سلام بچه ها خیلی ممنون که به مشکلم توجه کردین چون دیگه واقعا دارم دیوونه میشم حدودا یک ماه از دوستی ما گذشته بود که د به من گفت یک سال از من کوچیکتره منم همون شب بهش گفتم بیا تا رابطمون صمیمی نشده و وابستگیمون زیاد نشده تمومش کنیم ولی اون جبهه گرفت و بعدشم زد زیر گریه که من دوستت دارم و به هیچ کس هم مربوط نمیشه هرکسی هم بخواد چیزی بگه با من طرفه هرچقدر سعی کردم که راضیش کنم حرفهایی زد که من هم نتونستم چون ما 4ماه قبل از دوستیمون به دلیل اینکه همکار بودیم از هم خوشمون اومده بود و با شروع دوستیمون جفتمون کارمون رو از دست دادیم،من 21سالمه و اون 20،خیلی زیاد تکرار کردم که ما به درد هم نمیخوریم وحتی اخیرا یک ماه هم ازش جدا شدم و اون هم میومد دم خونمونو تهدید میکرد تا اینکه دوباره شروع شد،اون به من گفت که خوانواده ی من هیچ مشکلی با این موضوع ندارن و حتی من توی چندتا ملاقاتی که با خواهراش داشتم همشون خوشحال ازاینکه ما همو دوست داریمو اوناهم میگفتن که خوانواده ی اونها با این موضوع مشکل ندارن و منو به مادرشون نشون دادن که من از همون جا احساس کردم که با من مشکل داره ولی گفتم که هیچ چیزی گفته نشد تا اون شب که اون گذاشت ورفت وبغض مادرشم ترکید از نظر فرهنگی من احساس میکنم ما بالاتر از اوناییم از نظر مذهبیم مادرش فقط به حجاب اهمیت میده واحتمالااین موضوع هم ازطرف من عذابش میده،از صمیمیت رابطمون پرسیدین که نباید دروغ بگم چون میخواین دقیق راهنماییم کنین اون یک بار خونه ی ما اومده و من هم 1 بار رفتم ومستاجرشون من ودیده وبه مادرش گفته و اونم خیلی ناراحت شده ولی بخدا اتفاق خاصی بین ما نیفتاد که من مستحق این توهینها باشم ولی به هرحال اونها الان در مورد من فکرای دیگه ای میکنن خصوصا با حرفهایی که اون شب بین من ومادرش ردوبدل شدخواستگاریه رسمی 3-2 باری قرار بود انجام بشه که من به خواست مادرم ازش جلوگیری کردم که مبادا د داره احساسی عمل میکنه و خواستم که با کش دادن موضوع ببینم که اون تا کی دنبال این خواستش هست و بیشتر در این مورد فکر کنه ،تحصیلات مون هم من دانشجوی کاردانی حسابداریم و اون دیپلم که البته به خواست من قراره ادامه بده و یه کارایی هم کرده،چون من خواستگارهای خیلی مناسبی رو از هرنظر به دلایل الکی رد کردم و حالا همه موندن که ببینن طرف مورد نظر من کیه و خوانواده ی منم خیلی به تحصیلات طرف مقابلم اهمیت میدن ،حالا من واقعا نمیدونم که باید چیکار کنم تو رو خدا حتما جواب بدین من دوستش دارم ولی الان نمیدونم که تصمیم اون چیه همیشه گفت اگر از کسی توهین ویا سرزنشی شنیدی جوابشون رو بده ولی نمیدونم که الان چیکار میکنه گفتم که الانم از تهران خارج شده و دوستش میگه رفته مشهدو امروز میره دنبالش تا ببینیم چی میشه راهنماییم کنین لطفا هر اتفاق خاصی هم افتاد اطلاع میدم ممنون








علاقه مندی ها (Bookmarks)