دقیقا. توهین هیچ وقت نه. حالا در هر زمینه ای.نوشته اصلی توسط sorena_arman
ممنون آقای سورنا![]()
تشکرشده 281 در 126 پست
دقیقا. توهین هیچ وقت نه. حالا در هر زمینه ای.نوشته اصلی توسط sorena_arman
ممنون آقای سورنا![]()
تشکرشده 6,302 در 1,293 پست
نوشته اصلی توسط saba1358
نوشته اصلی توسط shad
نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
تاپیک جالبیه
دسترسیش هم که برای همه آزاده
دوستان متاهلی که تا حالا به این تاپیک پاسخ ندادند بشتابید
baran.68 (پنجشنبه 09 اردیبهشت 89)
تشکرشده 4,203 در 1,431 پست
من دلبندم رو دوست دارم و شك ندارم به همين اندازه شايد هم بيشتر منو دوست داره...اگر زمان به عقب برميگشت:::
1::بدون شك دلبند خودم رو كه بهترين مرد كهكشان ماست انتخاب ميكردم اما زود ازدواج نميكردم چون هنوز پذيرش مسئوليت يه زندگي كاملا مستقل رو ندارم...بيشتر از دو سال باهاش دوست ميموندم....
2::يه جمله اي رو كه روزهاي اول عقدم بهش گفتم و دلشو شكستم از فيلم زندگيم پاك ميكردم....هنوز هم وقتي به اون جمله ام فكر ميكنم خجالت ميكشم....
parnian1 (پنجشنبه 09 اردیبهشت 89)
تشکرشده 18 در 7 پست
آره فقط کاش میشد تجربه های الان رو قبلا داشتم.اینکه میگن از تجربه دیگران استفاده کنید اتفاقا همین کار کلی مشکل برام به وجود آورد.آدم فقط باید از عقلش استفاده کنه.در ضمن دخترهای شهرستانی هم خیلی گلن...هر کسی با هم فرهنگ و همشهری خودش بهتر کنار میاد.
katira (پنجشنبه 09 اردیبهشت 89)
تشکرشده 83 در 21 پست
بلههههههههههههههههههههههه ههههههههههههههههههههههههه هههههههههههههههههههه.
از خدام باید باشه همچین مرد گلی نسیبم بشه.
خدایا شکرت![]()
bek (جمعه 10 اردیبهشت 89)
نه.......................
atefeh_b (شنبه 11 اردیبهشت 89)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
خدا رو شکر که زمان به عقب بر نمیگردد. اما اگر زمان به عقب بر میگشت و من کوله بار تجربه این چند ساله را آنزمان هم با خود میتوانستم داشته باشم، همسرم را انتخاب نمیکردم نه به خاطر اینکه آدم بدی است!نه! اتفاقا آدم خوبی هم هست. اما من وارد زندگی اش نمیشدم هم به خاطر خودم هم به خاطر او و هم به خاطر همه دورو بریهامون.
بی دل (شنبه 11 اردیبهشت 89)
تشکرشده 12,544 در 2,270 پست
بله انتخاب می کردم ، اما تلاش می کردم که با خطای کمتری زندگی رو پیش می بردم ، به هر حال از زندگیم با همه نقاط مثبت و منفیش راضیم و واقعیات زندگی رو پذیرا
baby (شنبه 11 اردیبهشت 89)
تشکرشده 15 در 12 پست
سلام
من شوهرم را با همه بديهاش دوست دارم .
اما اگه زمان به عقب برميگشت تو اين سن ازدواج نمي کردم و به حرف پدرم و بزگترها گوش ميکردم و با همسرم ازدواج نمي کردم .چون عقايد ما باهم خيلي فرق داره .شوهرم خيلي به من دروغ گفت و من بعد از ازدواج شکستم و الانم از خدا ميخواهم کمکم کنه که بتونم مشکلاتم حل کنمتا بتونيم يک زندگي آروم با هم داشته باشيم . البته اگه مادر شوهرم بزاره
پاييز باراني (چهارشنبه 14 مهر 89)
تشکرشده 1,123 در 399 پست
[/color][color=#9370DB][size=medium]سلام
اگه زمان به عقب برمیگشت...
من بازم شوهر مهربون و دوست داشتنیمو انتخاب میکردم
ولی اینبار دقتم رو تو رفتارهام بیشتر میکردم و سعی میکردم جلو احساساتمو گاهی بگیرم و بیشتر منطقی فکر کنم و مهمتر اینکه زودتر میومدم سر خونه زندگی خودم
خیلی ناشی گری کردم
اما خدا رو شکر همسر صبوری نصیبم شده بود که کمک کرد مشکلاتمون جدی نشه و الان خیلی پخته تر شدم.البته با کمکای خدای مهربون.همسرم و شما دوستان مهربون![]()
lvlahtab (شنبه 11 اردیبهشت 89)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)