دوستاي خوبم ممنونم
راستش تو اين جور مواقع که با همسرم بحثمون ميشه واقعا به حرکات من حساس ميشه با تمام احترامي که به حرفاي مامفرد عزيز قائلم و دوست دارم اين کاري که ميگن عملي بشه ولي مطمئنم نميشه وگرنه همسرم تو اينهمه مدت با خواهرش قهر نميموند با اينکه بي چاره چند بار گفت ميخوام بيام خونتون ولي هنوز حق رو به خودش ميده و حاضر نيست کوتاه بياد يا در مورد پدرش با اينکه حرفش شده و من مطمئنم چيز خاصي نشده و همسرم بي خودي کش ميده طوري که حاضر نشد حتي روز زن با وجود اصرار من يا مادرش و حتي برادرش بره ،بخاطر همين روش مامفرد عزيز رو نميشه پياده کرد،مشاور ميگفت مهم نيست تو جلو بري يا اون مهم اينکه منفعل نباشي و بعد از اونه که بهش امتيازي ندي و جراتمندانه حرفت رو بزني،راستش من جلو که رفتم هميشه اول قبول نميکنه و بعد حرف به کتک زدن و فحش دادن که ميره واقعا ميمونه چي بگه و جواب قانع کننده اي نميتونه بهم بگه و برا همين ميره تو فاز شوخي کردن که منکه محکم نزدمت،من دوست دارم و از اين حرفا،اون ميدونه اشتباه ميکنه ولي نميتونه خودش رو کنترل کنه متاسفانه تا حرفي خلاف ميلش ميشنوه آتيشي ميشه ،من اينها رو بارها و بارها بهش گفتم و قبول داره،حتي ديروز چند بار بهش گفتم که رفتار تو باعث ميشه من اينجوري سردرد بگيرم و چندين بار هم تو اکثر دعواها و از جمله اين آخري بهش گفتم که خودت رو بذار جاي من درست بود که با اين حرف يا اين کارم اينجور عکس العمل نشون بدي؟ميگه تو خوبي و من نميتونم اون لحظه خودم رو کنترل کنم، نعمت يعني ماي عزيز راست ميگه من بايد ذره ذره جلو برم يهو قدم بزرگ بردارم کار دستم ميده يعني نيابد اون حرف رو ميزدم تا فکر کنه دارم پر رو ميشم،شما مامفرد عزيز راست ميگيد ولي اين قدم بزرگ براي من نتيجه عکس و حتي بدتري خواهد داشت،آني عزيز هم حق با شماست من متاسفانه در نقش والدي براي همسرم شدم که بايد باهاش مهربون باشم که اگه يه کم از بچه دلخور شد بچه به هر طريقي خودش رو به آب و آتيش ميزنه تا والد باهاش خوب بشه من اينو نميخوام و از چيزي که تو پست قبلي نوشتم ميترسم برام اتفاق بيفته و بخاطر همه اونها رابطه مون سرد بشه .و شايد هم دارم زيادي کوتاه ميام نميدونم....








علاقه مندی ها (Bookmarks)