا نوع برخوردشون با بچه ها رو قبول ندارم.نمی دونید چه برخوردهای اشتباهی دارند....................و این برخوردها چه اثرات تربیتی بدی در بچه ها داره.......
اونوقت مادر شوهر محترم روز جمعه در جمع به من میگه بچه ای به بی تربیتی بچه بزرگ من ندیده...............
خنده داره و بعدش هم توضیحات کارشناسانه ای اضافه می کنه که بچه من وقتی وارد اجتماع بشه بد جوری ضربه می خوره و....................
واقعا خنده داره.چه کسی این حرفها رو می زنه؟!!!!!!!!
و این بخشی از حرفاش بود و این توهین به بچه من توهین به خود منه.هیچ جوری حرفاش برام قابل هضم نیست.ببخشید که این رو می گم ولی دلم می خواست جواب دندان شکنی بهش بدم ولی سکوت کردم.......
خدا می دونه اینقدر حرکات زشت از دستش دیدم که فقط دلم می خواد دیگه پام رو توی خونشون نگذارم و از این در عذابم که 2 روز دیگه منو بر میداره و میبره اونجا................خیلی سخته..............تحمل بی فرهنگی خیلی سخته.................
فقط دلم می خواست حتی سالی یک بار هم نبینمشون و اونوقت باید هر هفته 3 روز رو باهاشون سر کنم........
آنی عزیزنمی تونم نسبت به توهین و بی احترامی بی توجه باشم.......اون هم توی جمع...............








علاقه مندی ها (Bookmarks)