به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 مرداد 89 [ 21:18]
    تاریخ عضویت
    1389-3-24
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,100
    سطح
    27
    Points: 2,100, Level: 27
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    21

    تشکرشده 21 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل من و مادر شوهر اینده

    سلام بچه ها خیلی ممنون که به مشکلم توجه کردین چون دیگه واقعا دارم دیوونه میشم حدودا یک ماه از دوستی ما گذشته بود که د به من گفت یک سال از من کوچیکتره منم همون شب بهش گفتم بیا تا رابطمون صمیمی نشده و وابستگیمون زیاد نشده تمومش کنیم ولی اون جبهه گرفت و بعدشم زد زیر گریه که من دوستت دارم و به هیچ کس هم مربوط نمیشه هرکسی هم بخواد چیزی بگه با من طرفه هرچقدر سعی کردم که راضیش کنم حرفهایی زد که من هم نتونستم چون ما 4ماه قبل از دوستیمون به دلیل اینکه همکار بودیم از هم خوشمون اومده بود و با شروع دوستیمون جفتمون کارمون رو از دست دادیم،من 21سالمه و اون 20،خیلی زیاد تکرار کردم که ما به درد هم نمیخوریم وحتی اخیرا یک ماه هم ازش جدا شدم و اون هم میومد دم خونمونو تهدید میکرد تا اینکه دوباره شروع شد،اون به من گفت که خوانواده ی من هیچ مشکلی با این موضوع ندارن و حتی من توی چندتا ملاقاتی که با خواهراش داشتم همشون خوشحال ازاینکه ما همو دوست داریمو اوناهم میگفتن که خوانواده ی اونها با این موضوع مشکل ندارن و منو به مادرشون نشون دادن که من از همون جا احساس کردم که با من مشکل داره ولی گفتم که هیچ چیزی گفته نشد تا اون شب که اون گذاشت ورفت وبغض مادرشم ترکید از نظر فرهنگی من احساس میکنم ما بالاتر از اوناییم از نظر مذهبیم مادرش فقط به حجاب اهمیت میده واحتمالااین موضوع هم ازطرف من عذابش میده،از صمیمیت رابطمون پرسیدین که نباید دروغ بگم چون میخواین دقیق راهنماییم کنین اون یک بار خونه ی ما اومده و من هم 1 بار رفتم ومستاجرشون من ودیده وبه مادرش گفته و اونم خیلی ناراحت شده ولی بخدا اتفاق خاصی بین ما نیفتاد که من مستحق این توهینها باشم ولی به هرحال اونها الان در مورد من فکرای دیگه ای میکنن خصوصا با حرفهایی که اون شب بین من ومادرش ردوبدل شدخواستگاریه رسمی 3-2 باری قرار بود انجام بشه که من به خواست مادرم ازش جلوگیری کردم که مبادا د داره احساسی عمل میکنه و خواستم که با کش دادن موضوع ببینم که اون تا کی دنبال این خواستش هست و بیشتر در این مورد فکر کنه ،تحصیلات مون هم من دانشجوی کاردانی حسابداریم و اون دیپلم که البته به خواست من قراره ادامه بده و یه کارایی هم کرده،چون من خواستگارهای خیلی مناسبی رو از هرنظر به دلایل الکی رد کردم و حالا همه موندن که ببینن طرف مورد نظر من کیه و خوانواده ی منم خیلی به تحصیلات طرف مقابلم اهمیت میدن ،حالا من واقعا نمیدونم که باید چیکار کنم تو رو خدا حتما جواب بدین من دوستش دارم ولی الان نمیدونم که تصمیم اون چیه همیشه گفت اگر از کسی توهین ویا سرزنشی شنیدی جوابشون رو بده ولی نمیدونم که الان چیکار میکنه گفتم که الانم از تهران خارج شده و دوستش میگه رفته مشهدو امروز میره دنبالش تا ببینیم چی میشه راهنماییم کنین لطفا هر اتفاق خاصی هم افتاد اطلاع میدم ممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohadeseh تشکرکرده است .

    mohadeseh (سه شنبه 25 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.