به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    خواهر خوبم،

    سارا جان،

    سلام،

    صحبت‌هاتون رو خوندم، دغدغه‌هاتون رو میفهمم و درک می‌کنم...

    اگرچه بخش زیادی از صحبت‌هاتون از فیلتر ذهنی‌ من گذشت، چون به واقع، امروز با خبر‌هایی‌ که از ایران گرفتم، به هیچ عنوان روز خوبی‌ نداشتم و دیگه فکر کردن به بخش اول حرف‌های شما، که البته واقعیت جامعه ما هست، دیگه توانی‌ برام نمیگذره که امروز رو با رسیدن به همه برنامه هام تموم کنم، ...

    بنابرین، امیدوارم عذر من رو بپذیرین اگر وارد جزئیات صحبت‌هاتون نمیشم،

    فقط می‌تونم بگم، سارا ی عزیز، همه این‌ها هست.. خوب که چی‌؟

    شما کاری میتونی‌ براش بکنی‌؟ نمیتونی‌!

    شما نمیتونی‌ یک زیر ساخت اشتباه رو، بعد از قرن‌ها عوض کنی‌! با اینکه همه تلاشت رو داری میکنی‌! اما وقتی‌ همه تلاشت رو کردی، دیگه بهش فکر نکن!

    چون فکر کردن به این مسائل، این مشکلات رو حل نمیکنه اما زندگی‌ شخصیت رو تحت تاثیر قرار میده...

    برای ما، از ترس نوشتی‌، ترس از دست دادن، دوست داشته نشدن...باور کن، همه ما به عنوان یک انسان، مستقل از جنسیت، همه این ترس‌ها رو کم و بیش داریم!

    سارا، میدونی‌ چرا این ترس‌ها وجود داره؟

    چون دوست داشتن‌های ما، انتظارت ما از هم، همه غلط هست!

    سارا، شما اگر همسرت رو دوست داری، باید به خاطر خودش دوست داشته باشی‌، نه به خاطر خودت یا کارهایی که برات میکنه...

    اگر توانستی اینطوری دوست بداری، مطمئن باش، همه ترس‌هات رفع خواهد شد...چون انتظاراتت مدیریت میشود...

    و اگر خدایی نکرده روزی اصطلاحا مورد بی‌ مهری قرار بگیری، انتظار ضربه شدید نخواهی داشت و بنابرین دلیلی‌ برای نگرانی آینده نخواهی دید...و خودت را در آینده بازنده نمی‌بینی که بخواهی بترسی!

    اما، زن‌ها در جامعه ما، بیشتر از آن که دلبستهٔ مرد خود باشند، وابسته او هستند...با اینکه، ممکن هست، از همه نظر استقلال داشته باشند(مالی، اجتماعی،...)، اما همچنان فکر میکنند، به همسر خود، با هر شرایطی نیاز دارند، چرا؟

    چون وابسته هستند، نه دلبستهٔ...چون دوست داشتن درست را یاد نگرفته اند!

    چون میترسند...چون باور کرده اند، هر چقدر هم، مستقل باشند، به یک مرد نیاز دارند!!! وابسته مرد خود شده اند نه دلبستهٔ...برای همین فکر میکنند، زندگی‌ بدون این مرد که ممکن است در حق آنها هزاران ظلم کرده باشد، غیر ممکن هست...

    در مورد من نوشتین، و اینکه این دید من ظلم به زنان هست،

    سارا جان، کامران، هم فوق‌العاده احساساتی هست و هم فوق‌العاده ترسو،

    من از جنس شما میترسم...بعضی‌‌هاتون واقعا خیلی‌ بلند جیغ می‌کشید...

    بنابرین، بعد از تجربه ۳-۴ تا جیغ بلند، که یکیش وسط یک کلاس و جلوی استاد بود!!!

    نتیجه گرفتم، مسائل حساس را نباید با خانوم‌ها بحث کرد...

    فردا هم اگر ازدواج کنم، به جای بحث کردن یا گفتمان منطقی‌ از دید خودم، در خیلی‌ از مسائل سعی‌ می‌کنم با فرد مقابلم زبان مشترک پیدا کنم و با همان زبان با او گفتگو کنم!

    ضمنا، احساساتی بودن یک خانوم به هیچ عنوان بد نیست و نقطه ضعف نیست،

    عدم قبول این ظرفیت احساسی‌ از سمت خانوم‌ها و فرار از این واقعیت مشکل ساز هست!

    وقت بخیر،

    کامران

  2. 4 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (شنبه 15 خرداد 89)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamran2007

    شما نمیتونی‌ یک زیر ساخت اشتباه رو، بعد از قرن‌ها عوض کنی‌! با اینکه همه تلاشت رو داری میکنی‌! اما وقتی‌ همه تلاشت رو کردی، دیگه بهش فکر نکن!

    سارا، شما اگر همسرت رو دوست داری، باید به خاطر خودش دوست داشته باشی‌، نه به خاطر خودت یا کارهایی که برات میکنه...

    اگر توانستی اینطوری دوست بداری، مطمئن باش، همه ترس‌هات رفع خواهد شد...چون انتظاراتت مدیریت میشود...


    اما، زن‌ها در جامعه ما، بیشتر از آن که دلبستهٔ مرد خود باشند، وابسته او هستند...

    چون میترسند...چون باور کرده اند، هر چقدر هم، مستقل باشند، به یک مرد نیاز دارند!!! وابسته مرد خود شده اند نه دلبستهٔ...برای همین فکر میکنند، زندگی‌ بدون این مرد که ممکن است در حق آنها هزاران ظلم کرده باشد، غیر ممکن هست...



    سارا عزیزم
    حرفهات درسته و برخی از واقعیات تلخ جامعه انکار ناپذیرند .

    اما سارا عزیز به راستی چه می شه کرد قربانی یک فرهنگ و باور غلط چیزی نیست که من و شما بتونیم یک جمعیت رو از اون نجات بدیم ما تنها کاری که می تونیم انجام بدیم اینه که خانواده و اطرافیانمون رو آگاه کنیم .
    عزیزم روحیه ات رو بابت شرایطی که نمی تونی تغییرش بدی شکنجه نکن .
    شاید شما که بیشتر با این مردم با این فرهنگ سر و کار داری برات سخت باشه که چشمات رو ببندی ، سخت باشه که این وضعیت رو ببینی اما کاری نتونی بکنی ، اما این یک حقیقته و اگر شبانه روز هم ذهنت رو درگیرش کنی چیزی تغییر نخواهد کرد.
    نگذار این افکار جسم و روحت رو آزرده کنند .


