جمله/عبارت: سخت نگير!
چرا زن ها از شنيدن اين جمله/ عبارت بيزارند:
بي اعتناي و بي تفاوتي تا چه حد!؟ اين جمله اهميت احساسات ما و نيز آنچه را که درباره اش صحبت يا مذاکره مي کنيم کوچک جلوه مي دهد و ضمناً به اين معناست که زيادي موضوع را جدي و مشکل گرفته ايم. ترجمه:«نمي خواهم درباره اين موضوع با تو هيچ صحبتي بکنم.» پاسخ ما:«خودت سخت نگير.ما فقط مي خواهيم صحبت کنيم نه اينکه روي شما عمل جراحي قلب باز انجام دهيم!»
جمله/عبارت:به اعصابت مسلط باش
چرا زن ها از شنيدن اين جمله/ عبارت بيزارند:
درست مانند «آروم باش» و «سخت نگير» حتي به مراتب بدتر! اين احساس به ما دست مي دهد که گويي به ما برچسب بيمار رواني زده ايد. «خانم جونز، به اعصاب خودتون مسلط باشين الآن مي گم آرام بخش بهتون تزريق کنن!» هي، تنها اگر کمي با ما درباره ي آنچه آزارمان مي دهد حرف بزنيد آرام خواهيم شد! روشن شد؟!
هنگامي که به ما مي گوييد «بر اعصاب خودت مسلط باش» براي ما به اين معناست که از کاهي کوهي ساخته ايم.خب،مردان عزيز: چه فکر مي کنيد؟ اگر مي خواهيم درآن باره صحبت کنيم پس حتماً موضوع مهمي است.
جمله/عبارت:داري دوباره جوش مي آوري
چرا زن ها از شنيدن اين جمله/ عبارت بيزارند:
به راستي مضحک است. هنگامي که از آنچه مي گوييم خوشتان نمي آيد مي گوييد: «داري جوش مي آوري» اما چنانچه در باره اين که چه رئيس بدي داريد که به شما اضافه حقوق نداده مدام صحبت کنيم و در دفاع از شما از او شکايت کنيم، هرگز فکر نمي کنيد که زيادي داريم جوش مي آوريم!؟
آنچه از نظر شما واکنش اضافي و نامتناسب به شمار مي رود از نظر ما تنها يک واکنش است. اما احساسات و عواطفي را در خود تجربه کرده ايم وتنها مي خواهيم آن ها را ابراز کنيم.راستي، چنانچه به ما بگوييد: «داري دوباره جوش مي آوري» آن وقت خواهيد ديد که جوش آورده ايم!
جمله/عبارت:داري از کوره در مي روي
چرا زن ها از شنيدن اين جمله/ عبارت بيزارند:
قبل از آن که اين را بگوييد به راستي طبيعي هستيم و حالمان خوب است. اما به محض آنکه اين را بگوييد، قطعاً يک قدم ما را به جنون و ديوانگي نزديک تر مي کنيد!
مردان عزيز: فکر کنم تعريف شما از در رفتن از کوره، زماني باشد که صداي ما از حد يک زمزمه و نجوا بالاتر برود يا مثلاً يک قطره اشک از چشمان ما بچکد. درست مانند اين که هرگاه از لوستر جديد که خريده ايم خوش تان نيامده باشد شما را متهم کنيم که بيش از حد بي احساس و بدسليقه هستيد و مطمئناً مي خواهيد با اين کار ما را اذيت کنيد. ببينيد، ما خودمان مي دانيم که به ديوانگي و جنون نزديک شده ايم. اما باور کنيد هرگاه ما اين جمله را از شما مي شنويم اصلاً ارزيابي درستي نداريد.با وجود اين چنانچه اصرار داريد که حق با شماست در آن صورت شاهد نمايش زيبا و مؤثري از ديوانگي نيز خواهيد بود!
جمله/عبارت: «اينقدر بچه نشو» «احمق نشو» «زياد احساساتي/خيالاتي شده اي» «خيلي احساس ناامني داري»
چرا زن ها از شنيدن اين جمله/ عبارت بيزارند:
خداي من!از راهنمايي ها و دلسوزي هاي شما متشکريم. حال، خيلي حالمان بهتر شد. شما با اين گفته هاي تان ما را از بدبختي و فلاکتي که در آن غوطه ور بوديم، نجات داديد. چطور نمي توانستيم ببينيم که تا اين حد احمق هستيم!؟!؟
مردان عزيز: هنگامي که چنين چيزهايي را به ما مي گوييد واقعاً انتظار داريد چه پاسخي از ما بشنويد؟ اساساً جملاتي از اين قبيل همگي توهين و بي احترام تلقي مي شوند و بسيار ناراحت کننده اند و موجب رنجش ما مي شوند که ببينيم مردي که دوستش داريم، رودر رو به ما توهين مي کند.
ادامه دارد ....







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)