طبیعی است مقاومت بسیار شدیدی از ناحیه عادتهای منفی در برابر تصمیمها اتخاذ میشود، از طرفی
هر چقدر عادتها نهادینه و تثبیت شدهتر باشند، موج مقاومت را قویتر میکنند، با این همه گذر زمان به سود
فردی است که تصمیم گرفته رفتار منفیاش را کنار بگذارد. به این معنا که اگر شخصی در برابر خواستهای که ناشی از
عادتهای منفی اوست مقاومت کند روزبهروز از قدرت آن موج منفی کاسته خواهد شد، مقاومت و تکرار نکردن رفتار
منفی به مغز این فرصت را میدهد که خود را با شرایط جدید وفق داده و به سمت مولفههای جدیدی برود .
این روانشناس، تحلیل دیگر بازگشت دوباره ما به عادتهای منفی خوگرفته را از دید روانکاوی اینگونه بیان میکند: «
واقعیت آن است که ناخودآگاهِ ما ، در قبال عادتها تمایل به بازگشت دارد » . کودکی را در نظر بگیرید که وقتی
احساس ترس میکند، از سر عادت انگشتش را میمکد یا کسی که بشدت عصبانی است به سیگار رو میآورد. در
واقع وقتی فرد با شکستها و اتفاقات ناامیدکننده در زندگی روبهرو میشود، به شخصیت اول خود برمیگردد؛ همان
شخصیت نهادینه شده که تصمیم به ترک آن رفتار داشت.
فرد وقتی به شخصیت اصلیاش برمیگردد، از تکرار رفتاری که میخواست با آن مبارزه کند، لذت میبرد.
این لذت نیز یک نوع واپسگرایی منفی ایجاد میکند.
وی استرسهای محیطی و درونی را به عنوان دو عامل مهم در بازگشت فرد به عادتهای منفی نام میبرد و
معتقد است: « بسیاری از افرادی که با عادتهایشان مبارزه میکنند، ترجیح میدهند این مبارزه در یک
فضای کاملا خاموش انجام شود، آنها بارها در مقابلهشان با عادتهای بد شکست میخورند، اما کمتر
پیش میآید به متخصصان این حوزه مراجعه کنند، در صورتی که فرد میتواند با پشتیبانی اطرافیانش به
متخصصان مشاوره و روانشناسی مراجعه کند و با بینش بیشتری در یک زمان منطقی به خواستهاش
برسد » .
(3 بازسازی دوباره شناخت








علاقه مندی ها (Bookmarks)