    نقل قول نوشته اصلی توسط rsrs1380

    من با آنی جان موافقم ..جامعه دید خوبی ندارد..جامعه ما هرچقدر هم باشد به یک زن مطلقه مثل یک مرد مطلقه نگاه نمی کند..پس چطور شما از هیچ چیز نمی ترسید؟
    ایا شما دوست ندارید مثلا در فلان رابطه و بهمان قضیه مرتان بر شما مسلط شود و کمی مهربان زور بگوید؟مگر نه اینکه خانم ها عاشق زور مردان در حد متعارف هستند ولی آیا نمی ترسند این زور گاهی علیه انان به کار رود؟
    نمی دونم شاید من خیلی قضیه را بزرگ می کنم..نمی دونم...

    سارا عزیزم
    تمام این ها بستگی به خود زن دارد که طبق فرهنگی که در آن بزرگ شده و بیشتر طبق عقاید و افکار و باورهایش زور را بپذیرد یا خیر . اگر من شخصی باشم که زور را نپذیرم و در مقابل آن بایستم پس چرا باید از همین الان از روزی بترسم که به من زور گفته بشه ؟


    جامعه به زن مطلقه دید خوبی ندارد درست است اما چه میشه کرد ؟ نمیشه طلاق رو از جامعه حذف کرد ، برخی زندگی ها واقعا ادامش مخرب تر از این است که فرد به این فکر کند که بعد از طلاق چگونه به او نگاه می کنند . این هم بسته به عقاید و باورهای فرد دارد .
    جامعه دید بد دارد خود زن بعد از طلاق چرا نسبت به خود دید بد دارد و احساس ضعف می کند . اگر زن محکم باشد و به کسی اجازه ندهد که به او بد نگاه کند پس چرا از طلاق و عواقب بعد از آن بترسد .


    نقل قول نوشته اصلی توسط rsrs1380

    ولی غزاله عزیزم یعنی هیچ زمان نترسیدی که مثلا خدای نکرده احسان به تنهایی مثلا دنبال آرزوی خود برود و رهایت کند؟هیچ زمان نترسیدی؟از تنها ماندن..از ...
    ولی من اذعان می کنم که گاهی می ترسم..از اینکه به اندازه امروز عاشق نباشم..هزاران مقاله می خوانم و همه چیز عالیست..همسری دارم که بسیار دوستش دارم و بسیار درکم می کند..از معذرت خواهی نمی هراسد..با من دوست است..به همه نیازهایم می رسد ولی ایا نمی ترسم..نه؟پس چرا باز می ترسم؟چرا در اعماق وجودم همیشه حس می کنم که نکند خطایی رخ دهد؟شاید این به خاطر تجربه من بوده و اون ضربه بار اول ولی واقعا با خیلی از خانم ها صحبت می کنم اون دغدغه ها که آنی جانم لیست کردند را دارند؟پس چرا دارند؟یعنی شما از هیچ چیز نمی ترسید.ترس از دوست داشته نشدن ...و.....
    پس به من هم بگویید چگونه اصلا نمی ترسید؟

    عزیزم تا حدی این ترس تو طبیعی است . الان در اوج احساسات و عشق هستی ولی بیم فردا داری . این ترس بیشتر به این دلیل هست که شما و همسرت با سختی های خاصی به هم رسیدید و این مشکلات و سختی ها پیش زمینه ذهن شما شده و حالا که همه چیز درست و مرتب است می ترسی .
    می ترسی که نکند باز هم مشکلی پیش بیاید ، نکند در آینده باز هم روزهای سخت باشد ، می ترسی که نکند تمام این ها یک خواب شیرین باشید و همسرت روزی تو را رها کند .
    یک ترس دیگر هم هست آن هم به خاطر عشق و علاقه ای است که همسر شما الان نثارتان می کند و می ترسید با ورود به زندگی این عشق کم شود ، علاقه ها به شدت امروز نباشد ، برای هم عادی شوید و از این رمانتیک بازی های این دوران دیگر خبری نباشد . که تمام دختران کم و بیش این ترس را دارند و حتی از برخی دختران شنیده می شود که در دوران عقد بی دلیل احساس پشیمانی و ناامید و یاس و ترس دارند .

    عزیزم تنها کمکی که می توانی به خودت بکنی این است که به این ترس ها پر و بال ندهی . هر چه آنها را قدرتمندتر کنی بیشتر وجودت را فرا خواهد گرفت . هر وقت این ترس به سراغت آمد به خودت بگو سارا چته همه چی که خوبه پس چرا الکی برای خودت ترس می سازی ، واقعا همه چی خوبه ، پس به امروز فکر کن و قدرش رو بدون و از فردای نیامده و مشکلات پیش نیامده نترس .

    این رو هم بدون عزیزم که اگر همسرت رو دوست داشته باشی به خاطر خودش اون هم با تمام خصوصیاتش چه منفی و چه مثبت هیچی نمی تونه دلتو بلرزونه اما اگه به ابراز علاقه همسرت و عشقی که اون به تو داره دل بسته باشی بله این ترس ها به وجود خواهد اومد . پس دوستش داشته باش به خاطر خودش نه به خاطر اینکه دوست داره و دلبسته باش نه وابسته عزیزم .

