
نوشته اصلی توسط
lucia
سلام سلام سلام ...به همه بچه هاي قديم و جديد. نميدونم منو يادتون هست يا نه؟
http://www.hamdardi.net/thread-5235.html قصيه منو خونديد يانه...راهنمايي هاي شما به من در اون شرايط بحراني خيلي كمك كرد و من با كمك شما عزيزان تونستم راه درست رو انتخاب كنم. ارزو جان قصه تلختو خوندم. عزيزم همه 18 صفحشو خوندم. اينقدر خودتو عذاب نده.با مسايل راحت بر خورد كن.اشتباه ما خانوم ها اينه كه فكر ميكنيم دنياي ما به شوهرامون ختم ميشه.به خدا اين طور نيست.
شما وقتي ميبيني شوهرت خيانت كاره نبايد بچه دوم رو مي اوردي....خيلي خوب حالا كه اوردي ديگه نميشه كاري كرد.... گفتي مچ گيري.....يك دوستي تاييد كرد....ولي ميدوني اگه پليس اونها رو در يك رابطه نامشروع ميگرفت....زناي محصنه محسوب ميشه و اونو سنگ سارش ميكردن....ميدوني حس انتقام از روي غروره...غرور بدترين صفت شيطاني و هم انساني هستش....چرا شيطان جهنمي شد.....فقط غرور.....اين غروره كه ازت ميخواد انتقام بگيري تا بگه من قوي ترم....
عزيزم ميدوني بعدا بچه ها چقدر از داشتن پدر خيانت كار زجر ميكش..ميدوني وقتي نوجوان بشن بهشون بگن پدرت عوضي بوده...چقدر براشون بده!يا اينكه بشنون كه سنگ سار شده حتي شلاق خورده.....به اونها فكر كن.
عزيزم ميدونم سخته..من خودم طلاق گرفتم ...دوستان ميدونن... من بچه نداشتم...برام راحت بود...ولي الان 4 ماهه كه ازدواج كردم.خدا رو شكر زندگيم عاليه.شوهر دومم كه برادر دوستم هستش و قبلا هم خاستگارم بوده خيلي مرد خوبيه.خدا رو صد هزار مرتبه شكر....ولي ارزو خانم شما 2 تا بچه داري ...طلاق براي شما خيلي سخته..واقع بين باش...به نظر من طلاق نگير مگر اينكه خودش طلاق بده.اصلا ديگه حرف طلاق رو نزن.نه به خاطر مسايل اقتصادي يا حمايتي يا اينكه ميتوني دوباره ازدواج كني يا نه بلكه فقط و فقط به خاطر بچه ها .به نظر من يك مدت بزار قضيه مسكوت بمونه فقط مهربون باش ..البته نه بيش از حد ..ميدوني يك جمله خوبي هست كه ميگه: نيكي چو از حد بگذرد ...نادان گمان بد برد.
بزار به رابطه با اون زن احمق ادامه بده ميدوني عزيزم اون داره كار تو رو راحت ميكنه.به خدا توكل كن و بسپار به خدا تا هدايتشون كنه.به فكر اول خودت باش بعد بچه ها.سعي كن هر كاري كني تا بهتون خوش بگذره...من بهت اطمينان ميدم اون خودش شرمنده بر ميگرده..چون تاريخ ثابت كرده رابطه هاي اينجوري كه نه دين قبول داره نه عرف و جامعه دوامي نداره.تو خودتو تا اونجا كه ميتوني پيشش عزيز كن..حتي پيش خانواده شوهرت خودتو عزيز كن..همه رو دوست داشته باش كه از محبت خارها گل ميشود....سيستم هاي حمايتي رو زياد كن ..اگه دوست داري يك كار سبك بگير و خودتو مشغول كن و الا تو خونه بشين و استراحت كن بالاخره كه به بچه هاش ميخواد خرجي بده.يك كاري كن تا بچه ها دوسش داشته باشن...از دوست داشتن بچه و علاقشون به پدرشون پيش شوهرت بگو..بزار حس پدرانش بيشتر بشه...خانواده رو مستحكم كن..از دعواهاتون و ناراحتي هات به عنوان يك طنز ياد كن...اگه حرفش به ميون اومد بگو راستش منم از اون اينه شمدوني كه شكوندي خوشم نمي اومد.به فكرش باش براش هم مادر باش هم همسر ..ميدوني بعضي از اقايون دوست دارن كه همسرشون كمي مواظبشون باشه مثل يك مادر دلسوز باش .دلشو به دست بيار.به خاطر بچه ها. هميشه تو صورتش بخند.براش غذاهايي كه دوست داره بپز . حتي براش ميوه پوست بكن ..منظورم كارهاي جزيي و پيش پا افتاده هم هست.هميشه سعي كن شنونده خوبي باشي براش..سر تا پا گوش شنوا بشو براش بزار حرفهاشو بتو بزنه.اصلا راجب به خيانت و اون زن ديگه هيچي نگو.اصلا و ابدا...بگو من ميدونم كه من و بچه ها رو دوست داري ..شايد من حس بدي نسبت بهت پيدا كرده بودم..من بهت اعتماد دارم ميدونم كه خانوادمون برات مهمه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)