سلام؛راهگشا
نه همين غمكده، ای مرغك تنها قفس است
گر تو آزاد نباشي همه دنيا قفس است
تا پر و بال تو و راه تماشا بسته است
هر كجا هست، زمين تا به ثريا قفس است
تا كه نادان به جهان حكمروايي دارد
همه جا در نظر مردم دانا قفس است
حـــــــــــــاشـــــــــ ــــــــيـــــــــه
(من فقط اين شعر رو براي صابر گذاشتم و منظور خاصي ندارم)
سخن بخصوصي براي نوشتن ندارم، در اين تاپيك؛
اما با خودت مفصل سخن دارم،(بعدا")
ميتوانم دركت كنم، ميتوانم حس و حالت را لمس كنم، نوشته هايت بيشتر تلنگر بود تا يك سلام و خداحافظ،
من در اين تاپيك يادگرفتم كه گاهي مقداري انعطاف بد نيست؛ چون اگر غير از اين باشد شكسته خواهيم شد.
و ياد بگير هميشه براي بزرگترين سرمايه ات ؛كه همان اندوخته هاي علمي و تجربي ات است همان آگاهي هايت ؛احترام قائل شوي؛ و بيهوده مثل دسته گل به آب ندهي
دوست جوان من
برای تو و خویش
چشمانی آرزو میکنم که چراغها و نشانه ها را
در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود،
برای تو و خویش
روحی که این همه را در خود گیرد
و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود
ما را
از خاموشی خویش بیرون بکشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوئیم .
من آموختهام که به خود گوش فرا دهم و صدایی بشنوم که با من میگوید این لحظه مرا چه هدیه خواهد داد،
نیاموختم گوش فرا دهم به صدایی را که با من در سخن است و بی وقفه میپرسد من بدین لحظه چه هدیه خواهم داد
سربلند باشي
علاقه مندی ها (Bookmarks)