  4. 2 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (جمعه 14 خرداد 89)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 13 بهمن 91 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    582
    امتیاز
    6,583
    سطح
    53
    Points: 6,583, Level: 53
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    564

    تشکرشده 574 در 212 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    :سلام!
    ببخشيد سارا خانم من اين تاپيك ئو الان مطالعه ميكردم و فكر ميكنم :شما با تمام واقعياتي كه اينجا بيان و بررسي كردي با مشاركت اساتيداين موضوعيه كه ذهن شما رو به طرز وسواس گونه اي مشغول كرده و به دليل محل و شرايط شغلي شماست!
    شايد اگر جاي ديگري بوديد و شراي زندگي مردم آن منطقه فرق ميكرد اينگونه افكار ترس آلود به ذهنتان خطور نمي كرد .چون تا جائيكه من ميبينم بيشتر خانم دكترهاي زنان نوعي مشاور همراه خانوادگي هم ميدونن خودشونو!با تجربه و تخصصي هم كه دارن و موارد زيادي هم كه ميبينند البته تاحدي هم حق دارند ولي...
    سارا خانم گل!اينجا يه تالار عمومي و ما مراجع و صورت و رفتاراشو نميبينم و اگه يه زخمي هم در خودمون باشه ديگري نمي بينه ولي با اين وجود گاهي كه فشار تاپيكها و بازبيني مطالب زياد ميشه بهتره بگذاريم ديگران التفات كرده و نگاهي و جوابي بدن و ما به خودمون استراحت بديم ....ميدونيد چرا؟؟
    چون من وقتي مريض باشم نبايد خودمو حتي اگر دكتر هم باشم در معرض مريضي بيشتر قرار بدم لااقل تا وقتي كه مرحله اصلي بيماريم بگذره و بايد!!!تاكيد ميكنم بايد به خودم فرصتي هر چند كوتاه براي استراحت بدم.من اگر شنا گر ماخر و نجات غريق خوبي هم باشم بايد !بازم ميگم بايد لحظالتي رو براي خودم اختصاص بدم وگرنه حتما خداي نكرده غرق ميشم
    شما هم تو شرايطي هستيد كه مثلا و ظاهرا همه چز خوبه ولي من ميفهمم با شرايطي كه گذرونيد و ميبينيد يه كمي ترس طبيعيه ولي اگه بيش از حدو اندازه خودتونو درگير مسائل احساسي مردم بكنيد از زندگي خودتون و وقت و انرژي كه بايد براش بگذاريد جا ميمونيد و يه روزي مياد وميبينيد داريد دعواي مردمو با شوهرت ميگيري و دعواهاي كوچيك خانوادگي خودتون را سر همون آقاي 60 سالهفرياد ميكنيد!
    ساراي عزيز درمانگر باش ولي:شرط اول امدادگري ،درمانگري ،پزشكي يا.... اينه كه خودتون سالم بمونيد و درگيري شخصي با مسائل پيدا نكنيد .مطمئنا شوهر شما،عشق من ،همسر خانم غزاله و... با كمربند به جانمان نمي افتن /حتي اگه عصبانيشون كنيم و تهديدمون كننولي از اون بدتر را با اعصابمون تلافي ميكنن اگر موردي براي جبران رفتار نسنجيده ما(من خودمو ميگم :شما كه خانم دكتري!)يا مشكلاتي كه خواه ناخواه در اطراف يا اطرافيان بوجود مياد يا ميارن!پيدا نكنن.
    پس بهتره مسائل كاري را با خانوادگي اشتباه نكنيم وشما هم ممنون از اينكه ما را با مسائل گوشه اي از ايران هر چند تلخ آشنا ميكنيد.من واقعا متاسف ميشم ولي آرام ميگيرم وقتي ميبينم كسائي هستند كه هنوز سر يه همچين كسائي داد ميزنن!كاش شما امكان پيگيري قضائي ميداشتيد شايد كمي از مسائل خانوادگي خطرناك به اين وسيله تا حدودي حل ميشد!هر چند ميدونم فرد بيمار جسمي هم تا مجبور نباشه نميره دكتر بيماراي روحي كه سالهاست به خون خوردن و سكوت عادت كردن كه جاي خود دارن!
    بازم ممنون و اگه بازم يه همچين مسائلي كه ميبيني آزارت داد بيا اينجا و اصلا يه تاپيك بدون اسم طرفاي ظلم (فكر كنم قبلا هم داشتيد!)براي اينجور مسائلي بازكنيد:
    حداقل چند تا فايده داره:
    1/رامش خودتو بدست مياري و به گونه اي در ميونش ميگذاري!
    2/ ما هم ميفهميم اونجاها چه خبره و اگه بشه كاري كرد(ميدونم دادگاهها و مشاورهاي اونور بايد خاص و منطقه اي باشه!)و راهي به ذهنمون رسيد بهت ميگيم و ميگن دوستان!به هر حال اونا تفاوت فرهنگي اساسي با بقيه ايران دارند و اينو بعد از سالها به راحتي نميشه باور و تغيير داد.بايد تو خودشون و همه جاهائي كه اينگونه رفتار ميكنن تغيير ايجاد كرد كه اونم خيلي سخته!
    موفق و آرام باشي!

  6. 2 کاربر از پست مفید niloofar 25 تشکرکرده اند .

    niloofar 25 (جمعه 14 خرداد 89)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    [align=justify]سلام نازنین


    حرفات به دو بخش تقسیم می شن، یکی مربوط به مراجعینت که خوشحالم نتونستی با دردهاشون کنار بیای، در واقع خوشحالم که هنوز زنده ای و دردهاشون رو حس می کنی.

    در این زمینه الان مایل نیستم صحبت کنم، اما در مورد بخش دوم:

    در مورد خودت ...

    فکر می کنم ریشه ترست اینجاست که تو به بهشت رسیدی! بهشت تو همینجاییه که امروز داری، بنابراین می ترسی که از دستش بدی. و این ربطی به زن بودن تو نداره، هر انسانی از از دست دادن چیزهایی که بهشون ارزش محوری داده می ترسه.

    یکی می ترسه ثروت میلیاردیشو از دست بده، یکی می ترسه شهرتش رو از دست بده، یکی می ترسه وجه ی سیاسی یا مذهبیش رو از دست بده، یکی می ترسه عشق معشوقش رو از دست بده، و ...

    خلاصه همه می ترسن ستونی که بهش تکیه کردن رو از دست بدن، فرقی نمی کنه اون ستون پول باشه، قدرت باشه، زن باشه ، مرد باشه، یا ...

    تکیه کردن به هر چیز فانی ای ترسناکه، و حتی اگه شخص با مغزش نتونه فانی بودن تکیه گاهش رو تشخیص بده، ذات و سرشتش این رو تشخیص می ده و بنابراین یه احساس ترس از درونش سرچشمه می گیره که ممکنه به اشتباه این رو به زن بودن، یا به عدم تعادل اقتصادی جامعه، یا به چیز دیگری ربط بده.

    به نظرت نمی رسه انسان ها هرچی بالاتر می رن استرس ها و ترس هاشون بیشتر می شه و بیشتر و بیشتر نگران از دست دادن می شن؟


    سارا برو سر مزار.

