وقتش شده نگاه به دور و برت کني
فکري براي اين همه خاکسترت کني
عذر مرا ببخش، دوايي نداشتم
تا مرهم کبودي چشم ترت کني
امشب خودم براي تو نان مي پزم ولي
با شرط اينکه نذر تب پيکرت کني
مجبور نيستي، که براي دل علي
يک گوشه اي بنشيني و چادر سرت کني
من قبله و تو در شرف روبه قبله اي
پس واجب است روي به اين همسرت کني
زحمت مکش خودم به حسين آب مي دهم
تو بهتر است، فکري براي پرت کني
اي کاش از بقيه ي پيراهن حسين
معجر ببافي و کفن دخترت کني
من، زينب، حسن، همه ناراحت توايمsize]
/http://www.askdin.com/attachment.php?attachmentid=2168&stc=1&d=127410839 2
وقتش شده نگاه به دورو برت کني







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)