RE: میشه کمکم کنید ؟ نمی خوام فرصتها رو از دست بدم
ممنون آقا امید از راهنماییتون ولی به نظر شما من یک دفعه بگم که ازدواج کردم ؟ من به اصلا دوست ندارم این رفتار باهام بشه من در خودم این توان رو میبینم که وابستگیی که ایجاد شده رو یکجا تمومش کنم اما در توان (ا.م) نمی بینم ...
مشکل اینجاست که علاوه بر اینکه ماجرا رو با پدر من مطرح کرده با خانواده ی خودش هم مطرح کرده و اونها رو به این امر راضی کرده من نمی دونم چطور میشه منطقی کنار اومد اصلا حذف کردنش درسته ؟ اگه این آشنایی رو به بیرون از اینترنت بکشونیم چطور ؟ من پدرم رو راضی کردم که به تحقیقات بره چون (ا.م) در شهر دیگه ای بود پدرم به تنهایی رفت تحقیقات چیز بدی از (ا.م) پیدا نکرده بود جز اینکه میگفت که من لیاقتم بیشتر از ایناست و اونها سطح مالیشون از ما پایین تره و اینکه (ا.م) به خاطر کارای مختلفی که میکرده همش توی شهرای مختلف بوده همه ی همسایه ها و دیگران از خانودشون تعریف کرده بودن و لی در مورد (ا.م) چیز زیادی نمی دونستن چون زیاد نمی دیدنش ودیگه اینکه من نمی خوام بدون اینکه (ا.م) رسماً بیاد خواستگاریم اون رو رد کنم به نظر شما کاره اشتباهیه ؟ اگه بتونم از فامیلمون فرصت بخوام واسه جواب دادن بهش میتونم بیشتر(ا.م) رو بشناسم چون آدم بدی نیست .. اما هرچقدر بیشتر طول بکشه سختتر میشه این ارتباط اشتباه رو تموم کرد چطور تمومش کنم ؟ نظر من اینه که بهش بگم رسماً بیاد خواستگاری تا اون هم مورد سنجش خانوادم قرار بگیره مثل فامیلمون که در موردش فکر میکنم ... به نظر شما نظر خوبیه ؟
خدایا به داده و نداده ات شکر ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)