    تنها برو، برو همه مراحل کفن و دفنت رو کاملا تجسم کن، مسیرت رو از کنار اون حوضی شروع کن که توش می شورنت، حوضی که قبل تو صد تا مرده دیگه رو هم توش شستن. برو و یه مراسم خاک سپاری پیدا کن، ببین چطور نزدیکان یکی که تا دیروز با همه ترس های ما دست و پنجه نرم می کرد، کنارش زجه می زنن، به ترس هاشون نگاه کن... بشین تا همه برن و تنهاش بگذارن... حالا بگذار ترس های حقیقی این فرد از وجودت عبور کنند، با همه وجودت لمسش کن، تو ذهنت برو تو قبرش دراز بکش....

    بعد پاشو برو سمت قبرهای قدیمی تر، آروم برو...


    بین قبرهای تازه و قدیمی یه دیوار هست، وقتی این طرف دیواری مرگ رو از سمت زندگی می بینی، وقتی از این دیوار می گذری، زندگی رو از سمت مرگ می بینی... راز شجاعت و عبور از ترس، در گذر از این دیواره.

    من فقط می نویسم، ولی تو باید بری و با تک تک ذرات وجودت این مسیر رو طی کنی...

    یا بهتره بگم، باید بری و اجازه بدی این مسیر تو رو طی کنه. اونجا چیزی مثل نسیم میاد و از وجودت می گذره و ترس هات رو با خودش می بره.

    دنبال چیزی نگرد، اون چیزی که دنبال توه، خودش پیدات می کنه.

    یک صبح تا عصرت رو می گیره، اما بعد یه سارای دیگه می شی، سارایی که دیگه نمی ترسه... از چی بترسه؟ از از دست دادن چیزهایی که اصلا ندارتشون؟ چی متعلق به ماست سارا؟ تو خودت رو مالک چی می دونی که می ترسی از دستت بره؟

    فقط یک چیز از توه، و اون رو هیچ وقت، تحت هیچ شرایطی از دست نمی دی...


    بعد از جمله ی بالا خیلی نوشتم و delete کردم، کاش نوشتن بلد بودم... اما واقعیت اینه که بلد نیستم... یعنی بلد نیستم فقط با کلمات اون چیزی که می بینم رو بگم، با نگاهم می تونم چیزی که درونم هست رو منتقل کنم، با دست کشیدن روی ساعدت می تونم، اما با کلمات فقط می تونم بگم: سارا چشم هاتو بشور، مغزت رو بشور، باید از یه زاویه دیگه به همه چی نگاه کنی...

    زاویه ای که پرتویی ازش می تابه که به جای ابهام و ترس، پر از نور و آرامشت می کنه...
    [/align]

  8. 2 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (شنبه 15 خرداد 89)

  9. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    سارا جونم به قول دوستان نبايد خودتو به خاطر شرايطي كه قدرت تغييرشو رو نداري و از طرفي فردي هم كه توي اين شرايط اسير شده به اين وضعيت عادت كرده و اصلا غير عادي نميدونه،خودتو عذاب بدي...


    سطح توقع بعضي از ادما به حدي تنزل كرده كه به اطرافيانشون اجازه ي هر گونه تعدي و تجاوز به حقوقشون رو ميدن!!
    در اين موارد من ميگم خلايق هر چه لايق!!

    مثالهايي كه راجع به بيمارهات زدي منو ياد موضوع ترسناكي انداخت كه به نظر من يه ظلم خيلي بزرگ...حتي بزرگ تر از هوو ...كتك ...و...است...
    شايد موضوع ختنه ي دختر هاي توي بعضي از كشور ها به گوشتون خورده اما متاسفانه بايد بگم توي يكي از جزيره هاي جنوبي ايران هم اين شكنجه و مرگ تدريجي بلايي هست كه روزانه كلي تلفات داره!!

    باورت ميشه توي اين روزگار كه پيشرفت علمش روزانه شده توي دياري چنين بلايي سر زني بياد!؟
    كي مقصره؟به نظر تو اون مادر احمق!!گناهكار نيست؟
    چرا هميشه رسم و رسوم عجيب و غريب رو خانم ها اختراع ميكنن؟؟
    چرا هميشه يه زن از يه زن ديگه ضربه هاي مهلك ميخوره نه از يه مرد؟؟
    خدا عقل داده...اختيار داده...كي بايد از اين دو تا استفاده كرد؟
    حتما بايد واستيم تا وقتي كه سياه و كبود بشيم ؟؟

    تمام قوانين مزخرفي رو كه مادرها براي به قول خودشون سفيد بخت شدن دخترشون بهش ياد ميدن اثر معكوس داره!!
    اصولا خانم ها دوست دارن محنت كش باشن!!اينو به دخترهاشونم ياد ميدن و افتخار ميكنن...
    دخترم فلان حرفو نزني ها...طلاقت ميده!!
    دخترم اين كارو نكني ها...ماانش ناراحت ميشه...
    دخترم تو روي شوهرت وانستي ها...دلخور ميشه...
    يه بار گفتن كه اگه بهت زور گفت اگهخ كتكت زد اگه....چنان بزن توي گوشش تا شيري كه از مادر خورده بالا بياره؟؟؟؟

    بابا..به خدا ما هر چي ميكشي از هم جنس خودمون ميكشيم!!

    هوو كيه؟هوو مگه هم جنس خودمون نيست؟
    دوست دختر و معشوقه و ....به قول بيدل خونه خراب كن ها مگه زن نيستن؟؟
    ...هنوز هم ميگم از ماست كه بر ماست...

    اون دختر 14 ساله حامله مگه مادر نداشته؟مادرش چي بهش ياد داده؟
    هيچي...فقط ياد داده جلوي شوهرت حرف زيادي نزن و اطاعت كن...خب حالا حق اعتراض هم نداره!!
    اصلا براي بعضي از خانم ها تحمل رنج و عذاب افتخار ميكنن!!حال ميكنن وقتي از ظلم و جور مادرشوهر يا شوهر ميگن و بعدش هم ميگن اما من هيچي نگفتم سپردم به خدا....خدا ازش نگذره....!!
    بابا چيو سپردي به خدا!!هنرمند كسيه كه وقتي قدرت انتقام داره بسپار به خدا نه اينكه وقتي عجزو ترس بهش فشار مياره بگه سپردمت به خدا...


