داستان دوم : اعتراف قريش به قدرت بيان قرآن
عتبةبن ربيع از بزرگان قريش بود.روزى كه حمزه اسلام آورد سراسر محفل قريش را غم و اندوه فراگرفت و سران قريش بيم آن داشتند كه دامنه اسلام بيش از اين توسعه يابد.در آن ميان عتبه گفت: من به سوى محمد مىروم و مطالبى را پيشنهاد مىكنم، شايد او يكى از آنها را بپذيرد و دست از آيين جديد بردارد.سران جمعيت نظر وى را تصويب كردند.او برخاست و به سوى پيامبر كه در مسجد نشسته بود رفت و به او پيشنهاد كرد كه رياست مكّه را به او بدهند و ثروت هنگفتى در اختيار او بگذارند و از دعوت خود دست بردارد.آنگاه كه سخنان او پايان يافت پيامبر فرمود: آيا سخنان تو خاتمه يافت؟ گفت: آرى.پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود اين آيات را گوش ده كه پاسخ تمام پرسشهاى تو در آنهاست،«بِسْمِاللهِالرَّح ْمنِالرَّحيمْ، حـم تَنْزيلٌ مِنَالرَّحْمنِالرَّحيمْ، كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيّاً لِقَوْم يَعْلَمُونَ، بَشِيراً وَ نَذيراً فَأَعْرَضَ اَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ.»«به نام خداى رحمان و رحيم، حاء ميم، اينكه از جانب خداى بخشنده و مهربان نازل گرديده كتابى است كه آيههاى آن براى گروهى كه دانا هستند توضيح داده شده است.قرآنى عربى براى مردمانى كه بدانند.بشارت و بيم دهنده است، امّا بيشتر آنها روى گردانيدهاند و گوش نمىدهند.»پيامبر(صلى الله عليه وآله) وقتى به آيه 37 رسيد سجده كرد.پس از سجده به عتبه رو كرد و فرمود: (اى ابا وليد! پيام خدا را شنيدى؟) عتبه كه هنگام تلاوت آيات بر دستهاى خود تكيه زده و سرا پا گوش شده بود بدون اينكه سخنى بگويد بلند شد و به طرف قريش رفت.برخى قريشيان گفتند: به خدا قسم، اين حالت و قيافه ابا وليد، همان حالتى نيست كه به سوى محمد رفت.عتبه با آن حالت خود در ميان مجلس قريش نشست.به او گفتند: ابا وليد چه ديدى؟ (كه چنين مبهوت و در فكر هستى) گفت: به خدا قسم، كلامى از محمد(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه تاكنون از كسى نشنيده بودم،«وَاللهُ ماهُوَ الشَّعْرُ وَلا بالسِّحْرِ و لا بِالكهانةِ.»«به خدا سوگند، سخن او نه شعر است نه سحر و نه كهانت.»اى جمعيت قريش! صلاح مىبينم كه او را رها كنيد تا در ميان قبايل تبليغ كند.اگر پيروز گرديد و سلطنت به دست آورد از افتخارات شما محسوب مىشود و شما نيز از آن بهره مىبريد و اگر در ميان آنها مغلوب گرديد و ديگران او را كشتند، شما راحت شدهايد.قريش گفتند: اى ابا وليد، زبان و كلام پيامبر(صلى الله عليه وآله) تو را سحر كرده است.ابا وليد گفت: اين رأى من است، حال اختيار با خودتان است.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)