-آقاي نيش و کنايه زن
«اُه طفلي، مي گه دوباره احساساتش رو جريحه دار کردم. دوباره اشکهاش سرازير شدن!»
«اُه، دوباره لب و لوچه ات آويزان شدند؟ بله خانوم دوباره عصباني شدن.»
«دوباره وقت دکتر گرفتي؟ مثل اينکه ما با يه دايره المعارف پزشکي ازدواج کرده ايم؟!»
اين نوع مردها فکرمي کنند خيلي بامزه هستند. هيچ گاه هيچ چيز از گفته هاي شما را جدي نمي گيرند. حتي هنگامي که ناراحت هستيد، سعي مي کنند شما را با حرف هايشان از احساسات تان خارج کنند. مي خواهم شما را با آقاي نيش و کنايه زن آشنا کنم. او هميشه يک عالمه خنده در آستين آماده دارد. مگر اينکه حوصله ي خنديدن را نداشته باشيد. اما او طريق ديگري براي برخورد با احساسات نمي شناسد. اينکه آن ها را مسخره کند و اين به معناي آن است که شما را مسخره مي کند.
مرد کنايه زن در ابتدا بي ضرر و بي خطر به نظر مي رسد. زيرا هميشه مشغول شوخي کردن است و لطيفه گفتن. چطور مي توانيد از مردي که مدام مي خندد و خوشمزگي مي کند عصباني شويد؟ مشکل اين جاست
که او هرگز نمي خواهد در مکالمه اي جدي شرکت کند. در واقع او به هر قيمت باشد از هر نوع رويارويي و برخورد فرار مي کند. هنگامي که موضوعي را با اومطرح مي کنيد «اَه و اوه» مي کند و آن را طوري جلوه مي دهد که گويي «خيالي» نيست. هنگامي که به او مي گوييد مي خواهيد با او درباره ي چيزي صحبت کنيد مي گويد بچه شده ايد يا شما را احمق مي خواند. هنگامي که جرأت آن را به خود مي دهيد که بگوييد عصباني هستيد، تلاش مي کند گفته هاي تان را کم اهميت جلوه دهد و سپس با اين عنوان که احمقانه است از آن طفره برود.
در پشت تمامي رفتارهاي مرد کنايه زن (آقاي نيش و کنايه)ترس از مکالمه ي مستقيم و رو در رو، ترس از احساسات و صميميت واقعي نهفته است. گوشه و کنايه هاي نيشدار او تلاشي هستند براي پس زدن مسئله يا موضوعي مهم و يا فرار از شکايت هاي ديگران. آن هم فقط به اين دليل از رويارويي با آن ها واهمه دارد. به همين دليل تلاش براي ارتباط با آقاي کنايه زن نبردي بس سخت و دشوار است. به زبان ساده او از رو به رو شدن با هرچيز ناخوشايندي سرباز مي زند. هر چيز که مذاق او سازگار نيايد او را آزار مي دهد و ناراحت مي کند. لذا به طنز و شوخ طبعي متوسل مي شود تا عصبيت خود را بپوشاند.مشکل نيز اينجاست که در نهايت شما را مضحکه ي لطيفه هاي خود مي کند.
آقاي کنايه زن:خانم خشک و جدي
عجيب ترين اتفاقات و بلاهاي دنيا بر سرزني که با آقاي کنايه زن رابطه دارد نازل مي شود. هرچه او بيشتر همه را به مضحکه مي گيرد شما گرفته تر، غمگين تر و ناراحت تر مي شويد. تا آن جا که به زني خشک و بيش از حد جدي بدل مي شويد. به او مي گوييد: «اَه، دست بردار. کمتر مسخره بازي در بيار.» «خيلي جدي مي گم. من و تو بايد بنشينيم و حتماً صحبت کنيم.» «اصلاً هم خنده دار نيست، موضوع خيلي براي من مهمه.» هرگاه که مي خواهيد با آقاي کنايه زن صحبت کنيد، مجبوريد از خودتان دفاع کنيد زيرا او استاد اين است که صحبت هاي شما را احمقانه يا بي اهميت جلوه دهد. آيا تعجبي است که همواره در پايان احساس کنترل شدگي مي کنيد؟به همين دليل است که طعنه و کنايه به راستي شکلي از خشم و رفتاري تهاجمي ـ انفعالي به حساب مي آيد. اين رفتار بدين منظور طراحي شده است که شما را از صحنه خارج سازد و احساس حماقت و مسخره بودن به شما بدهد.آن هم تنها به اين دليل که فکر ابراز خويشتن را به ذهن خود راه داده ايد.
بودن با مرد کنايه زن بي شک به احساس عزت نفس و احترام شخص شما لطمه مي زند. هر چند که او به طرزي سرگرم کننده و شوخ طبعانه ضربه هاي خود را فرو مي آورد. اما گوشه و کنايه هاي نيشدار او عملاً تحقيرهاي استتار شده اي هستند براي مخابره کردن اين پيام به شما که بيش از حد حساس و احساساتي هستيد. به همين دليل احساسات تان ارزش جدي گرفته شدن را ندارند.
راه حل:
فرض کنيد نزد رئيس خود رفته و به اوگفته ايد که مي خواهيد در رابطه با برنامه اي که بر روي آن کار مي کنيد، با او صحبت کنيد. و او به مسخره به شما جواب مي دهد که:«اُه، آيا کارمند کوچولوي من از چيزي در رابطه با اين برنامه ناراحت شده است و مي خواهد کمي گريه کند، اُه، طفلي!» چه احساسي به شما دست خواهد داد؟ آيا عصباني نخواهيد شد و احساس نخواهيد کرد که به شما توهين شده است؟ اين دقيقاً همان احساسي است که هر گاه به درخواست هاي نامزد/همسرتان با گوشه و کنايه پاسخ مي دهيد به او دست مي دهد.
هرگاه متوجه شديد که مي خواهيد آنچه را که بين شما و نامزد/همسرتان پيش آمده است کوچک يا سبک جلوه دهيد، لحظه اي بايستيد و به ياد بياوريد که او همان زني است که دوستش داريد. او مي خواهد درباره موضوع مهمي با شما صحبت کند. اهميتي ندارد براي شما مهم باشد يا نباشد. چنانچه فرزند کوچک تان گريه کنان به دليل اين که توپ خود را گم کرده است نزد شما بيايد او را مسخره نخواهيد کرد و به او نخواهيد گفت که: «اَه، چه بچه ي نق نقويي. يک توپ مسخره و بي ارزش که اين قدر گريه کردن نداره.» به طرز مشابهي چرا بايد به معشوق خود و آن کس که به او عشق مي ورزيد اين گونه برخورد کنيد؟
به گفته هاي نامزد/همسر خود گوش بسپاريد و سعي کنيد که از تکنيک ها و روش هاي ارائه شده در اين کتاب استفاده کنيد و گوشه و کنايه را کنار بگذاريد.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)