    خلاصه سارا باجي(باجي در تركي=خواهر)اگه بخوام از ظلم زن بر زن حرف بزنم تا صبح بايد بنويسم...
    خيلي طولاني شد...من خودم از پست هاي طولاني فراري ام اما خب شد ديگه دوستان به بزرگي خودشون ببخشن!

    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar 25
    كاش شما امكان پيگيري قضائي ميداشتيد شايد كمي از مسائل خانوادگي خطرناك به اين وسيله تا حدودي حل ميشد!هر چند ميدونم فرد بيمار جسمي هم تا مجبور نباشه نميره دكتر بيماراي روحي كه سالهاست به خون خوردن و سكوت عادت كردن كه جاي خود دارن!
    نيلوفر عزيز پيگيري قضايي براي گرفتن حق كي؟؟
    شك نكن اگه بخواي شكايت كني و پدر اون شوهر رو در بياري اولين كسي كه مياد به مبارزه ات همون زن خواهد بود...
    توي بعضي فرهنگ ها زنا خودشون رو در حد حيوون هم قبول ندارن!!
    پيگيري قضايي وقتي نتيجه بخش خواهد بود كه خود طرف(خواهان)بفهمه..درك كنه...كه داره بهش ظلم ميشه...نه اينكه كلي هم حال بكنه با اين وضعيت اسفبارش!!

    زنان ما اعتماد به نفس و شخصيت مستقل خودشون رو گم كردن!!
    تا وقتي هم اين دو تا رو پيدا نكنن و پس نگيرن وضعيتشون همين ميشه...
    و باز هم ميگم...خلايق هر چه لايق

  10. کاربر روبرو از پست مفید parnian1 تشکرکرده است .

    parnian1 (شنبه 15 خرداد 89)

  11. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    شرمنده اما با بعضی از نظرات شما دوستان به شکل جدی مشکل دارم .

    اما همین اندازه که خودم دردم آمد و به شدت هم دردم آمد عنوان می کنم و بعد هم سکوت .

    نوع نگاه زنان به زنان جالب تر و دردناک تر از اتفاقی است که در پیرامون زنان می افتد .

    این چه نوع دیدگاهی است و چه قضاوتی و چه برچسب هایی است ؟!!!

    در همین تالار اگر مردی از زندگی اش حرف بزند که به تکرار هم دیده ایم زن غایب مورد نقد و بررسی جماعت جامعه ی زنان تالار قرار می گیرد و چه حکم هایی که صادر نمی شود و نسخه هایی دست آقا داده نمی شو د تا اجرا و عملیاتی کند و چه قضاوتهایی که با حداقل اطلاعات راست و دروغ نمی کنیم . گویی بنا بر این است که زنان نسبت به هم از رو شمشیر ببندند . واقعا متاسف هستم . و متاسف شدم از این نوع برخورد و رویکرد که بسیار در جامعه حقیقی و مجازی دیده ام .
    لیاقت زن بیش از این هاست که به تصویر کشیده می شود زن لایق زندگی خوب است زن لایق امنیت است زن لایق آرامش است و من و تو هم به عنوان زن مسئول حفظ و مراقبت از جامعه ی زنان هستیم . خلایق هر چه لایق یعنی چه ؟!

    اگر بینی که نابینا به چاه است
    اگر دستش نگیری تو گناه است

    اینجا روی سخنم با غزاله دختر نازنین خودم است

    دخترم غزاله سخت اشتباه می کنی . پست 15 خودت را یکبار بخوان . این همه خشم و نفرت و عصبانیت نسبت به زن!!!این احساسات تو از کجا آمده ؟!!


  12. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 15 خرداد 89)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    اني عزيزم
    شايد لحن گفتار و نوشتارم نتونسته منظور منو درست منتقل كنه.. خانم هايي كه من توي پست 15 ازشون حرف زدم استثنا هستن...همه زنها اين طور نستن...همه تو سري خور و مظلوم نيستن...
    من قصد توهين به خانم ها رو نداشتم و ندارم اما خب گاهي مظلوم نمايي هاي خانم ها لج درار ميشه...
    به هر حال اگه نوشته هام باعث سو تفاهم شده عذر ميخوام عزيزان

  14. 3 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (شنبه 15 خرداد 89)

  15. #18
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    عزاله ی نازنینم

    اگر دختر جوانی ختنه می شود پشت پرده ای ایجاد نقض عضو یک مرد است . مردی که نمی خواهد زن از زندگی جنسی اش لذت ببرد . مزدی که تصمیم دارد از وجود و روح او استفاده کند و لذت ببرد . همان مردی که به عنوان نابغه برای اولین بار از خلاقیت خود چنین استفاده ای کرده است و همین اندازه نابغه بوده که خلاقیت از نوع حیوانی وی تبدیل به یک باور و فرهنگ شده .

    اگر زنی هووی کسی می شود پشت سر این ماجرا و خانم همان مردی قرار دارد که از قانون اسلام منفعت طلبانه سود می برد و به تنوع طلبی خود می پردازد و به ماجرای تنوع طلبی و هوسبازی های خود جنبه ی شرعی و عاشقانه و رمانتیک هم می دهد و ........ !!!

    اگر زن یا مادری به دخترش می گوید جواب همسرت را نده و با خانواده اش کل کل نکن و.......

    به دو علت است راه و رسمی که خود فکر می کند درست است به بچه اش یاد بدهد به قاعده و فهم و تجربه ی خودش و خوب و بدی که برای او هم تعریف شده اما چه کسی اینها را تعریف کرده ؟!

    و در درجه ی بعدی پشت سر این حرفها همان مردی ایستاده که فکر می کند اگر دخترش طلاق بگیرد بلافاصله راهی گوشه ی خیابان می شود و به تن فروشی می افتد و ..........بر اساس همین باور بادی به غبغب می اندازد و در فشانی می کند که : با لباس سفید رفتی با کفن سفید برمی گردی !!!

    دقت کن که حفظ جنبه های اعتدال مد نظرم است و روی صحبت من با افراط و تفریط های غیر مسئولانه و انگشت اتهام و ......است .

