وقتی دلتنگم دلم می خواد با یکی حرف بزنم ولی معمولا کسی نیست که حرفمو بفهمه.با خدا حرف می زنم.اگه تو شرایطی باشم که حس کنم خدا هم دوستم نداره اونوقت خیلی سخته و خیلی وحشتناک احساس تنهایی می کنم.
البته وقتی دلتنگم 98 درصد وقتها دوست دارم گریه کنم،ولی جای مناسبی پیدا نمی کنم.قبلا ها نزدیک یه امامزاده ای بودم که وقتی دلم می گرفت تنهایی قدم می زدم تا اونجا و یه ذره تو راه و بقیه شو تو امامزاده گریه می کردم و سبک می شدم ولی الان دیگه اونجا نیستم و دلتنگیهام می شه یه بغض توی گلوم و می مونه ...








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)