اشکبوس محترم
اینکه زوجین بعد از مدتی برای هم عادی میشن بنظرم درست نیست
البته درسته ها.اما بار معنایی منفی که این کلمه (عادی)داره اینجا زیاده
این عادی شدن به قول خانم آنی اگه از روی نقاط منفی روحیات طرفین باشه و اونا نسبت بهم بیتفاوت بشن بله خیلی بده
اما این عادی شدنی که همه میگن رو من میخوام اینطور تعریف کنم:
در ابتدای آشنایی و ازدواج در دو طرف هیجاناتی بوجود میاد که منجر به بعضی رفتارها میشه.مثل تپش قلب و لحظه شماری برای دیدن هم و ابراز علاقه بیش از حد، گاهی طبعیت بی چون و چرا ،ندیدن نقاط منفی و کم اهمیت جلوه کردن اونا...
که البته نسبی هستن در افراد مختلف.
اما بعد از گذشت مدت زمانی این هیجان فروکش میکنه به مقدار زیادی و بعضی به اشتباه نتیجه گیری میکنن که عشق با ازدواج از بین میره.اگه عشق کور کننده ای قبل از ازدواج وجود نداشته باشه و روحیات طرفین بهم بخوره اتفاقا عشقشون روز بروز بیشتر میشه
این دوست داشتن رفته رفته درونی تر میشه و شایذ در ظاهر کمرنگتر بشه اما مثلش مثل همون تفاوت رودخونه عمیق با رودخونه کم عمقه
اونی که کم عمقه سر و صدای زیادی راه میندازه و در ظاهر جوش و خروشش بیشتره
اما اونی که عمیق تره در ظاهر خیلی آرومه در حالیکه جریان آبی که در زیر این رود وجود داره بسیار قویه
من خودم از این عادی شدن بشدت میترسیدم و مدام از دیگران پرس و جو میکردم اما الان میبینم اینطور نیست
البته طبیعتا در ابتدا،مخصوصا واسه شما که آقا هستین، باید ظاهر طرف مقابلتون مورد پسند واقع بشه و همچنین روحیاتتون بهم بخوره که دوام عشقتون بیشتر باشه در آینده
یادمه تاپیک آقایی رو میخوندم که از خانم سبزه خوشش نمیومد اما بدلیل اینکه دید سایر معیارهاشون به ایشون میخوره،با یه خانم سبزه ازدواج کرده بود
اما الان بعد از 5 سال میگفت وقتی حتی صداشو میشنوم رنگ پوستش میاد جلو چشمم و چندشم میشه .و این روزبروز بدتر میشد.با اینکه میگفت چون همسرش خانم خوبیه ایشون از خودش شرمش میگیره.
براتون آرزوی موفقیت دارم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)