    و دقت کن که در پشت صحنه تدارکاتچی هر کسی که هست چه زن و یا چه مرد فردی است که آسیب می زند .
    از آن مردی که با سرنوشت میلیونها زن به جهت نقض عضو سواستفاده کرده و زنانی را هم شریک جرم باور و سنت و فرهنگ بنا نهاده ی خودش کرده است تا آن مردی که پنجاه نفر مچل خودش کرده و هزار ماشالله از سر خیر خواهی همه ی زنها و زندگی های روی کره ی زمین را دوست دارد و شرع هم گفته خرج زن را بده وگرنه از گشنگی می میرند !!!!!!!!!!! و حتی همان مردی که با خلاقیت زیاد زلف لباس سفید و کفنرا در ذهن خودش به هم گره می زند و عقل وشعور و بینشش به وی اجازه نمی دهد که حد فاصل لباس سفید و کفن را هم یک نظری بیندازد و ببیند .


    باز هم نظرم بر کل جماعت آقایان نیست و خدای نکرده این قسمت از بحث باعث کدورت خاطر نشود . حرف راستی است بشنو و بگذر.

  16. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (شنبه 15 خرداد 89)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    عزاله ی نازنینم

    اگر دختر جوانی ختنه می شود پشت پرده ای ایجاد نقض عضو یک مرد است . مردی که نمی خواهد زن از زندگی جنسی اش لذت ببرد . مزدی که تصمیم دارد از وجود و روح او استفاده کند و لذت ببرد . همان مردی که به عنوان نابغه برای اولین بار از خلاقیت خود چنین استفاده ای کرده است و همین اندازه نابغه بوده که خلاقیت از نوع حیوانی وی تبدیل به یک باور و فرهنگ شده .

    اگر زنی هووی کسی می شود پشت سر این ماجرا و خانم همان مردی قرار دارد که از قانون اسلام منفعت طلبانه سود می برد و به تنوع طلبی خود می پردازد و به ماجرای تنوع طلبی و هوسبازی های خود جنبه ی شرعی و عاشقانه و رمانتیک هم می دهد و ........ !!!

    اگر زن یا مادری به دخترش می گوید جواب همسرت را نده و با خانواده اش کل کل نکن و.......

    به دو علت است راه و رسمی که خود فکر می کند درست است به بچه اش یاد بدهد به قاعده و فهم و تجربه ی خودش و خوب و بدی که برای او هم تعریف شده اما چه کسی اینها را تعریف کرده ؟!

    و در درجه ی بعدی پشت سر این حرفها همان مردی ایستاده که فکر می کند اگر دخترش طلاق بگیرد بلافاصله راهی گوشه ی خیابان می شود و به تن فروشی می افتد و ..........بر اساس همین باور بادی به غبغب می اندازد و در فشانی می کند که : با لباس سفید رفتی با کفن سفید برمی گردی !!!

    دقت کن که حفظ جنبه های اعتدال مد نظرم است و روی صحبت من با افراط و تفریط های غیر مسئولانه و انگشت اتهام و ......است .

    و دقت کن که در پشت صحنه تدارکاتچی هر کسی که هست چه زن و یا چه مرد فردی است که آسیب می زند .
    از آن مردی که با سرنوشت میلیونها زن به جهت نقض عضو سواستفاده کرده و زنانی را هم شریک جرم باور و سنت و فرهنگ بنا نهاده ی خودش کرده است تا آن مردی که پنجاه نفر مچل خودش کرده و هزار ماشالله از سر خیر خواهی همه ی زنها و زندگی های روی کره ی زمین را دوست دارد و شرع هم گفته خرج زن را بده وگرنه از گشنگی می میرند !!!!!!!!!!! و حتی همان مردی که با خلاقیت زیاد زلف لباس سفید و کفنرا در ذهن خودش به هم گره می زند و عقل وشعور و بینشش به وی اجازه نمی دهد که حد فاصل لباس سفید و کفن را هم یک نظری بیندازد و ببیند .

    باز هم نظرم بر کل جماعت آقایان نیست و خدای نکرده این قسمت از بحث باعث کدورت خاطر نشود . حرف راستی است بشنو و بگذر.
    سلام انی‌ عزیز،

    شخصاً همیشه براتون احترام خاصی‌ قائل بوده و هستم...

    به خصوص که شما دقیقا، همسن مادر خود من هستید...

    به هر حال، نتونستم، بشنوم و بگذرم...

    حرف‌هاتون رو قبول ندارم، چرا که حرف‌های شما، نمونه کامل یک فرافکنی جنسیتی تمام عیار است...

    فرمودین افراط و تفریط نکنیم و بعد همه گناهان عالم را به گردن مردان انداختید...مردان هوس باز، ظالم و و و...
    دوست ندارم وارد جزئیات حرفهاتون بشوم،

    من به هیچ عنوان تعصب جنسیتی ندارم، چون از نظر خودم، وضعیت، تفکر و باور خودم، روشن هست،

    بنابرین برایم مهم نیست اگر فردی در مورد بقیه یا جنسیت من چگونه فکر میکنه...

    از حرف‌هاتون ناراحت نشدم، فقط نگرانتون شدم...

    قاعدتاً شما هم در زندگی‌ شخصیتون، تجربیاتی داشتین، که حدس میزنم خیلی‌ خوشایند نبوده، این هم به خود شخص شما مربوط هست و نه به من یا هیچکس دیگری...

    اما چیزی که می‌خواهم، به آن اشاره کنم، خیلی‌ اجمالی‌، این هست که، وظیفه شما به عنوان زنی‌، که از این ظلم تمام معنا به زنان خسته شده است چیست؟

    نمیدونم منظورم رو چطور بیان کنم،

    اما من هم در دامن یک زن، پرورش یافتم، که به من یاد داده، قبل از جنسیت هر فردی، انسانیتش رو به رسمیت بشناسم...

    شاید برای همین هم هست که از نظر خیلی‌ از دوستانم، نحوه درست سخن گفتن با خانوم‌ها رو بلد نیستم، چون برای من به واقع فرقی‌ نمیکنه جنسیت طرف مقابلم چه هست... همانطور سخن می‌گویم که که همیشه می‌گویم...

    و البته همین زن به من یاد داده، هیچوقت حقیقت را فدای تعصب نکنم...

    اینها را گفتم، که بگویم، با اینکه تا به امروز، در کلّ زندگی‌ من همین یک زن بوده، اما همین یک زن برای بدهکار بودن به جنس شما برای من کافی‌ هست...

