سلام !
من تازه امروز اين تاپيك رو خوندم و اون برنامه رو هم يا نديدم يا يادم نمياد ولي ميخواهم اينو بگم با توضيحات خانم غزاله متوجه كمي از ماجرا شدم.بي مسوليتي مادري رو زير سوال ميبرد و ندونم كاري پدري رو كه يهو با جنازه دخترش تو يه رابطه مواجه شده،جناب راهگشا از فضاي اخلاقي جامعه گفت و كمبودهاي اقتصادي و عاطفي و ...
ولي من يه چيزي رو ميگم :قضيه عشق يه اتفاق ساده نيست كه با يه خاله زنك بازي ساده يه مادر و دختر بي تدبير پسري رو به حد جنون قتل برسونهاگه هر كدوم از شما آقايون اين تالار كه با چنين مشكلاتي (البته نه به اين حادي و با يه دختر 12ساله اون موقع!) مواجه ميشدين و 4 سال براش وقت و انرژي ميگذاشتيد وتا ميومدين به جاهاي خوب قصه برسيد با يه همچين بازي حساب شده اي مواجه ميشدين مطمئنا عكس العمل نشون ميداديد نه! ما بايد اصل تربيت و باز نگري رو از بالا دستها يعني از تربيت خانواده هاي خانواده هامون و محيط هنوز سطحي نگر و بيش از حد سنتي بعضي از شهرها و حتي مركز شروع كنيم.ما متاسفانه داريم هنوز خانواده هائي رو كه خودشون خانمها همه كارهاي ازدواج يه دختر را اعم از به سر و سامان رسوندن يا حتي نرسوندن تو هر سني مربوط به خودشون ميدونن و پدر آخرين نفريه كه خسته از كار برميگرده و....تازه بهش تلقين هم ميشه اين بهتره!
حالا چه بهتري داره خدا ميدونهتاوقتي براي بعضيا ( حتي براي خود خانمها)يه دختر از نظر فكري يه موجود بازيچه و بيارزشه اوضاع همينه
بازم ممنون كه بحث رو به اينجا هم كشونده بوديد!
موفق و سالم باشيد!