چشم بارانی عزیز
مشکل اساسی فکر کنم این باشه ، که تصور می کنی قاطع بودن یعنی بی احترامی یا خشونت ، در حالی که این نیست . قاطعیت یعنی این که شما نسبت به آنچه به نظرت درسته پای بند باشی و محکم باشی و کسی نتونه وادارت به روندی غیر از آن کنه . برای مثال:
شما بنا به دلایل حقه و مناسب با شرایطت و معیارهایت این فردی که اشاره کردی رو برای ازدواج مناسب نبینی ، در این صورت محکم باش و زمانی که مادرت ازت می پرسه که اگه اومدن چی میگی ، محکم بگو ، میگم با اجازه مامان و بابام « نه » و بعد مادرت را ببوس و بگو ، همین مادر جان ،
یعنی در کمال ادب و احترام و حتی محبت روی نظرت قاطع باش .
احتمال میدهم بگویی من خجالت میکشم اینجوری بگم ، در این صورت چشم بارانی عزیز ، ریشه عدم اعتماد به نفس و ترس و عدم قاطعیت شما کم رویی زیاده و باید فکری به حال این موضوع کنی .
برای تشخیص بهتر این که چنینه یا خیر ، روابط عاطفیت با خانواده ات را بررسی کن ، اگر قدرت ابراز احساس و عواطف با اعضاء خانواده ات را نداری و خجالت می کشی ( به عبارتی روت نمیشه ) مشکل کم رویی مانع این میشه که اعتماد به نفس و قاطعیتت و ترست رو هم حل کنی .
نکته دیگر این که انتظار این که بخواهی اول کامل شوی و هیچ مسئله ای نداشته باشی بعد ازدواج کنی اشتباهه ، مهم اینه که شما چه پیش از ازدواج و چه بعد در پی شناخت بیشتر خودت و رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوتت باشی و حتی به خواستگارت هم همین را بگویی که مایلی در این زندگی با هم چنین روندی داشته باشید و در این راه کمک هم باشید ، چون هیچ انسانی نمیتونی در لحظه بگه من کاملم و هیچ نقصی ندارم .
مشکل وابستگی و ترس و .... را یادمه که مطرح کردی ، ولی آیا اساسی برطرفشون کردی ؟ و تو این مدت در این مسیر گام برداشتی ؟ اگر نه که پس بافقط دانستن مشکلات و راکد بودن در مسیر بهبود که هیچ وقت این مسائل رفع نخواهد شد و با این دیدی که داری پس هیچ وقت هم از ترس از ازدواج بیرون نخواهی آمد .
فعال باش و محکم و قاطع و امیدوار
نترس








علاقه مندی ها (Bookmarks)