    اما چیزی که می‌خواستم بگویم،

    تا جایی‌ که میدونم، شما یک دختر دارین و یک پسر، که انشا‌الله سایتون سالهای سال بالای سرشان باشد،

    به نظر من وظیفه شما به عنوان یک مادر خیلی‌ سنگینتر از این‌ها هست، و امیدوارم جسارتم رو ببخشین،

    اما، امیدوارم، این همه نفرت، احساس منفی‌ و بی‌ اعتمادی نسبت به مردان رو به دخترتون منتقل نکنین، چرا که‌در آینده مشکلات احتمالی‌ آن، گریبانگیر هم شما و هم ایشان خواهد شد،


    در مقابل، به ایشان یاد بدهید، چگونه درست تصمیم بگیرند و انتخاب کنند که گیر آن دسته ظالم، هوس باز و ... نیفتند...

    و اگر به واقع نگران هستین و نمیخواهید اجحاف در حق زنان توسط مردان ظالم و زورگو ادامه پیدا کند، سعی‌ کنید به پسرتون یاد بدین، هیچوقت در حق هیچ زنی‌ ظلم نکنه، نه شما، نه همسرش، نه خواهرش و نه هیچ زن دیگری...

    به نظرم، به عنوان عضوی از این جامعه، این بهترین و شاید تنها کاری هست که شما می‌تونین انجام بدین...

    امیدوارم جسارت من رو ببخشین،

    پسرتون،

    کامران

    نيلوفر عزيز پيگيري قضايي براي گرفتن حق كي؟؟
    شك نكن اگه بخواي شكايت كني و پدر اون شوهر رو در بياري اولين كسي كه مياد به مبارزه ات همون زن خواهد بود...

    غزاله عزیز،

    با این قسمت از حرف‌هاتون کاملا موافقم، اما با دلایلتون موافق نیستم!

    این زن، تحت هر فشاری هم که باشد، ممکن است با شما مقابله کند، نه به دلیل اینکه نمیفهمد یا متوجه نیست...

    شاید چون، از نظر این زنان، خانواده، خیلی‌ مقدس هست، بنابرین هر جایگاهی‌ که در آن داشته باشند هر چند بد، اجازه نمیدهند، هیچ خطری ساختار این به اصطلاح خانواده را تهدید کند...و در حقیقت، اجازه دخالت به هیچکس را نمیدهند...البته این بسته به شرایط هم دارد..

    این باور به تقدس خانواده، چیزی هست که در طول سالیان، در فرهنگ سنتی ما منتقل شده...و این زنان هم معمولا از همین قشر بسیار سنتی جامعه ما هستند...

    این نظر شخصی‌ من هست، و البته برایش هیچ مطالعه خاصی‌ نداشتم...



    K

    کامران عزیز..حرف های شما برای من خیلی جالب بود ..من این سوالو وقتی در این تاپیک زدم از همسرم هم پرسیدم..ایشان همین جواب شما را عینا داد!!!همین دید منطقی..
    واقعا چرا انقدر منطق یک زن و مرد متفاوت است..من اینو به واقع می بینم..با اینکه مثلا هر دو ما یک چیز واحد را اصولی انجام می دهیم ولی در کمال ناباوری منطق من با ایشان فرق دارد و انچه از نظر من منطق هست از نظر او نه و گاها برعکس..این تفاوت های زن و مرد هست..در زوجی که هردو این تفاوت را می فهمند مشکلی نیست ولی آیا همه این مطالعات رو دارند..ایا مطمئن هستید که یک طرف چه مرد چه زن گاهی به خاطر همین حرف شما نمی رنجند..همین حرف که شما فکر می کنید یک خانم بعد بحث مثلا جیغ می زند و احساساتیست و ..خب این یک دید است که شما دارید و قابل احترام ولی آیا به نظرتان این دید شما ظلم به زن نیست؟ظلم به قول غزاله هزاران معنی دارد ..در هر قشری بسته به حاتی فرق دارد..نمی دونم..

    سارا ی عزیز،

    دیروز به قدری ذهنم مشغول بود که نتوانستم پاسخ در خوری به سوال شما بدم...

    اما به هر حال، نه مطمئن نیستم برنجد یا نرنجد،

    میدونین، این درست مثل وقتی‌ هست، که من گاهی، ایراداتی رو که در اشخاص میبینم، به عنوان یک دوست بهشون تذکر میدم،

    مثلا فرض کنین، یک اشکال در تلفظ یک کلمه در زبان،

    این کاری هست که من معمولا خوشحال میشم اگر فردی در مورد خودم انجام بده چون باعث پیشرفتم خواهد شد، اما عکس‌العمل افراد متفاوت هست،

    بیشتر افراد ناراحت میشن چون این موضوع با روحیات آنها سازگاری نداره و من باید براشون توضیح بدم، اگر من این اشتباه رو به شما گوشزد کردم، به این دلیل هست که برام مهم هستین و من به عنوان یک دوست این کار رو انجام دادم، نه‌ اینکه بخواهم شخصیت شما را زیر سوال ببرم...

    در مورد این مساله هم همینطور هست، من گفتم خانوم ها، در بحث‌های منطقی‌، معمولا اگر کم بیاورند، یا با جیغ یا با اشک بحث را خاتمه میدهند، خوب معنی این جیغ یا اشک روشن هست، این وضعیت براشون خوشایند نیست و باعث آزار آنها میشود...

    این حقیقتی هست که به چشم دیده‌ام و به نظرم وجود دارد، و البته لزومی هم ندارد روی آن با فرد مقابلم بحث بکنم، چون این هم جز همان مباحث حساس هست که خانوم‌ها رویش حساس هستند و جبهه میگیرند...

    اینجا هم، این مساله را عنوان کردم به عنوان یک فکت، نه به عنوان مساله‌ای برای بحث...

    به هر حال، از نظر من، شاید این انتظار از خانوم ها، اصلا اشتباه باشد...

    اصلا چه کسی‌ گفته، خانومها باید با منطق مردانه، سازگار باشند یا نباید احساساتی‌ باشند؟!

    از نظر من ظلم وقتی‌ هست، که من از یک خانوم انتظار منطق مردانه داشته باشم که نه با اشک نه با جیغ خاتمه نیابد...

    یعنی‌ انتظاری بیش از ظرفیت...و این ظلم هست!

    یا ظلم زمانی‌ هست، که من از عتماد و احساسات یک خانوم سو استفاده بکنم...

