خانم نیلوفر عزیز ممنون از لطفتون و همچنین پاسختون
من برای معیارهام هم مشورت کردم، هم مطالعه داشتم و هم از تجربه خواستگارای قبلیم یه چیزایی دستم اومده
یه بار خیلی وقت پیش نشستم برای خودم تمام معیارهایی که فکر می کردم برام مهم هستند رو توشتم و هر وقت لازم شده و بهش رجوع کردم دیدم تغییری نکرده و هنوز همون مسایل برام مهمه
لیستم دسته بندی شده است و بر اساس همون گقتم ایشون چه معیارهایی رو داره و چیا رو نداره
البته برای من مهمترین مساله سلامت روحی و روانیش هست که حدا رو شکر توی این چند جلسه هیچ نکته مشکوکی از این نظر درش ندیدم و فکر می کنم این خودش یه نکته مثبت بزرگیه
از نظر سن و سال به هم می خوریم(از من 4 سال بزرگتره) و خانواده هامون هم شباهت دارند.
یه کمی نسبت به ما سنتی تر هستند و بعضی حرکاتشون برای ما عجیبه
مثلا امشب برای یه نشست خانوادگی و آشنایی بیشتر ما ازشون خواسته بودیم و اومده بودن منزل ما، دم رفتنشون خواهرشون می خواست انگشت من رو برای گرفتن نشون اندازه بگیره!!!!
البته من رد کردم و گفتم هنوز زوده !
منم فکر می کنم بایدخانوادگی بیشتر رفت و آمد کنیم
به خودش هم که گفتم قبول کرده ولی ظاهرا سختشه که بدون صمیمیت بیشتر فقط صحبت کنیم حالا چرا نمی دونم!
مهسا جونم مرسی ، خوب که هستم خدا رو شکر
یه کم دلواپسی و اینا دارم که احتمالا خودت تجربه شو داری می دونی میگن طبیعیه
دوست دارم از تجربیاتت برام بگی فکر می کنم هر چی بیشتر بدونم بهتر بتونم تصمیم بگیرم
الان سعی می کنم تحت فشار تصمیمی نگیرم و ایشالا به آرامش و اطمینان خاطر برسم که به درستی کارم مطمئن باشم
یه بار ازش خواستم با هم شام بریم بیرون که رفتیم و حسابی هم صحبت کردیم
یه بارم کافی شاپ رفتیم و بار اول هم توی پارک هم رو دیدیم
می دونم برای شناخت صرف صحبت کردن کافی نیست اما ما راجع به مساثل اصلی مون صحبت کردیم و تا حالا که مشکلی تبوده
اون میگه بیشتر از این موندن در این مرحله تکرار مکرراته و خسته کننده میشه
البته به نظرم پیشنهاد یک ماه فرصت خواستن فکر خوبیه و احتمالا قبول می کنه
اما باید ببینم چه کارهایی میشه کرد
به نظر شما زود نیست اگر ازش بخوام که یه سفر یه روزه با هم باشیم ؟















علاقه مندی ها (Bookmarks)