با تشکر از پاسخهای خوبتون
خانم فرشته مهربان من پاسخهای شما را برای شوهرم خوندم اما بقول همسرم اینها همه اش در تئوری به دل می شینه اما در عمل مواجهه با این فرد خیلی سخته من چند بار توی تالار این مورد رو مطرح کردم خانم آنی و آقای نقاب هم خیلی بهم کمک کردند اما این خانم مورد عجیب غریبیه مثلا در مورد تعیین حد ارتباطمون چندین بار دوری راه خانه مان تا آنها را (1 ربع راه!!) بهانه کردیم که نمیتونیم بیاییم پیشتون می دونید چکار میکنه؟ یا خودش پا میشه میاد یا شوهر و پسرشو مجبور!! میکنه بیاند دنبالمون تا مارو پیشش ببرند!!!چند بار هم وقتی اومدند دم در اعلام کردیم شوهرم کار داره و باید حتما به کارش برسه تلفنی میگفت نه شما با اونها بیا شوهرتم کارش تموم شد باید بیاد!!!امنم چند بار نرفتم که عکس العملش هم بصورت کم محلی و قهری نشون میداد. یعنی همه باید به حرفش بروند اگه نه....وقتی هم میاد چند بار تاکید کردیم و سرش شوهرم با قاطعیت دعواهای زیادی کرده که لطفا برای بچه ما چیپس و پفک نخرید و دقیقا همش با پفکهای خانواده و چیپسهای مختلف میاد اگه میفرمایید از آوردن اونها استقبال کنیم یا حتی بی تفاوت بگذریم ما تموم راهها رو امتحان کردیم اما راه حلی نداره. همش به خواسته های دخترم که ما ممنوعش کردیم جواب مثبت داده برای همین چند روز پیش دخترم در حضورش می گفت مامان کاش تو بمیری خاله مامان من بشه! و اونوقت با قهقهه های بلندی گفت وای عزیزم منم تو رو خیلی دوست دارم و با صدای بلند به جمع حرف بچه را تکرار کرد و خندید و کلی قربون صدقه اش رفت
شما میگید وقتی میاد بهش بگیم حرف مردم را نزنه. مگه میشه؟ اون حتی تلویزیون که میبینه شروع میکنه با صدای بلند اخبارها و سریالها را تجزیه و تحلیل کردن تا اخبار روزنامه ها، فامیل، محل کارش و حتی در مورد خرید LCD مون هم که همه تائیدش کردند میگفت خیلی بد جایی به دیوار نصب شده و شروع میکنه مثلا به کارخونه سازنده تلویزیون فحش دادن که چرا مثلا صادرات داره یا چرا گران می دهند و موشکافانه همه مسایل را تحلیل می کنه. از وقتی خانه اش سوخت هم که دیگه فحشهای جدیدتری نثار فرد مقصر، شوهرش، همسایه ها (که چرا دیر فهمیدند خبر دهند!!) و همه و همه میده فکر میکنید ما میتونیم این احساس ها را ازش بگیریم؟
میدمنم موضوعم تکراریه اما بخدا خسته شدیم نمیدونیم با این فرد چه بکنیم. البته لبازمه بگم در زمانهای گذشته این فرد تحت فشار روحی شدیدی بوده است.اما بقول همسرم گناه ما چیه که باید تحملش کنیم؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)