    به هر حال خانوم‌ها احساساتی‌ هستند، این جزئی از وجودشان هست...و اصلا نه بد هست و نه نقطه ضعف، یک موهبت و ظرفیت است که خداوند به خانوم‌ها داده...

    بنابرین، من فکر می‌کنم، در بسیاری از موارد، به جای وارد شدن از منطق مردانه که البته در بسیاری مورد میتواند درست نباشد، باید با همان زبان منطق خانوم‌ها با آنها صحبت کرد...

    چرا که صحبت با هر منطق دیگری، باعث رنجش و کدورت آنها خواهد شد...

    و من فکر می‌کنم، این یعنی درک متقبل از یکدیگر یا همان زبان مشترک...نه ظلم!

    نظر شما چیست؟

    خوشحال میشم، نظر شما رو در این رابطه بدانم...

    کامران

  18. 3 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (یکشنبه 16 خرداد 89)

  19. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: زنان مظلوم یا...!!!

    کامران نازنین و محترم

    میدانی و میدانم که همه ی ما اهل تعامل سازنده هستیم .و باز برای اینکه بدانی از گفتگو با تو و شناخت و تعامل با تو لذت می برم چون نوع دیدگاه های تو را به عنوان یک پسر جوان خیلی دوست دارم و تو را فردی منطقی میدانم .


    می دانی که از آن دسته افرادی هستم که کاملا باور دارم سر دوربین به سمت خود و باز می دانی از آن دسته افرادی هستم که بنی بشر را به دو دسته ی آدم خوب و انسان خوب تفکیک کرده ا م تا بتوانم همه ی انسانها را درک کنم .

    پس تا جای ممکن سعی می کنم از نگاه جنسیتی هم پرهیز کنم .

    اما گاهی و در پاره ای از مسائل وقتی که اسمی در دستت نیست ( نمی دانیم از چه کسی صحبت می کنیم ) نمی توانی با واژه ی انسان وارد بحث بشوی . مجبوری برای تفکیک کردن و تفهیم مطلب از کلمه زن و مرد استفاده کنی . در بحث من نه انگشت اتهامی تام به جنس مرد گرفته شد و نه به زن .

    چند درصد زنان در روی کره ی زمین ختنه می شوند و از این نقض عضو رنج می برند ؟! چند درصد مردان این باور را دارند که زنان و دخترانشان زمانی مقدس و بی گناه هستندکه ختنه شده باشند .

    آیا انکار من و تو از واقعیت وجود این افراد و باورهایشان کم می کند ؟! آیا انگشت اتهامی به کل جماعت مردان گرفته شده است ؟!

    کامران جان باز دقت کن

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    اگر دختر جوانی ختنه می شود پشت پرده ای ایجاد نقض عضو یک مرد ( یک مرد و نه کل جماعت و شامل حال تو و سایر مردان درست اندیش نمی شود ) است .مردی که نمی خواهد زن از زندگی جنسی اش لذت ببرد ( آیا این جمله به معنای این است که کل جماعت مردان نمی خواهند زن از زندگی جنسی خود لذت ببرد ) .مزدی که تصمیم دارد از وجود و روح او استفاده کند و لذت ببرد . color=#FF4500] همان مردی که به عنوان نابغه برای اولین بار از خلاقیت خود چنین استفاده ای کرده است و همین اندازه نابغه بوده که خلاقیت از نوع حیوانی وی تبدیل به یک باور و فرهنگ شده . ( آیا به نظر تو این مرد به معنای کل جماعت مردان است . مردی کاملا معنای یک مرد را می دهد )

    [/color].
    حال اگر من به جای کلمه ی مرد از علی آقا و شمسی خانم استفاده می کردم که چنین اسامی در دسترس نبود چنین سوتعبیری هم نمی شد .

    نقل قول نوشته اصلی توسط kamran2007

    از آن مردی که با سرنوشت میلیونها زن به جهت نقض عضو سواستفاده کرده و زنانی را هم شریک جرم باور و سنت و فرهنگ[/b]( دستت درد نکنه که خودت این قسمت را مشخص و پر رنگ کرده ای پس من قصد اینکه تمام بار گناه و یا اشتباه به گردن مرد انداخته بشود نداشته ام به جنبه های دیگری هم توجه کرده ام) بنا نهاده ی خودش کرده است تا آن مردی که پنجاه نفر مچل خودش کرده و هزار ماشالله از سر خیر خواهی همه ی زنها و زندگی های روی کره ی زمین را دوست دارد و شرع هم گفته خرج زن را بده وگرنه از گشنگی می میرند !!!!!!!!!!! ( آیا این قسمت باور کل مردان است ؟!!!!) و حتی همان مردی که با خلاقیت زیاد زلف لباس سفید و کفنرا در ذهن خودش به هم گره می زند و عقل وشعور و بینشش به وی اجازه نمی دهد که حد فاصل لباس سفید و کفن را هم یک نظری بیندازد و ببیند . ( در نهایت دقت کن کامران جان اگر به جای کلمه همان مرد و یا مردی من از واژه همه ی مردان استفاده می کردم حرف تو قابل قبول می شد در حالی که کاملا از نوشتار پیداست که گروهی از مردان مد نظر هستند و صحبت شخص با باورهای خاص است )

    باز هم نظرم بر کل جماعت آقایان نیست و خدای نکرده این قسمت از بحث باعث کدورت خاطر نشود[/color] حرف راستی است بشنو و بگذر.
    و در نهایت
    برای اینکه دچارسوتفاهم نشویم و اشتباه برداشت نکنیم باید به جزئیات هم توجه کرد نه تنها کلیات موضوع . که البته این بخش هم قابل درک است برای اینکه فایل ذهنی زن به جز توجه دارد و در مردان فایل ذهنی بلافاصله به کلیت موضوع می پردازد . یعنی تو موضوع را کاملا به کل مردان بسط دادی درحالی که من به جماعتی خاص با باورها و عقاید خاص اشاره می کردم .



    و در پایان

    از سو تفاهمی که ایجاد شد من هم به نوبه ی خود درست مثل غزاله از آقایان فهیم عذر خواهی میکنم .
    مثل اینکه آمدیم ابرویش را برداریم زدیم چشمش را کور کردیم .

  20. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (یکشنبه 16 خرداد 89)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.